کافی است مواضع تندروها را در دو ماه گذشته در قبال دولت، رئیسجمهور، رئیس مجلس، وزیر امور خارجه و حتی مسئولان سابق کشور مرور کنیم تا بدانیم این جریان چه رویکردی را در قبال مسئولان داشته است. روزی نیست که شاهد تخریبها علیه دولت، مسئولان و تصمیمات اتخاذ شده نباشیم و تجمعات شبانه به جای ندای وحدت و انسجام شعار مرگ بر فلان شخص را برجسته کنند. در حالی که لازمه امروز کشور برای برون رفت از شرایط کنونی حمایت از مسئولان و انسجام ملی است. اتفاقا آنها که بسیار داد انقلابیگری سر میدهند و صرفا خود را دلسوز نظام و کشور میشمارند باید بدانند که دشمن تمام عزم خود را روی بهرهبرداری از اختلافات، دوقطبیها و التهابات در جامعه قرار داده و به دنبال این است که از این اتفاقات بهترین دستاورد را داشته باشد. اگر این موضوع از سوی تندروها فهم شود به واقع میتوان امیدوار بود که دیگر شاهد حمله و تخریب مسئولان و ایجاد اختلاف و انشقاق در جامعه نخواهیم بود. اصل این است که همه منافع ملی را اولویت قرار دهند و در این مسیر احتجاجات شخصی و جناحی را کنار بگذارند. از طرفی آنهایی که داعیه ولایتمداری دارند و خط قرمز و فصلالخطاب را سخنان رهبر انقلاب میدانند نیز اگر به بیانیههای ایشان مراجعه کنند در خواهند یافت که مهمترین تاکیدات ایشان نیز بر حفظ انسجام ملی، حمایت از مسئولان و پرهیز از اختلاف افکنی و دوقطبیسازی بوده است؛ لذا به نظر میرسد در شرایط حساس کنونی هرگونه تحرک علیه ارکان حاکمیت به بهانههای مختلف خلاف وحدت و انسجام و بازی در زمیبن دشمن است.
*نشست پزشکیان با سیاسیون
یکشنبه بود که رئیسجمهور نشستی تحت عنوان هماندیشی «ظرفیتسازی و همافزایی ظرفیتهای ملی برای خنثیسازی راهبرد دشمن در جنگ ترکیبی علیه کشور» با جمعی از فعالان سیاسی، مدیران اجرایی و مسئولان حوزههای دینی و فرهنگی برگزار کرد و برخی چهرههای سیاسی در این دیدار به ارائه دیدگاهها و پیشنهادهای خود درباره مهمترین مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی کشور پرداختند. در این نشست محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی در سخنانی با تأکید بر ضرورت ظرفیتسازی گسترده و افزایش همافزایی ملی، بر بسیج همه ظرفیتهای کشور و افزودن این ظرفیتها به توان اجرایی دولت و نیروهای مسلح تأکید کرد و با مرور برنامهها و اقدامات دشمن در حوزههای نظامی، سیاسی و اقتصادی برای وارد کردن آسیب به کشور، بر ضرورت تجمیع ظرفیتهای ملی و حفظ وحدت و انسجام مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی برای عبور کشور از چالشهای پیشرو تأکید کرد. اما نکته جالب این نشست مواضع سران جبهه پایداری بود که در نوع خود قابل تامل مینمود، جایی که دبیرکل جبهه پایداری با با تأکید بر حمایت از دولت، اظهار داشت: موفقیت دولت به نفع نظام است و تضعیف آن به کشور آسیب میزند. صادق محصولی بر برگزاری جلسات کارشناسی بین دولت و نیروهای تخصصی، توجه جدی به اقتصاد مقاومتی و ایجاد سازوکار مناسب برای پذیرش پیشنهادهای کارشناسی تأکید کرد. وی همچنین تسریع در بازگشت ارزهای صادراتی را از مسایل مهم اقتصادی کشور دانست. از طرف دیگر مهرداد بذرپاش وزیر راه و شهرسازی دولت سیزدهم نیز از عملکرد دولت در دوره جنگ تقدیر کرد و پیشنهاد استفاده از ظرفیت وزرا و مدیران دولتهای گذشته را برای انتقال تجربه و کمک به حل مسایل کشور مطرح کرد. وی همچنین انسجام داخلی را یک ضرورت حکمرانی دانست و بر بهبود ارتباط دولت با جامعه و کاهش فاصله میان عملکرد واقعی دولت و ادراک عمومی تأکید کرد».
*موضع دوگانه در قبال دولت
شاید امروز اگر از هر ناظر آگاه و منصفی در قبال نوع برخورد جریانهای مخالف دولت از جمله جیهه پایداری و سایر جریانات پرسش شود همه حمله، هجمه و تخریب را وجه بلافصل در برخورد این جریانها با رئیسجمهور و دولت بر میشمارند. چنانکه این مواضع را در دولتهای پیشین مثل دولت حسن روحانی نیز شاهد بودهایم. چه اینکه رئیسجمهور نیز در این نشست موضع خود را در قبال انتقادات و تخریبهای تندروها نشان داد و گفت: «انتقاد درباره عملکرد دولت در تئوری ساده است، اما در میدان عمل، بهویژه در شرایط خطیر کنونی، با پیچیدگیهای فراوانی همراه است». پزشکیان حتی به اظهارات اخیر خود نسبت به سعید جلیلی نیز گریزی زد و بیان کرد: «دعوت از همه برای مشارکت در حل مسایل کشور، یک باور و رویکرد جدی در دولت است و صرفاً به ارائه پیشنهاد و راهکار محدود نمیشود؛ بلکه مشارکت باید به مرحله عمل، اجرا و پاسخگویی منتهی شود». اما اینکه از طرفی به تخریب دولت و مسئولان میپردازند و از طرف دیگر از لزوم حمایت از دولت میگویند مقداری محل تعجب و تامل است و صرفا برخورد دوگانه آنها را میرساند. اینکه صادق محصولی در قامت دبیرکل جبهه پایداری از دولت دفاع میکند و موفقیت دولت را موفقیت نظام میخواند در نوع خود جای تقدیر دارد و در شرایط خاص چنین انتظاری هم از این جریان میرود، اما این پرسش را باقی میگذارد که آیا تغییری در موضع جریانات مخالف دولت ایجاد شده یا این دست اظهارات صرفا نوعی حمایت مقطعی برای خروج از شرایط فعلی است؟ این پرسش از این جهت مطرح میشود که عقبه عملکردی و رویکردی تندروها علیه دولت کاملا مشخص است و معلوم نیست اظهار نظر امروز آنها ناشی از باور به انسجام ملی است یا از تشتت جریانی در این مجموعه نشأت میگیرد. چنانکه امروز دبیرکل آنها از حمایت از دولت سخن میگوید، اما چهرههای شناخته شده و منتسب به این جریان کار دیگری میکنند. این جای تامل است که با وجود چنین شرایطی همچنان شاهد تناقضی آشکار در نوع رویه عملکری پایداریها هستیم و وحدت رویهای از سوی اعضای این جبهه دیده نمیشود. البته آنچه از عملکردها برمیآید اینکه جبهه پایداری و جریانهای همسو تغییر موضع ندادهاند و همچنان رویکردهای سابق خود را دنبال میکنند و به نظر این چنین مواضع و اظهاراتی هم صرفا جنبه تعارفات مرسوم را دارد.