سفر محمد خاتمی و طرح گفتوگوی تمدنها در سال ۷۷ موجب تغییر نگاه افکار عمومی جهان به ایران شد و جهانیان به وجه فرهنگی عمیق کشورمان بیشتر آشنا شدند. یکی دیگر از این سفرها که در خاطره جمعی ما مانده، سفر احمدینژاد در سال ۸۴ است که به سفر هالهنور مشهور شد. احمدینژاد در نخستین سفر خود به نیویورک در مجمع عمومی سخنرانی کرد و بعد از بازگشت، در دیدار با آیتا... جوادی آملی روایتی از احساس هالهای از نور هنگام سخنرانی مطرح کرد. این سفر بعدها به یکی از مشهورترین حاشیههای سفرهای خارجی احمدینژاد تبدیل شد. البته او در سال ۸۶ هم حاشیههای خاص خود را داشت و در سال ۹۰ هم به همراه هیاتی ۱۰۰ نفره در نیویورک حاضر شد. آن سفر با ۱۰۰ همراه را میتوان با سفر حداقلی مسعود پزشکیان مقایسه کرد. یکی دیگر از این سفرهای خاص، مربوط است به سفر حسن روحانی و گفتوگوی تلفنی او با اوباما. روحانی در نخستین سفر خود به نیویورک در سال ۱۳۹۲ در شرایطی به مجمع عمومی رفت که فضای سیاسی ایران و آمریکا تازه تغییر کرده بود. در حاشیه همان سفر، تماس تلفنی بین حسن روحانی و باراک اوباما انجام شد. در آن روزها مواجهه ایران و آمریکا در وضعیت خاصی قرار داشت و دو طرف متوجه اهمیت کاهش تنش شده بودند و هنوز چند سالی تا آمدن ترامپ به کاخ سفید مانده بود. آمدن فردی مانند دونالد ترامپ به کاخ سفید، تقریبا تمام معادلههای شناخته شده بینالمللی را بهم زد. ترامپ نشان داد که به هیچ قاعده و قانونی پایبند نیست و او به واسطه احساس حسادتی که به اوباما داشت، نمیتوانست میراث او را تایید کند. گفته میشود که بخشی از دلایل خروج ترامپ از برجام همین حسادت به اوباما بوده است. رد این حسادت را هنوز هم میتوان در سخنرانیهای او دید. به خصوص که اوباما جایزه صلح نوبل را هم دریافت کرد و این برای ترامپ غیر قابل تحمل است. به هر حال روحانی در سخنرانی مجمع عمومی از گفتوگوهای زمانبندیشده و نتیجهمحور سخن گفت و نشان داد ایران به سازوکار مذاکره برای مذاکره علاقه ندارد.
بار سیاسی یک سفر
اکنون رئیسجمهور پزشکیان در حالی به نیویورک سفر میکند که کشور با وجود لطمهها و صدمههایی که دریافت کرد، با وجود شهادت رهبر انقلاب و فرماندهان ارشد کشور و با وجود پرپر شدن فرشتههای میناب، از جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسراییل سربلند بیرون آمده است. پزشکیان در حالی به نیویورک میرود که برای ترامپ و نتانیاهو جنگطلبان آمریکایی باور کردنی نیست. آنها خیال میکردند میتوانند به سادگی کشوری مانند ایران را به زانو درآورند. شاید خیال میکردند که با نابودی کشور و ساختار سیاسی آن، دیگر نمایندهای از ایران در این مجمع حضور نخواهد داشت. حضور پزشکیان از این نظر بسیار اهمیت دارد؛ بنابراین میتوان گفت این سفر در شرایطی انجام میشود که شاید کمتر سفر سالانه یک رئیسجمهور به نیویورک چنین بار سیاسی و امنیتی داشته باشد. پزشکیان در حالی راهی نیویورک میشود که ایران و آمریکا پس از جنگ و گفتوگوی آتشبس و تفاهمنامه اسلامآباد، همچنان بر سر چگونگی پایان بحران اختلاف دارند و همزمان حساسیت داخلی نسبت به هرگونه مذاکره با آمریکا نیز بسیار بالاست. برای همین سفر امسال پزشکیان را نمیتوان صرفاً ادامه سفرهای سالانه رؤسای جمهوری ایران به مجمع عمومی دانست.
