فریدون مجلسی؛ کارشناس مسائل بینالملل نوشت: تحولاتی که طی چند روز گذشته حول محور ایران و آمریکا رخ داده است این امیدواری را میدهد که ایران و آمریکا بتوانند به توافقی در جهت حل و فصل منازعات و خاتمه جنگ دست پیدا کنند. برای اینکه بقای کشور و ملت و توسعه اقتصادی، صنعتی و فرهنگی جامعه احتیاج به زمینه و روابط مسالمتآمیز و همچنین بازگشت به عرصه بینالمللی و تجارت بینالمللی دارد.
امید میرود که آزاد شدن بندرها و روابط بانکی کشور و رهایی از تحریم بیربطی که یک بار با تلاش بسیار در برجام تا آستانه پیروزی و موفقیت هم رفت اما متاسفانه برخی سادهاندیشیها مانع از به نتیجه رسیدن آن شد، این بار نتیجه داده و به حقیقت بپیوندد. برای اینکه تمام منافع عمومی و ملی ایران بستگی به این دارد که یک چنین موضوعی که اکنون به صورت یک شایعه قوی پدید آمده حقیقت داشته باشد.
ما احتیاج داریم با جهان دوست باشیم رابطه داشته باشیم. احتیاج داریم که خصومت نداشته باشیم و بگذاریم زندگی کنند تا بگذارند ما هم زندگی کنیم. با اینکه در این جنگها صدمات و لطمات بسیاری چه انسانی، چه مالی، چه به بندرگاهها و چه به بعضی از زیرساختهای صنعتی مثل فولاد و پتروشیمی و غیره وارد آورده و بازار کار عملی صنعتی کشور را مختل کرده ولی هنوز هم مبانی اقتصادی و زیرساختهای بسیاری داریم و هنوز امکانات بسیاری برای ترمیم آنچه که رخ داده داریم که میتواند کشور را امیدوار کند.
اگر این امر یعنی توافق به تحقق بپیوندد بلافاصله با کاهش شدیدی در قیمت دلار خواهیم دید که چگونه امید به مردم راه مییابد و چگونه میتواند راه به اصلاح ببرد. با تایید بسیار میتوان دراین باره سخن گفت به این امید که در اتخاذ سیاست درست، مسالمت و سازگاری با جهان، همسایگان و دیگران تاثیری داشته باشد. پایان دادن به خصومتهایی که جز زیان برای ما و برای دیگران دستاوردی نداشته امری است که میتواند برای کشور مثمرثمر باشد. اکنون تنگه هرمز به ابزاری تبدیل شده که نشان میدهد اگر زیانی به کشور وارد شود چگونه میتوان زیانی به دیگران هم وارد آورد.
بنابراین این ابزار وسیله خوبی است که به صورت آبرومندانه و با یک تعامل در راستای حفظ حیثیت و اعتبار ملی بتوانیم مبادلهای انجام دهیم و صلح را در قبال بازکردن تنگه هرمز و از بین رفتن محاصره دریای و بندری بهدست بیاوریم. از سوی دیگر تلاشهای طرفهای میانجی مثل پاکستان و قطر را نیز میتوان به نوعی هشدار دهنده دانست. برای اینکه این میانجیها اکنون با میانجیهای بیطرف معمولی در اختلافات فرق میکنند. اینها میانجیهایی هستند خود مستقیماً و یا به صورت غیرمستقیم از این جنگ زیان دیدهاند و خواهان برقراری آرامشی هستند که ضمن اینکه ایران از آن منتفع شود آنها هم از این بنبست خارج شوند.
اقتصاد کشور کوچکی مثل قطر که ناگهان تبدیل به یکی از خوشبختترین و مرفهترین کشورهای جهان شده بستگی به گشایش راه و مسیر دریایی تنگه هرمز دارد. پاکستان تا حد زیادی به نیروی کار خود در شبه جزیره عربستان، واردات گاز و انرژی از خلیج فارس و صادراتی است که رو به افزایش و ارزانتر از دیگران در بازار رقابتی بزرگ و ثروتمند خلیج فارس است.
بنابراین اینها را نمیتوان میانجی بیطرف نام نهاد؛ بلکه اینها میانجیهای دارای سویهگیری قبلی هستند و اینجا سویهگیری آنها به سود ما تمام میشود. اتفاقا در این مساله خاص منافع آنها با منافع ایران هم جهت و همسو است.