بستن
کد خبر: ۱۵۱۵۳۳۱
کامران غضنفری با شکایت حسن روحانی به حبس محکوم شد

پایان دوران اتهام زنی های بی هزینه

پایان دوران اتهام زنی های بی هزینه
آرمان ملی- مرتضی خبازیان: با انتشار خبر محکومیت کامران غضنفری در دادگاه تجدیدنظر این سوال مطرح شده است که مرز بین رقابت سیاسی و دشمنی کجاست؟ در فضای سیاسی دیده می‌شود که گاهی یکی از چهره‌های شناخته شده، رقیب سیاسی خود را با کلماتی توصیف می‌کند که حتی اگر واجد وصف مجرمانه نباشد، از اخلاق فاصله دارد.

 احتمالا این افراد نمی‌دانند در صورتی که منظور نظر آنها حاصل شود، نتیجه‌ای جز انسداد فضای سیاسی نخواهد داشت. در این بین سوال دیگری مطرح می‌شود که آیا کسی که اتهامات اثبات نشده را علیه رقیب سیاسی خود برزبان می‌راند، می‌داند از دایره رقابت سیاسی خارج شده و در حال دشمنی ورزیدن است؟ آیا او می‌تواند بین این دو وضعیت خطی ترسیم کند تا موضوع برای خودش روشن شود؟ کامران غضنفری، حسن روحانی را به جاسوسی برای MI۶، ارتباط با سرویس‌های خارجی، داشتن تابعیت انگلیسی و از اینها مهم‌تر به افساد فی‌الارض متهم کرده بود. دفاع او این بود که مطالب مطرح شده را از برخی اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس یا گزارش‌های مربوط به مسئولان دوتابعیتی شنیده و ردصلاحیت روحانی در انتخابات مجلس خبرگان نیز مؤید ادعا‌های اوست. حسن روحانی به‌جای پاسخ دادن در رسانه‌ها کار درست را انجام داد و از کامران غضنفری شکایت کرد. در نتیجه شکایت روحانی، محکومیت کامران غضنفری به اتهام‌های توهین، افترا و نشر اکاذیب رایانه‌ای تأیید شد. دادگاه اول در سال ۱۴۰۳ او را بابت هریک از دو عنوان توهین و افترا به پرداخت پانصد میلیون و یک ریال جزای نقدی و بابت نشر اکاذیب رایانه‌ای به سیزده ماه و شانزده روز حبس تعزیری محکوم کرد. غضنفری کوتاه نیامد و نسبت به حکم دادگاه اعتراض کرد. دادگاه تجدیدنظر اعتراض او را مؤثر ندانست و حکم را عیناً تأیید کرد و حالا گفته می‌شود این رأی قطعی است و مجازات اشد قابلیت اجرا دارد. در سوی دیگر کامران غضنفری گفته است: «این حکم را قبول نداریم و درخواست اعاده دادرسی خواهیم کرد». به نوشته ایسنا او با رد صحت ادعای وکیل روحانی، گفته است: «حکم باید مجدداً بررسی شود. ما در دادگاه اظهار کردیم ادعایی که وکیل شاکی مطرح کرده، صحت ندارد. برای این موضوع استدلال کردیم و مستند ارائه دادیم». غضنفری با طرح این ادعا که دادگاه به اعتراض و مستندات ارائه‌شده از سوی او توجه نکرده است، افزود: «به همین دلیل درخواست اعاده دادرسی خواهیم کرد». نماینده تهران در مجلس طرح شکایت حسن روحانی از وی را باعث افتخار خود دانست و ادامه داد: «اگر امثال او از من تعریف و تمجید کنند، برای من مایه سرشکستگی و ننگ است». 

