این درحالی است که بسیاری از کشورهای دیگر با حجم بسیار کمتری از مشکلاتی که ایران درگیر آن است، از زیرساختهای آموزشی مناسب گروهی-تصویری و یا آموزش در فضاهای آموزشی امن برخوردار هستند. از سوی دیگر برگزاری امتحانهای حضوری از دانش آموختگان در فضاهای آموزشی آنلاین با کیفیتهای نامطلوب، از جمله مصادیق عینی بیعدالتی در این حوزه تلقی میشود که نگرانی و ترس برای این افراد را به همراه داشته است.
ضعف پلتفرمهای آموزشی
معصومه طباطبایی تحلیلگر اجتماعی در این باره به «آرمان ملی» گفت: ایران در سالهای اخیر با بحرانهای متعددی از جمله کرونا، جنگها و اعتراضات اجتماعی و... روبهرو بوده است که در نتیجه آن، مدارس و دانشگاهها به دلیل این بحرانها یا تعطیل شدهاند و یا به صورت آنلاین به آموزش ادامه دادهاند، اما متأسفانه زیرساختهای اینترنتی و پلتفرمهای آموزشی مانند «شاد» و «بله» به هیچ عنوان پاسخگوی نیازهای آموزشی دانشآموزان نیستند. اما در عین حال زنجیرهای از تعطیلات مکرر مدارس و دانشگاهها به دلایل فوق وهمچنین مسائلی چون؛ آلودگی هوا و... روند آموزش را از مسیر سنتی و حضوری به سوی فضای مجازی و آموزش از راه دور سوق داده است، اما این گذار اجباری اگرچه در ظاهر راهحلی برای تداوم جریان یادگیری به نظر میرسید اما در عمل به بستری برای نمایان شدن شکافهای عمیق ساختاری، ضعفهای زیرساختی و بیعدالتیهای آموزشی بدل شد که امروز آثار مخرب آن بر بدنه دانشآموزی و دانشجویی کشور مشهود است.
زیرساختهای ضعیف
او ادامه داد: اولین و ملموسترین چالش، ناکارآمدی زیرساختهای اینترنتی و پلتفرمهای آموزشی است که برای مدیریت این بحران طراحی و پیادهسازی شدند. فقدان زیرساخت مناسب در ایران با حجم وسیعی از مشکلات در این زمینه در حالی است که دنیا به سمت ابزارهای تعاملی پیشرفته و بسترهای دیجیتال با قابلیتهای متنوع گام برداشته است، اما در ایران تمرکز بر روی پلتفرمهایی بود که از همان روزهای نخست با انتقادات گسترده کاربران، معلمان و خانوادهها روبهرو شدند. اپلیکیشنهایی نظیر شاد، بله و سایر بسترهای مشابه که به عنوان بازوان اصلی آموزش مجازی معرفی شدند نه تنها از حیث پهنای باند و پایداری شبکه با مشکلات عدیده روبرو بودند، بلکه از منظر رابط کاربری و امکانات تعاملی، فاصلهای معنادار با استانداردهای جهانی داشتند. این کارشناس اضافه کرد: برای دانشآموزانی که در مناطق محروم یا حتی کلانشهرها با قطعیهای مداوم و کندی سرعت اینترنت دست و پنجه نرم میکردند، در عمل به سدی در برابر یادگیری تبدیل شدند و در حقیقت این پلتفرمها به جای آنکه پلی برای ارتباط آموزشی باشند به عاملی برای سرخوردگی و افت تحصیلی تبدیل شدند. در این میان، نکته دردناک این است که بسیاری از این ابزارها حتی در ابتداییترین تعاملات تصویری و صوتی نیز با اختلال مواجه هستند و معلمان در نبود زیرساختهای قوی مجبور به استفاده از ابزارهای جانبی غیررسمی شدهاند که خود نشان دهنده شکست مطلق پلتفرمهای یادشده است. در شرایطی که تعامل چهره به چهره در محیطهای مجازی برای درک مفاهیم درسی حیاتی است، قطعی مکرر صدا و تصویر باعث شده است که ارتباط میان معلم و شاگرد به حداقل برسد. او ادامه داد: این مسأله نه تنها باعث کاهش کیفیت انتقال مفاهیم میشود، بلکه انگیزه یادگیری را در دانشآموزان به شدت سرکوب میکند، چون وقتی دانشآموز احساس میکند که ابزار آموزشی او قابل اعتماد نیست، طبیعی است که در برابر فرایند آموزش مقاومت کند و این دقیقا همان نقطه آغاز افت آموزشی است که امروز شاهد آن هستیم.
هزینه یکسان آنلاین و حضوری!
طباطبایی اضافه کرد: در این زیرساخت و شرایط کنونی، قطعاً شرایط آموزش حضوری با آنلاین برابری نمیکند، اما درعین حال در میزان دریافت شهریههای مدارس هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند و شهریههای کامل کلاسهای حضوری را از خانوادهها دریافت میشود، اما کیفیت ارائه خدمات آموزشی در بستر مجازی نه تنها با کلاسهای حضوری برابری نمیکند، بلکه عملا با افت شدید بازدهی همراه است. اوتاکید کرد: تحمیل هزینههای سنگین به خانوادهها در کنار برگزاری آزمونها به صورت حضوری با وجود آموزشهای ناقص آنلاین با کیفیتهای نامطلوب و اعمال فشار و استرس مضاعف، چرخهای معیوب ایجاد کرده است که نتیجهای جز اضطراب برای دانشآموزان و ناامیدی برای خانوادهها ندارد. خانوادهها هزینهای گزاف برای خدماتی میپردازند که از نظر محتوایی و تکنولوژیک، هیچ شباهتی به استانداردهای یک آموزش باکیفیت ندارد و این خود مصداق بارز بی عدالتی آموزشی است که در شرایط کنونی روز به روز عمیقتر میشود.