صدور ویزا
آمریکاییها شاید بدشان نمیآمد میتوانستند از صدور ویزا خودداری کنند، اما نتوانستند به این آرزوی خود برسند و هیأت ایران در سطح عالی مجمع حضور خواهد داشت. رویترز در گزارشی به سختگیری آمریکا برای رفت و آمد هیات ایرانی اشاره کرده است. در مجموع میتوان گفت این سفر در شرایطی رخ میدهد که جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل همچنان بر فضای سیاسی منطقه سایه انداخته و با این حال گفته میشود تماسها و تلاشهای دیپلماتیک از سوی کشورهای منطقه کاملاً متوقف نشده است.
سفر متفاوتدر سفرهای گذشته، رئیسجمهور ایران عمدتاً با یک مأموریت شناختهشده به نیویورک میرفت: سخنرانی در مجمع عمومی، دیدار با شماری از رهبران جهان، تشریح مواضع ایران و استفاده از فرصت رسانهای سازمان ملل برای ارائه تصویری متفاوت از سیاست خارجی کشور. امسال، اما شرایط فرق کرده است. پزشکیان قرار است در شرایطی درباره ایران سخن بگوید که جنگ، تحریم، پرونده هستهای و احتمال گفتوگو با آمریکا همزمان در مرکز توجه قرار دارند. طبق اعلام دولت ایران، او علاوه بر سخنرانی در مجمع عمومی، با شماری از رهبران کشورها دیدار و رایزنی خواهد کرد. نکتهای که در این میان شایسته توجه است، نشست پزشکیان با جریانهای سیاسی قبل از عزیمت به نیویورک است. پزشکیان احتمالا در این نشست تلاش کرده که بین نیروها و جریانهای سیاسی درباره ماهیت سفر خود شفافیت ایجاد کند تا در روزهایی که در نیویورک حضور دارد، با مخالفتهای سیاسی داخلی مواجه نباشد و این البته یک گمانهزنی است. اگر این گمانه درست باشد، آنگاه میتوان گفت با توجه به اظهارات صادق محصولی، در بین جریانهای سیاسی کشور درباره این سفر اجماع ایجاد شده است. از این زاویه شاید اهمیت دیدارهای حاشیهای پزشکیان از سخنرانی رسمی او بیشتر باشد. سخنرانی در سازمان ملل میتواند مواضع ایران را بیان کند، اما اگر قرار باشد از نیویورک برای کاهش تنش استفاده شود، این اتفاق احتمالاً در گفتوگوهای دوجانبه و چندجانبهای رخ خواهد داد که دور از تریبون رسمی مجمع عمومی انجام خواهد شد. در عین حال نمیتوان منکر شد که پزشکیان برای استفاده از چنین فرصتی با محدودیت هم مواجه است. حتی اگر فرض کنیم بین جریانهای سیاسی در این فقره همسویی ایجاد شده باشد، افکار عمومی نزدیک به جریان پایداری هنوز در جریان قرار نگرفته و احتمال واکنش وجود دارد. به این معنی که درست است چهرههای اصلی پایداری موافق تلاش پزشکیان برای حل مساله هستند، اما او برای کاهش تنش همچنان موانع بلندی در مقابل دارد. رئیسجمهور در روزهای اخیر موضعی دوگانه، اما قابل توجه داشته است. از یک طرف بر آمادگی ایران برای گفتوگو و تعامل با همسایگان تأکید کرده و از سوی دیگر درباره آمریکا پرسیده است چگونه میتوان با طرفی مذاکره کرد که به گفته او به تعهدات خود عمل نکرده است؟ پزشکیان در گفتوگویی تأکید کرده بود که ایران آماده گفتوگو درباره موضوع هستهای در چارچوب معاهده عدم اشاعه است، اما بیاعتمادی ناشی از حملات و نقض توافقهای قبلی را مانع مهمی در برابر مذاکره مستقیم میداند و این موضع، در واقع تصویری از دشواری سیاست خارجی پزشکیان است. کشور به کاهش فشار اقتصادی نظر دارد، اما هرگونه مذاکره مستقیم با آمریکا میتواند در داخل به عنوان عقبنشینی تعبیر شود.