حمله به رقیب

این روز‌ها بسیار دیده می‌شود که چهره‌های شناخته شده که به یک جریان سیاسی خاص ربط دارند، هرگاه تریبون به دست می‌آورند، با لحن عجیبی به رقبای سیاسی خود حمله می‌کنند. در جوامع دیگر هم می‌توان چنین رفتاری را مشاهده کرد، اما نکته این است که کجا این رفتار به دشمنی پهلو می‌زند؟ هرجا که ادعای ثابت نشده‌ای که وصف مجرمانه داشته باشد به زبان بیاید، مساله از رقابت سیاسی دور شده و به وادی دیگری تصعید شده است. این رفتار بی‌هیچ تردیدی به طرفداران کشیده می‌شود و برای همین است که می‌بینیم در فضای مجازی امکان گفت‌و‌گو از بین رفته یا بسیار ضعیف شده است. طرفداران گروه‌های سیاسی فضای مجازی را به محل نزاع و ناسزا تبدیل کرده‌اند. آیا چهره‌های سیاسی که ادعا‌های ثابت نشده به رقیب وارد می‌کنند می‌توانند درک کنند که این کار چه نتیجه‌ای به دنبال خواهد داشت؟ رفتار فعالان سیاسی به شکل قطبی‌شدن عاطفی در بین طرفداران بروز می‌کند. یعنی افراد بیش از آنکه به دیدگاه‌های طرف مقابل مخالف باشند، نسبت به خود طرفداران جریان مقابل احساس شدید منفی خواهند داشت. 

افتاده در چاه

با نظر به حکم تجدید شده دادگاه، می‌توان امیدوار بود فعالان سیاسی متوجه این مهم شده باشند که مرز بین دشمنی و رقابت را در نظر بگیرند. در این موضوع صداوسیما می‌تواند نقش سازنده ایفا کند، اگر البته خود صداوسیما بتواند از این بلیه دور بماند. در برنامه‌های تحلیلی صداوسیما بار‌ها شاهد طرح ادعا‌های اثبات نشده بوده‌ایم. یا مشاهده شده که در برنامه صداوسیما کارشناس مدعو نمی‌تواند بین خشم خود از رقیب سیاسی و واقعیت‌های جامعه مرز بکشد و دچار پرگویی و خطا می‌شود. چندی پیش یکی از کارشناسان با اشاره به نام روحانی، ظریف و خاتمی آنها را با شخصیت‌هایی از صدر اسلام مقایسه کرد. از روی ترتیب کلمات یا شدت و حدت توصیف‌ها به راحتی می‌شد درک کرد که او در چه چاهی افتاده است. بیشتر پژوهشگران معتقدند که رقابت به خودی خود مشکل‌ساز نیست بلکه زمانی به دشمنی تبدیل می‌شود که رقیب دیگر صرفاً مخالف تلقی نشود، بلکه تهدید یا دشمن دیده شود. عجیب این است که در فضای سیاسی کشور، انتخابات برگزار می‌شود و بازنده از برنده انتخابات خشم به دل می‌گیرد، خشمی که با گذر زمان هم از آن کاسته نمی‌شود. فعالان سیاسی باید بدانند که چه عواملی گذر از رقابت به دشمنی را سریع‌تر می‌کند. اگر افراد بگویند «من با سیاست‌های فرد یا فلان حزب مقابل مخالفم»، هنوز رقابت عادی است، اما اگر گفته شود که «طرفداران حزب مقابل آدم‌های بد، خطرناک یا غیرمیهن دوست و خائن و منافق هستند»، رقابت وارد مرحله هویتی می‌شود. وقتی هر طرف تصور کند طرف مقابل قواعد بازی را رعایت نمی‌کند یا قصد حذف او را دارد، همکاری دشوار می‌شود و در این شرایط، حتی اقدامات عادی نیز با سوءظن تفسیر می‌شوند. استفاده از برچسب‌هایی مانند خائن، دشمن ملت، فاسد یا غیرقابل اصلاح می‌تواند فاصله میان گروه‌ها را بیشتر کند و با چنین زبانی گفت‌و‌گو و مصالحه سخت‌تر خواهد شد. در عین حال عواملی هم وجود دارند که مانع تبدیل رقابت به دشمنی می‌شوند که می‌توان آنها را به شکل خلاصه چنین تعریف کرد: پذیرش مشروعیت رقیب، حتی در صورت اختلاف عمیق. پایبندی مشترک به قواعد قانونی و نتایج فرایند‌های سیاسی. وجود کانال‌های گفت‌و‌گو و مذاکره. تعامل میان گروه‌های مختلف در محیط‌های کاری، آموزشی و اجتماعی و پرهیز رهبران و رسانه‌ها از زبان تحریک‌آمیز. حال باید دید رای دادگاه غضنفری می‌تواند تاثیری در تلطیف فضای سیاسی کشور داشته باشد؟ آیا گروه‌های خشمگین سیاسی می‌توانند متوجه شوند که شرایط کشور تا چه حد خطیر است و لازم است در این وضعیت وحدت به شکل حداکثری در نظر گرفته شود؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار