برای همین رفتن به میدان ترهبار و خرید گوجه، از سنتهای تهیه رب گوجه خانگی محسوب میشود. امسال هم به میدان میوه و ترهبار در بزرگراه شهید کاظمی رفتم، اما وضعیت با سالهای گذشته بسیار متفاوت بود. حجرهدارهایی که در کار فروش گوجه بودند، با فهمیدن اینکه در پی خرید گوجه هستیم، سعی داشتند ما را به خرید راضی کنند. قیمتها البته تفاوت چندانی با میوه فروشی نزدیک خانه نداشت. حجرهدار میگفت: امسال جرات خرید بار نداریم و اشاره کرد به جعبههای میوه که روی هم انبار شده بود. یکی از حجرهدارها میگفت هر سال در مواقعی اتفاق میافتاد که بعضی محصولات بیش از حد وارد بازار میشد و به سختی فروش میرفت، اما امسال مساله جدیتر است. با آغاز پاییز، بازار میوه ایران وارد مرحلهای میشود که در آن برداشت محصولات تابستانه رو به پایان میرود و سیب، انار، خرمالو و مرکبات جای بیشتری در عرضه بازار پیدا میکنند، اما برای باغداران، رسیدن محصول به مرحله برداشت به معنای پایان موفق یک سال زراعی نیست. آنچه سرنوشت اقتصادی تولید را مشخص میکند، امکان فروش محصول با قیمتی متناسب با هزینههای تولید، دسترسی به امکانات نگهداری و توان بازار برای جذب حجم عرضهشده است. از همین رو، در روزهایی که باغها از محصول پر هستند، این نگرانی برای باغدار ایجاد میشود که چه میزان از حاصل یک سال کار و هزینه به درآمد واقعی تبدیل خواهد شد؟
باغدار در پاییز
وضعیت باغداران در آغاز پاییز البته یکسان نیست. تفاوت نوع محصول، شرایط اقلیمی مناطق، کیفیت برداشت، دسترسی به سردخانه و بازار فروش سبب شده که تولیدکنندگان با مسائل متفاوتی روبهرو باشند. در برخی مناطق، حجم مناسب تولید فرصتی برای تأمین بازار و توسعه صادرات فراهم میکند و در برخی دیگر، فراوانی محصول و دشواری فروش میتواند فشار بیشتری بر تولیدکننده وارد کند. در بخشهایی از استان فارس، اصفهان و کرمان دیده شده که گاهی کشاورز برداشت محصولاتی مانند گوجه و خیار را رایگان میکند. در اطراف تهران هم چنین منظرهای دیده شده است. نورنیوز در گزارشی در ۸ اردیبهشت ۹۹ نوشت که برخی خیارکاران بهدلیل افت شدید قیمت، محصول را رها کرده بودند یا به خوراک دام تبدیل میکردند. در آبان همان سال هم گزارشها و تصاویری منتشر شد که مردم در جنوب تهران وارد مزارع کاشت خیار شده و خیار میچیدهاند.
آب و ارزش آب
سیب یکی از محصولات مهم پاییزی است که برداشت آن در استانهای مختلف ادامه دارد. در استان فارس، برداشت سیب از سطح حدود ۱۷ هزار و ۲۰۰ هکتار باغ آغاز شده و پیشبینی جهاد کشاورزی استان، تولید بیش از ۲۷۰ هزار تن را نشان میدهد. بخشی از محصول به سردخانهها منتقل میشود و ارسال آن به بازارهای بزرگ مصرف، از جمله تهران، در برنامه عرضه قرار دارد. این حجم تولید، در صورت وجود تقاضای کافی و شبکه توزیع مناسب، میتواند به تأمین بازار کمک کند؛ اما در نبود تناسب میان عرضه و تقاضا، حتی محصول باکیفیت نیز ممکن است با افت قیمت در محل تولید مواجه شود. این ماجرا را از زاویهای دیگر هم میتوان بررسی کرد. تولید محصولات کشاورزی در کشوری که با بحران کمآبی دستوپنجه نرم میکند، فقط به میزان برداشت محصول و درآمد کشاورزان محدود نمیشود. هر محصولی که به بازار نمیرسد، هر میوهای که زیر درخت میماند و هر محمولهای که در سردخانه یا مسیر انتقال کیفیت خود را از دست میدهد، میتواند به معنای هدر رفتن بخشی از منابعی باشد که برای تولید آن صرف شده است. در این میان، سیب به دلیل حجم قابل توجه تولید و نیاز به نگهداری و بازاررسانی، نمونهای قابل تأمل از پیوند میان اقتصاد کشاورزی و بحران آب است. برآوردهای بینالمللی تولید سیب ایران را در برخی سالهای اخیر حدود ۲ میلیون تن نشان میدهد؛ هرچند در آمارهای داخلی ارقام بالاتری نیز مطرح شده و همین اختلاف، ضرورت شفافیت آماری در بخش کشاورزی را برجسته میکند. مسئله فقط این نیست که کشور چه میزان سیب تولید میکند، بلکه باید پرسید چه مقدار از این محصول برداشت میشود، چه میزان به فروش میرسد و سرنوشت باقیمانده آن چیست.
