بسیاری این امر را ممکن میدانند و برخی دیگر این موضوع را در ادامه راهبرد مسکو در پرونده اوکراین قلمداد میکنند. برای پاسخ به این پرسشها «ارمان ملی» با قاسم مومنی، کارشناس مسائل روسیه به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*سفر رئیسجمهور به روسیه در این مقطع زمانی چه اهمیتی دارد؟
سفر آقای پزشکیان به مسکو و دیدار ایشان با آقای پوتین در این مقطع زمانی، خودش حامل پیامی است. این پیام آن است که موضوع بسیار مهمی پیش آمده که ایجاب میکند روسیه و ایران با یکدیگر مذاکره و تبادل نظر کنند. به نظر میرسد صحبتهای آقای لاوروف هم در واقع مقدمهای برای انتقال پیام پوتین بود؛ پیامی مبنی بر اینکه ایران در جریان سفر آقای پزشکیان به مسکو، درباره موضوعات مطرحشده اظهارنظر کند تا در نهایت، طرفین به جمعبندی برسند. این در حالیست که کشورهای انگلیس، فرانسه و آلمان اعلام کردهاند که آمادهاند وارد مذاکرات با ایران درباره مسائل هستهای شوند. از سوی دیگر، ترامپ و همراهی او با اسرائیلیها و تشدید تهدیدهای نظامی را داریم. در همین شرایط، شاهد تحولات اوکراین نیز هستیم؛ تحولات سیاسی و نظامیای که پس از آن، پوتین اعلام کرده است که درباره مذاکرات مربوط به اوکراین با آمریکا و چین گفتوگوهایی صورت گرفته و تلاشهایی برای رسیدن به صلح در اوکراین در جریان است. به نظرم، مجموعه این موضوعات به یکدیگر مرتبط هستند. روسها نمیخواهند پرونده هستهای ایران بدون حضور آنها حلوفصل شود، چراکه به عنوان مصال شرکت روس اتم منافع بسیار مهمی در ایران دارد و از طریق فعالیت در رآکتورهای هستهای ایران، از جمله نیروگاه بوشهر و پروژههای دیگر، منافع مالی کسب میکند. حضور روسیه در پروژههای هستهای ایران، برای این کشور اعتبار و نفوذی در ایران ایجاد کرده و طبیعتاً روسها نمیخواهند از این نفوذ چشمپوشی کنند و میدان را به آمریکاییها و اروپاییها واگذار کنند. به همین دلیل، فکر میکنم روسها در معادلات خود، در کنار مذاکره با آمریکا درباره اوکراین، میخواهند موضوع ایران را نیز قرار دهند و درباره آن مذاکره کنند.
*تا چه حد این رفت و آمدها به موضوع تنگه هرمز مربوط میشود؟
به نظر میرسد، روسها در موضوع بازگشایی تنگه هرمز به ایران فشار آوردهاند. این مسأله از یکسو به منافع کشورهای عربی و اروپایی مربوط میشود، اما بهویژه برای کشورهای عربی و خود روسیه اهمیت دارد. روسها با کشورهای عربی روابط بسیار گسترده و مهمی دارند؛ روابطی که در معادلات سیاسی، اقتصادی و نفتی نقش مؤثری ایفا میکند. به همین دلیل، ادامه بستهماندن تنگه هرمز در بلندمدت به خود روسیه نیز آسیب میزند و بر منافع چین و روسیه هم تأثیر میگذارد. من سفر آقای پزشکیان به مسکو را میتوانم در قالب پاسخ ایران به پیشنهاد روسیه ارزیابی کنم؛ پیشنهادی که آقای لاوروف مطرح کرده و ایدهها و طرحهایی را در بر داشته تا پزشکیان درباره آنها اظهارنظر کند یا در صورت لزوم، طرحهای جدیدی ارائه دهد. به نظرم، ممکن است در جریان سفر آقای پزشکیان به مسکو، بیانیهای مشترک صادر شود که مبنای گفتوگوهای جدید میان ایران و آمریکا قرار بگیرد و به جلوگیری از وقوع جنگ کمک کند.
*نگاه ایالات متحده به کنشگری روسیه چیست؟
فکر میکنم ترامپ توانسته گفتوگویی مثبت با پوتین ایجاد کند. در موضوع جنگ اوکراین نیز شاهد بودیم که پیشنهاد آتشبس مطرح شده و گفتوگوی سه جانبه در ابوظبی هم در ماه نوامبر برگزار خواهد شد. همچنین، صحبتهای ترامپ و فشارهایی که بر زلنسکی وارد کرد تا با سیاست آمریکا برای رسیدن به صلح با روسیه همسو شود، در همین چارچوب قابل ارزیابی است. به نظرم، روسها در مقابل این تحولات، تلاش میکنند از طریق اعمال فشار بر ایران، زمینه بازگشایی تنگه هرمز را فراهم کنند؛ یعنی تنگه هرمز باز شود و جریان انتقال نفت از سر گرفته شود. بازگشایی تنگه هرمز، هم برای روسیه و هم برای آمریکا یک دستاورد بزرگ خواهد بود. ترامپ نیز میتواند از این موضوع، بهویژه در آستانه انتخابات آمریکا، بهعنوان یک پیروزی استفاده کند و در عین حال، از طریق این دستاورد، زمینه عقبانداختن یا جلوگیری از گسترش جنگ را فراهم سازد. به نظرم، درخواست سفر پزشکیان به مسکو اهمیت بسیار زیادی دارد. این احتمال وجود دارد که این موضوع با هماهنگی آمریکاییها مطرح شده باشد تا آنها از طریق روسیه بر ایران فشار وارد کنند و ایران را به اعلام بازگشایی تنگه هرمز وادار سازند. در این صورت، با ازسرگیری جریان انتقال نفت و کاهش قیمت آن، ترامپ میتواند این دستاورد را به نام خود ثبت کند. از سوی دیگر، این اتفاق میتواند برای روسیه نیز امتیازی ایجاد کند تا این کشور در مذاکرات مربوط به اوکراین بتواند امتیازات بیشتری بگیرد و از موضع قویتری وارد مذاکرات شود. به همین دلیل، معتقدم تحولات کنونی در ارتباط با ایران و اوکراین، احتمالاً ابعادی فراتر از آن چیزی دارد که در ظاهر دیده میشود. به نظر میرسد روسیه و آمریکا در پشت صحنه به نتایج یا تفاهمهایی رسیدهاند و ممکن است معاملاتی یا توافقهایی میان آنها شکل گرفته باشد که اکنون درصدد اجرای عملی آنها هستند. رفتوآمدها و تحرکات دیپلماتیک اخیر نیز میتواند در همین چارچوب قابل تحلیل باشد.