شکاف دیجیتالی آموزش
این کارشناس توضیح داد: در این میان دانشآموزان مناطق محروم که حتی دسترسی به اینترنت پایدار یا سخت افزارهای لازم مانند تبلت و لپتاپ ندارند، به طور کامل از چرخه آموزش باکیفیت حذف شدهاند. این یعنی بازتولید فقر و محرومیت در نسل آینده که پیامدهای آن دههها گریبان گیر جامعه خواهد بود. قطعاً بی توجهی به این شکاف دیجیتالی، در واقع نادیده گرفتن حقوق اساسی کودکان برای دسترسی برابر به آموزش است و در حالی که مسئولان از برگزاری موفق کلاسهای آنلاین سخن میگویند، واقعیتهای میدانی روایت دیگری از ترک تحصیلهای پنهان و افت شدید پایههای علمی دانشآموزان دارد. او تاکید کرد: معضل کنونی ناشی از کمبودهای مقطعی نیست، بلکه حاصل فقدان نگاه استراتژیک به زیرساختهای آموزشی در سالهای پیشین است. در حالی که دنیا در حال گذار به سوی آموزشهای جدید و استفاده از واقعیت مجازی و هوش مصنوعی برای شبیهسازی کلاسهای درس است، ما مجبور به گذران آموزشهای آنلاین با زیرساختهای نامناسب از یکسو اما تحمیل پارادوکس آزمونهای حضوری و تبعات ناعادلانه آن هستیم. از این رو به نظر میرسد سرمایهگذاری در زمینه فناوریهای آموزشی، آموزش مستمر معلمان برای کار با ابزارهای نوین و بازنگری در شیوه برگزاری آزمونها و ارزیابیها از ضروریاتی است که باید سالها پیش در دستور کار قرار میگرفت.
پیامدهای مهم
این تحلیلگر اجتماعی روانشناسی تاکید کرد: پیامدهای این وضعیت تنها محدود به فضای آموزشی نمیشود بلکه آسیبهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی گستردهای را به همراه داشته است. افت کیفیت یادگیری منجر به کاهش سطح مهارتهای نسل آینده خواهد شد که پیامد آن در بازار کار و توسعه آتی کشور نمایان خواهد شد و از طرف دیگر، فشارهای روانی ناشی از استرس امتحانات و بلاتکلیفی آموزشی، سلامت روان دانشآموزان و خانوادههای آنان را به شدت تحت الشعاع قرار داده است. در این میان شکاف آموزشی ایجاد شده باعث میشود تا فرزندان خانوادههای کم درآمد که دسترسی کمتری به ابزارهای کمک آموزشی و زیرساختهای مناسب دارند، در رقابتهای علمی و آینده شغلی خود شکست خورده و نابرابری در نسلهای آینده بازتولید شود. طباطبایی معتقد است: ایجاد فضاهای آموزشی امن و مدرن در بستر دیجیتال باید اولویت نخست باشد. این فضاهای آموزشی باید شامل کتابخانههای دیجیتال، محیطهای تعاملی برای گفتگو میان دانشآموزان و معلمان و ابزارهای سنجش لحظهای باشد تا بتوان در هر لحظه وضعیت یادگیری دانشآموزان را پایش کرد. این کارشناس خاطرنشان کرد: شرایط کنونی حاصل غفلتهای ساختاری و نبود ارادهای برای نوسازی نظام آموزشی در تراز عصر دیجیتال است و تکرار تجربههای تلخ گذشته در کلاسهای آنلاین بی کیفیت و بدون برنامه، نشان میدهد که درسهای لازم از بحرانهای پیشین گرفته نشده است. قطعاً برای عبور از این وضعیت نیازمند تحول بنیادین در نگاه مسئولان به مقوله مدرسه و دانشگاه هستیم؛ نه به مثابه یک مکان فیزیکی محدود، بلکه به عنوان یک اکوسیستم آموزشی که باید در هر زمان و هر مکان، امن و پویا در دسترس دانشآموزان و دانشجویان باشد و بدیهی است این امر جز با سرمایهگذاری واقعی، بهرهگیری از دانش روز دنیا و کنار گذاشتن رویکردهای انحصاری و ناکارآمد محقق نخواهد شد. این کارشناس تاکید کرد: چنانچه امروز در این مسیر قدمی جدی برداشته نشود، هزینههایی که جامعه آموزشی و خانوادهها به دلیل این ناکارآمدی متحمل میشوند به مراتب سنگینتر از هزینههای توسعه زیرساختهای مدرن و پیشرفته خواهد بود و قطعاً تداوم این وضعیت بازی با آینده نسلها و آسیب زدن به بنیانهای اجتماعی و فرهنگی کشوری است که توسعه آن مستقیما در گرو کیفیت آموزش فرزندانش است.
.