تلخی ضایعات
در حاشیه اغلب سولهها در میدان ترهبار مکانهایی برای دپوی ضایعات هم وجود دارد. دیدن میوههای از دست رفته به همان تلخی دیدن نان کپک زده است. تلخی دیدن نان کپک زده بخاطر بیمعنا بودن سفر دراز گندم است از دانه تا نانی که صرف رفع گرسنگی نمیشود. دیدن میوههای پوسیده، گندیده و از دست رفته هم به همان اندازه تلخ است. در پس میوههای از دست رفته، میتوان هدر رفتن آب را دید. در پژوهشی درباره مدیریت ضایعات سیب از دیدگاه باغداران استان تهران، یکی از اعداد قابل توجه در این زمینه، نرخ ۲۲ درصدی ضایعات سیب در بخش تولید است. این پژوهش بر نمونهای ۱۸۸ نفره از باغداران متکی بوده و نمیتوان نتیجه آن را بدون بررسی بیشتر به همه باغهای کشور تعمیم داد. با این حال، همین برآورد برای درک ابعاد احتمالی مسئله اهمیت دارد. اگر صرفا برای یک محاسبه فرضی، تولید سالانه سیب ایران را ۲ میلیون تن و نرخ ضایعات را ۲۲ درصد در نظر بگیریم، حجم محصول ازدسترفته به ۴۴۰ هزار تن میرسد و این رقم نشان میدهد حتی ضایعات در یک مرحله از تولید، میتواند چه ابعاد بزرگی پیدا کند. ضایعات در موضوع نان هم به همین اندازه دلهرهآور و عجیب است. یکی از برآوردها میزان ضایعات نان را حدود ۳۰ درصد اعلام میکند، هرچند این رقم را نمیتوان آمار قطعی دانست، اما یک مطالعه که در سال ۱۴۰۰ در مجله «پایش» منتشر شد، پژوهشهای مربوط به سالهای ۱۳۸۰ تا شهریور ۱۴۰۰ را بررسی کرد و به برآوردی در همین حدود اشاره داشته است. وقتی عددی به بزرگی ۴۴۰ هزارتن مطرح است، موضوع فقط از دست رفتن میوه و انرژی باغداران نیست. برای تولید محصولی مانند سیب آب مصرف شده؛ آبی که بخشی از آن باران و بخشی ممکن است از منابع سطحی و زیرزمینی تأمین شده باشد. بر اساس یک برآورد جهانی برای تولید هر کیلوگرم سیب حدود ۸۲۲ لیتر آب نیاز است. اگر این میانگین جهانی را صرفا برای تخمین بزرگی مسئله به کار بگیریم، آب متناظر با ۴۴۰ هزار تن سیب به حدود ۳۶۲ میلیون مترمکعب میرسد. البته باید یادآوری کرد این عدد برآورد فرضی متناظر با ضایعات است و نه آمار قطعی هدررفت آب. از سوی دیگر نرخ ۲۲ درصد مربوط است به مطالعه باغداران در استان تهران و تعمیم آن به کل کشور باید با احتیاط صورت گیرد.
نیاز به برنامهریزی
در اینکه چطور میتوان به برنامه منظمی رسید که در آن نه باغدار ناظر ازدست رفتن محصولش باشد و نه با ازدست رفتن محصول، شاهد هدررفت آب در سالهای تنش آبی باشیم، باید وزارت جهادکشاورزی برنامهریزی دقیق داشته باشد. میوه پوسیده، فقط میوه از دست رفته نیست و نشانهای است از اختلال در فرآیند تولید و توزیع محصولی که با رنج بسیار عمل آمده و هزینه آن را باغدار، مصرفکننده و محیطزیست باهم خواهند پرداخت. در سرزمینی که آب به یکی از محدودیتهای اساسی توسعه تبدیل شده، جلوگیری از هدر رفتن محصول، صرفا اقدامی اقتصادی نیست بلکه بخشی از سیاست حفاظت از آب است. کشاورزی موفق را نباید تنها با تناژ برداشت سنجید، باید دید از هر قطره آبی که مصرف شده، چه میزان محصول سالم، قابل استفاده و دارای ارزش اقتصادی به دست آمده است.