بستن
کد خبر: ۱۵۱۶۱۵۶

ما و شریعتی 

 بسیاری از رویداد‌ها و ظهور اندیشه‌ها، خاص زمان و مکان و شرایط بوده و می‌باشند، لذا اگر در قضاوت افراد و تفکرات زمان و شرایط، مد نظر قرار نگیرد، ارزیابی‌ها می‌تواند همراه با خطا باشد.

ما و شریعتی صادق ملکی ، کارشناس مسائل بین‌الملل نوشت: امروز تاختن به گذشته در کنار مانور روشنفکری، تلاشی برای دیده شدن است. تاختن و نقد شریعتی را بیش از همه باید از این منظر تحلیل کرد. در روز‌های پر تلاطم جنگ و آتش‌بس، موسی غنی‌نژاد با شیاد خواندن شریعتی، بیش از توهین به وی، رفتار عجیبی نشان داده است. ما چه بخواهیم و نخواهیم همه فرزند زمانه خود بوده و هستیم.

 شریعتی نیز فرزند زمانه خویش بود. برخی افراد غافل از درک این حقیقت بوده و نمی‌توانند در مورد مرد بزرگی، چون شریعتی با همه نقد‌ها و مدح‌ها قضاوتی از سر عدل بنماید. ما فرزندان و برآمد جغرافیایی زیستی خویش بوده و هستیم که سیالیت زمان و شرایط سبب می‌گردد که امروز ما، دیروز نبوده و فردا نیز امروز نباشد.

غنی‌نژاد دیروز نیز غنی نژاد امروز نیست. کاش هرکس قبل از پرداختن به دیگری، به خویش بپردازد. انسان است و تغییر، اگر تغییر نباشد، تحول و آینده‌ای نیست. ایستایی در فکر و عمل مرگ است، لذا پویایی رمز زندگی، تازه‌گی و ماندگاری بوده و می‌باشد. از این منظر در نگاه به شریعتی قبل از هر قضاوتی می‌توان گفت شریعتی فرزند زمانه خود بود.

اگر امروز می‌بود، می‌توانست فرزند امروز باشد. چنانکه بسیاری از بزرگان، دیگر فرزند دیروز نبوده و نیستند. در هاشمی رفسنجانی سال‌های ۶۰ با هاشمی سال‌های بعد آنقدر تغییر رخ داد که از خویش دو انسان متفاوت را به نمایش گذاشته و هزینه‌های زیادی برای تغییر خود داد. سروش، روحانی، خاتمی و... این اواخر قالیباف نشان‌های بارز تحول فکری ناشی از جبر زمانه و شرایط و... بوده و می‌باشند.

 بسیاری از رویداد‌ها و ظهور اندیشه‌ها، خاص زمان و مکان و شرایط بوده و می‌باشند، لذا اگر در قضاوت افراد و تفکرات زمان و شرایط، مد نظر قرار نگیرد، ارزیابی‌ها می‌تواند همراه با خطا باشد. هیچ یک از ما آدم‌های دیروز نبوده و نیستیم. تغییرات برخی آنچنان بوده است که من دیگری شده یا شده‌ایم؛ لذا با دیدن خویش و نقد درونی خود باید از بی‌مروتی در نقد گذشته دور شده و با انصاف نسبت به آدم‌ها و اندیشه‌ها وارد نقد و ارزیابی شد. در جامعه‌ای که خسرو گلسرخی در بیدادگاه شاه، از علی (ع) سخن می‌گوید، توقع غیر از شریعتی با آن گذشته خانوادگی و ذوق هنری دور از انتظار است. مردی که با زبان شعرگونه سحر می‌کرد، قصدی برای سحر نداشت.

این تشنگی نسل‌های فروخفته‌ای بود که با سحر او، سحر می‌شد. من نیز از جمله کسانی بودم که کتاب‌های شریعتی را بیش از خواندن، هضم کردم تا مایه وجودم شد. اما امروز با آن من، به اندازه‌ای فاصله دارم که گویی کس دیگری شده‌ام.

 دیگر بسیاری از رویا‌ها فروریخته و محک آرزو‌ها در میدان عمل، ما را آنچنان به دیوار سخت واقعیت کوبیده است، که با کس دیگری از خود درگیر هستیم تا فردا چه شود. به هر حال در سال‌های شریعتی، چپ زدگی، موجی جهانی بوده و این فضا، بسته به جغرافیا رنگ بومی بخود می‌گرفت و، اما امروز نه تنها دوران شریعتی بلکه دوران بسیاری از افراد و تفکرات و نگاه آنان تمام شده و یا رو به پایان است. با این وجود این تمام شدگی، نباید به انتقاد غیرمنصفانه نسبت به گذشته‌ای بینجامد که هر یک از ما سهمی در آن داشته و تاریخ زیستی ما بوده است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار