ماجرای لباس فرم، داستانی مربوط به امروز نیست. رد این داستان را تا گذشتههای دور میتوان دنبال کرد و در عین حال یکی از دغدغههای خانواده بوده است. این دغدغه برای مسئولان وزارت آموزش و پرورش کاملا روشن بوده که مدیرکل انجمن اولیا و مربیان وزارتخانه گفته بود: مدارس نباید والدین را مجبور کنند لباس را از تولیدی خاصی تهیه کنند و همچنین نباید هر سال طرح و رنگ لباس را تغییر دهند؛ هدف این است که دانشآموز بتواند از لباس سالم سال قبل استفاده کند. عاطفه سادات مدبرنژاد گفته بود: «به منظور ایجاد شفافیت، حمایت از حقوق خانوادهها، نظارت بر فرایند تهیه و توزیع لباس دانشآموزان و... برای نخستین بار سامانه لباس دانشآموزان در پنجره واحد خدمات الکترونیک آموزش و پرورش به آدرس my. medu.ir راهاندازی شده و والدین دانشآموزان میتوانند پس از ورود به سامانه با انتخاب پنل دانشآموزی فرزندشان به سامانه لباس دانشآموزان وارد شوند. وی افزود: مدیران مدارس موظفند طرح و رنگ لباس دانشآموزان مدرسه خود را در سامانه مذکور بارگذاری کنند». راه اندازی سامانهای که در آن لباس فرم مدارس بارگذاری شود به چه کار میآید؟ احتمالا با این کار وزارت آموزش و پرورش تلاش کرده که جلو زیادهروی برخی مدیران مدارس را بگیرد. یک دبیر بازنشسته آموزش و پرورش میگوید: هر سال خیاطهای با تجربه راه دفتر مدیر را پیدا میکنند و پیشنهادهایشان را برای مدیر میآورند. مدیر اگر آشنا داشته باشد که طرحهای پیشنهادی را نگاه هم نمیکند و با همان آشنای مورد نظرش لباس فرم را نهایی میکند. اگر هم آشنای خاصی نداشته باشد بالاخره با یکی از خیاطها قرارداد میبندد. بامزه این است که مدیر معمولا دوست دارد لباس فرم مدرسهاش از لباس فرم مدارس دیگر بهتر و زیباتر باشد. قیمت تمام شده آن در مرحله بعد از زیبایی قرار دارد. به آسانی میتوان تصور کرد که لباس فرم در مدارس میتواند چه جنبههای تلخی به خود بگیرد... از اجبار خانوادهها به تهیه لباس فرم مشخص شده تا رقابت پنهان و آشکار برای بستن قرارداد تهیه لباسها. تردید نیست که سامانه مورد نظر برای کاستن از جنبههای تلخ این ماجرا بوده است. اینها به کنار، در سوی دیگر سخنگوی وزارت آموزشوپرورش صریحاً گفت خرید لباس فرم جدید اجباری نیست و اگر لباس فرم سال گذشته مناسب باشد، خانواده میتواند همان را استفاده کند. او همچنین گفت آموزشوپرورش تلاش کرده از این طریق فشار اقتصادی بیشتری به خانوادهها وارد نشود. در کرمان آموزشوپرورش استان اعلام کرده مدیران مدارس برای جلوگیری از تحمیل هزینه اضافی، میتوانند تا سه سال فرم لباس را تغییر ندهند و دریافت مبلغ بالاتر از نرخ مصوب ممنوع است و در اردبیل رئیس اداره انجمن اولیا و مربیان گفته اگر لباس فرم سال گذشته مناسب باشد، دانشآموز میتواند همان را بپوشد و اجباری برای تغییر لباس وجود ندارد. دیده میشود که اجباری نبودن در کلمات مسئولان مختلف وزارتخانه تکرار شده، اما آنچه که در پس ماجرا جریان دارد و تسنیم به آن اشاره کرده، گزارشهای مربوط به تجربه واقعی والدین است. تسنیم در گزارشی از والدینی نقل کرده که مدیران مدارس به آنها گفتهاند تهیه فرم الزامی است و در همان گزارش، مقام آموزشوپرورش استان مورد نظر تصریح کرده که هیچ قانون سراسری برای اجباری بودن لباس فرم وجود ندارد و حتی مدیر نمیتواند دانشآموزی را به دلیل نداشتن فرم از کلاس محروم کند.
