این سخنان شاید برای بسیاری از مفسران، تحلیلگران و نویسندگان صرفاً بیان مواضع ایران قلمداد شود، اما درون این مواضع دو سطح از دیدگاه تهران در حال بیان شدن است که در شرایط فعلی منطقه، تنگه هرمز، بابالمندب و همچنین در وضعیت کنونی نظام بینالملل دارای اهمیت است.
ایران علیه نظامیگری
بخش اول سخنان عراقچی به موضوع استفاده از زور و همچنین نظامیگیری در مقیاس جهانی است که میتوان آنرا دارای ابعاد حقوقی و نه صرفاً سیاسی دانست. او در سخنان خود اعلام کرد که «اکنون الگویی خطرناک شکل گرفته است که در آن زور نظامی دیگر بهعنوان آخرین راهحل مورد استفاده قرار نمیگیرد، بلکه به سازوکاری دائمی برای بازطراحی چشمانداز سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است. در چنین شرایطی، تجاوز عادی میشود، تشدید تنش نهادینه میشود و ویرانی، از یک پیامد جنگ به ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل میگردد و این روند در مرزهای غزه و لبنان متوقف نشد». عراقچی در بخش دیگری از سخنان خود موضوع ایران را مطرح میکند و میگوید «تجاوز نظامی ایالات متحده و رژیم اسرائیل علیه ایران نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ جنگی که غیرقانونی، ناعادلانه و تجاوزکارانه و بدون هیچ تحرک قبلی بود. این جنگ بخشی از الگوی گستردهتر از تجاوزهای بدون مجازات، از جمله کارزار ترورهای هدفمند مسئولان ایرانی، تهدید علیه مقامات و شخصیتهای سیاسی، نقض حاکمیت کشورها و بیکیفرمانی اقدامات تجاوزکارانه است. اگر با واکنش مؤثر جامعه بینالمللی مواجه نشوند، بهتدریج مرزهای ممنوعه حقوق بینالملل را از میان خواهند برد». رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان در بخش دیگری از سخنان خود به این موضوع اشاره میکند که «راهحل، کنار گذاشتن چندجانبهگرایی نیست، برعکس، جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به چندجانبهگرایی واقعی، مؤثر و عادلانه نیاز دارد. چرخش جهانی مستلزم اراده و شجاعت سیاسی برای تغییر مسیر حرکت کنونی است و باید از نظامیگری به سوی توسعه پایدار، از مداخلهگرایی به سوی احترام به حاکمیت ملی، از مجازات جمعی به سوی حمایت از غیرنظامیان، از پاسخگویی گزینشی به سوی عدالت جهانشمول، و از جنگهای بیپایان به سوی صلحی پایدار گام بردارد». سخنان عراقچی در این بخش از این جهت اهمیت دارد که او به دنبال آن است تا جامعه جهانی را به این خروجی و نتیجه برساند که ورود به بازی نظامیگری در جهان چیزی جز نتیجه فعلی را ندارد و در این میان تمام جهان هزینه آنرا پرداخت میکنند که بحث انرژی و مشکلات به وجود آمده کنونی در این مسیر حاصل همین سیاستها است و چیزی جز تغییر پارادایم یا چرخش در سیاست جهانی نمیتواند این وضعیت را از حالت بحرانی خود خارج کند.
هشدار در مورد امنیت منطقه.
اما بخش مهم سخنان رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان به موضوع منطقه و امنیت خارومیانه مربوط بود. او صراحتاً اعلام کرد که «در خاورمیانه، امنیت پایدار نمیتواند از بیرون منطقه دیکته شود. امنیت منطقه باید متعلق به خود منطقه باشد و کشورهای منطقه باید بتوانند درباره امنیت، ثبات، توسعه و آینده مشترک خود گفتوگو کنند و راهحلهای خود را بدون مداخله قدرتهای خارجی بیابند». او همچنین اعلام کرد که برای جمهوری اسلامی ایران، این صرفاً یک دیدگاه نظری نیست. این رویکرد، حاصل تجربهای تاریخی و درسی است که ملت ایران هزینههای سنگینی برای آن پرداخته است. ما باور داریم امنیت پایدار از مسیر گفتوگو، اعتمادسازی، همکاری و احترام متقابل میان کشورهای منطقه حاصل میشود، نه از مسیر حضور نظامی قدرتهای خارجی و تحمیل اراده آنان». اینکه چرا این بخش از سخنان عراقچی مهم قلمداد میشود به این دلیل است که اساساً ایالات متحده در حال شکل دادن تحرکات سیاسی-امنیتی جدید است که بتواند به هر ترتیب که شده یک پیوند جدید و عمیق میان کشورهای عربی و اسرائیل در حوزه نظامی، تبادل اطلاعات و مسائل امنیتی ایجاد کند. در این راستا هفته گذشته اکسیوس گزارش داد که نشستی محرمانه با حضور فرماندهان ارشد نیروهای مسلح اسرائیل و ۷ کشور عربی (عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت، قطر، اردن و مصر) به میزبانی فرمانده سنتکام در آلمان برگزار شده و این نخستین نشست مهم نظامی از زمان آغاز جنگ ۶ ماهه آمریکا و اسرائیل با ایران است و فرمانده سنتکام در این نشست تلاش کرده به اعراب اطمینان دهد آمریکا نیروهای خود را از منطقه خارج نخواهد کرد و برنامهای برای ایمنسازی تردد در تنگه هرمز دارد. این موضوع را اگر در کنار درخواست کمکهای اطلاعاتی عربستان از اسرائیل در قبال جنگ با انصارا... قرار دهیم به وضوح میبینیم که عراقچی دقیقاً به چه مسالهای اشاره کرده است. فارغ از این مسائل باید توجه شود که ترامپ همچنان به دنبال احیای میراث خود در دور اول ریاست جمهوری یعنی توافق ابراهیم و قبض و بسط آن به سایر کشورهای عربی و اسلامی است که وضعیت کنونی منطقه نیز برای آن غنیمت به حساب میآید.