چنانکه هر از چندی گامهایی را در قبال دولت و رئیسجمهور تعریف و بر مبنای آنها حرکت میکنند. آنهایی که حتی پیش از انتخابات و روی کار آمدن مسعود پزشکیان به عنوان رئیسجمهور برنامههای خاص خود را برای تصاحب پاستور ریخته بودند و خود را سکاندار بلامنازع پاستور پس از دولت ناتمام رئیسی میدانستند؛ اما با حمایت مردم و پیروزی پزشکیان نقشههای آنها بر باد رفت و از آن پس تلاش کردند برنامههای تازهای را برای تخریب، سیاهنمایی و زمینگیر کردن دولت پزشکیان در دستور کار قرار دهند؛ لذا از همان زمان ابتدای روی کار آمدن دولت در جایی که میتوانستند با فشار دولت را وادار به کاری کنند، مثل ماجرای رای اعتماد به وزرا یا فشار برای کنار گذاشتن محمدجواد ظریف از این مسیر وارد شدند، اما جایی که با فشار نتوانستند کار را پیش ببرند مثل ابلاغ و اجرای قانون حجاب به سمت حمله، هجمه، تجمع و هتاکی به رئیسجمهور و دولتمردانش روی آوردند. نمونههای مختلفی از این رویکرد را میتوان برشمرد که شاید بارزترین آنها حمله و هتاکی به مسئولان در جریان آئیین تشییع رهبر شهید بود؛ لذا با وجود تعارفاتی که تندروها و جریان مخالف دولت مبنی بر حفظ وحدت و انسجام ملی مطرح میکنند، برای تخریب رئیسجمهور، دولت و برنامههایش برنامهها دارند و روزی نیست که به بهانههای مختلف به دولت حمله نکنند. حتی چندی پیش نیز رئیسجمهور در خصوص چهره سرشناس و مغز متفکران این جریان یعنی سعید جلیلی گفت: «به همین آقای جلیلی هم گفتهام که برای حل مشکلات به دولت کمک کند، هر کجا که میتواند اختیار میدهم که مشکلات را حل کند، پیشنهاد نمیخواهم، مشکل ما نبود راهحل نیست، مشکل ما وجود افرادی است که بدانند، بخواهند و بتوانند مشکلات را حل کنند». اما واقعیت این است که این جریان و افراد منتسب به آن اساسا دنبال حل مشکلات کشور نیستند و با تمام توان درصدد تخریب و زمینگیر کردن دولت هستند که آن را در دست رقیب سیاسی خود میبینند. اگر نه هر کس که حب وطن و اعتلای کشور را در دل داشته باشد بدون هیچ چشمداشتی برای حل مشکلات میشتابد. هر چند که نه این دولت جلیلی حتی در خوایت رئیسجمهور فقید مرحوم آیتا... رئیسی را نیز برای همکاری در دولت در جهت حل مشکلات کشور نپذیرفت تا مشخص شود این جماعت درد حل مشکلات کشور ندارند و فقط دنبال قدرت هستند. چرا که هر کسی با کوچکترین سطح اطلاعاتی میداند که برای حل مشکلات کشور باید راههای مختلفی مد نظر قرار گیرد و اینکه صرفا در شرایط فشار اقتصادی و تحریم فقط دنبال جنگ برای کشور باشند، منطقی به نظر نمیرسد.