بازمانده از تحصیل
اگر خرید لباس فرم مدرسه اجباری نیست، چرا بعضی مدارس به والدین میگویند باید لباس فرم جدید بخرند؟ آموزشوپرورش میگوید دانشآموز میتواند با لباس فرم سالم سال گذشته به مدرسه برود و خرید لباس جدید الزامی نیست، اما روایت برخی والدین چیز دیگری است. اینجا دیگر مسأله فقط یک دست لباس و هزینه آن نیست؛ مسأله فاصلهای است که میان دستور وزارتخانه و رفتار برخی مدارس ایجاد شده است. قرار بر این بوده که لباس فرم مدرسه یکی از سادهترین بخشهای آماده شدن برای سال تحصیلی باشد، لباس یکسانی که قرار است نظم و هماهنگی بیشتری ایجاد کند، اما برای بخشی از خانوادهها، ماجرای لباس فرم خیلی زود به یکی دیگر از هزینههای آغاز سال تحصیلی و البته یک پرسش تبدیل شده که بالاخره اجباری هست یا نه؟ آیا دلیل پنهان در گفته معاون آموزش ابتدایی اداره کل آموزش و پرورش خوزستان مبنی بر اینکه ۸۲ هزار و ۶۲۴ کودک و نوجوان ۶ تا ۱۷ ساله بازمانده از تحصیل هستند، نمیتواند به چنین مسائلی مربوط باشد؟ هرچند مسئولان وزارتخانه نسبت به این آمار ملاحظاتی را مطرح کردهاند. گفته شده که از این تعداد، ۵۱ هزار و ۱۳۴ نفر سابقه ثبتنام داشتهاند، اما ترک تحصیل کردهاند. هفته گذشته در یک مجتمع مسکونی صدای گریه آرام پسربچهای، قلب همسایهها را به درد میآورد. مدیر ساختمان به همسایهها گفت مادر که سرپرست دو کودک خردسال است، نمیتواند هزینه ثبت نام پسرش را برای پایه دوم ابتدایی بپردازد. همسایهها هزینه ثبت نام را پرداختند و آنقدر پول جمع شد که مشکلات مربوط به لباس فرم و لوازمالتحریر هم حل شد، اما آیا این راه نهایی حل مشکل است؟ آنهم وقتی میدانیم باوجود تصریح و تاکید قانون اساسی بر آموزش رایگان، از آن آموزش مورد نظر که تا چند سال بعد از انقلاب هم جریان داشت، چیزی باقی نمانده است.
اعتراض خانوادهها
در کنار مدیران استانی وزارتخانه، سخنگوی وزارتخانه هم بر غیر اجباری بودن لباس فرم تاکید کرده است. علی فرهادی درباره هزینههای مربوط به تهیه لباس فرم و لوازمالتحریر همان حرفها را به زبان آورده و گفته که خانوادهها در صورت مناسب بودن لباس فرم سال گذشته، میتوانند از همان لباس استفاده کنند. با وجود نوع عملکرد مدارس این حرفها بیشتر به تعارف میماند و مسئله از جایی آغاز میشود که میان این حرفها و تجربه خانوادهها فاصله ایجاد میشود. اگر همه مدارس و مدیران دقیقاً همان چیزی را اجرا میکردند که مسئولان وزارتخانه اعلام کردهاند، نباید شاهد حجم قابل توجهی از اعتراض درباره لباس دانشآموزی باشیم. مدیرکل ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش در مردادماه اعلام کرد حدود ۱۴۰ مورد شکایت والدین از مدارس در کشور ثبت و رسیدگی شده و لباس دانشآموزی یکی از محورهای اصلی شکایتها بوده است. در کنار دریافت وجه، کلاسهای فوقبرنامه و سرویس مدارس، لباس دانشآموزی نیز در میان موضوعاتی قرار داشته که خانوادهها درباره آن اعتراض کردهاند.