* از تخریب تا درخواست استعفا
عدهای همنوا با تندروها دنبال تحمیل شروع جنگ به دولت و حاکمیت هستند و نباید از این موضوع به سادگی عبور کرد، چراکه اساسا تصمیمات کلان در مراتب بالایی نظام و از سوی رهبر انقلاب و مسئولان ارشد کشور اتخاذ میشود و اگر قرار بر جنگ و یا مذاکره باشد این مقامات عالیه کشور هستند که این موضوع را اعلام میکنند. اما واقعیت امر این است که اکنون با وجود اینکه نیروهای مسلح کشورمان در اوج آمادگی قرار دارند باید شرایط عمومی جامعه و نارضایتیهای اقتصادی و معیشتی را چاره کرد تا تابآوری مردم ادامهدار باشد. دولت نیز دنبال اقداماتی است که این مهم را رقم بزند. در همین راستا چندی پیش یوسف پزشکیان فرزند رئیسجمهور در واکنش به برخی جریانات که نسخه جنگ برای کشور میپیچند و یمن را شاهد مثال میآوردند در ایکس نوشت: «شما که مدعی هستین پیشتاز بشین؛ مثل مردم یمن زندگی کنین، یارانه نگیرین، از برق سراسری استفاده نکنین، هزینههای زندگیتان را نصف کنین، سفر نکنین جز به ضرورت و از هیچ خودرویی استفاده نکنین. اگر همین مردم جانفدا بتوانند هزینه زندگی خود را نصف کنند دولت هم زبانش در مقابل دشمنان دراز میشود. نمیشود از وضعیت معیشت و اقتصاد و زندگی ناله و شکایت کرد و از طرف دیگر گفت که بزنید به دهان فلانی و فلانی». این اظهارات یوسف پزشکیان با واکنشهای مختلفی مواجه شد و عدهای وی را مورد حمله و مذمت قرار دادند و عدهای نیز در حمایت از وی در آمدند. اما در صف مخالفان مواجهه میثم نیلی برادر داماد رئیسجمهور فقید و مدیرمسئول رجانیوز جالب بود که در پاسخ به فرزند رئیسجمهور نوشت: «به پدر گرامی سلام برسانید و بفرمایید سطح زندگی و معاش مردم در این دوسال مشعشع دولت شما نه نصف بلکه به مراتب کمتر از نصف شد. شاید انصاف این باشد که شما هم متقابلا طول دوره مسئولیت درخشان دولت وفاقتان را به نفع وضع معاش مردم و برای پیشرفت کشور، نصف بفرمایید». اما یک کاربر خطاب به جریان مخالف رفع تنش نوشت: «مگه شما دنبال ادامه جنگ نیستید؟ چرا دو کلمه حرف حساب یوسف پزشکیان بهتون برخورده؟ تبعات ادامه جنگ رو بپذیرید و آنقدر نق نزنید!» کاربر دیگری هم نوشت: «یوسف پزشکیان مثل همه ایرانیان حق نظر دادن داره، حق صحبت کردن داره، حق انتقاد داره. هر وقت عزل و نصب کرد، یا مشاوره داد و نظراتش اعمال شد بیایید صحبت کنیم. این حرفها به شماها نمیرسد».
* پشت پرده انتخاباتی
آنچه مسلم است تندروها در برنامه مواجهه گام بهگام با دولت پزشکیان اولویت خود را تغییر دادهاند. چنانگه اگر تا دیروز تمامی برنامهها پیرامون زمینگیر کردن و ساقط کردن دولت بود، امروز برنامه خود را بر فشل کردن و ناکارآمد جلوه دادن دولت متمرکز کردهاند؛ لذا با تخریب و فشار به دولت دنبال آن هستند تا هزینه تصمیمات سیاسی را برای دولت تا جایی بالا ببرند که دولت نتواند به آسانی تصمیم بگیرد. البته تناقض در رفتار و گفتار این جریان به وضح قابل مشاده است. چنانکه چندی پیش یکی از افراد این جریان گفته رئیسجمهور ۲۸ بار تقاضای استعفا کرده و ما آن را نگه داشتیم، اما از سوی دیگر هر از چندی خواهان استعفای دولت پزشکیان میشوند که توئیت اخیر نیلی را میتوان حد اعلای چنین تناقضی دانست. لازم بهذکر نیست که تندروها از هم اکنون به فکر انتخابات بعدی هستند و تحرکات امروزی آنها را میتوان به سان تکههای پازل برای انتخابات بعدی دید. ناکارآمد جلوه دادن دولت برای تندروها این آورده را دارد که اگر دولت و جناح موافق رفع تنش بخواهند در انتخابات بعدی حاضر شوند، این جریان میتواند با سیاهنمایی علیه عملکرد دولت و جریان حامی در نگاه جامعه به آنها تاثیر بگذارد. به هرحال جامعه هم علاقه ندارد که دولتی ادامه داشته باشد که نمیتواند در بزنگاهها تصمیم بگیرد. تمام ماجرا این است که تندروها میخواهند دولت را در تصمیمگیری فشل کنند تا در انتخابات میوه آن را بچینند.