سفری که بازتاب دهنده چندین پیام خواهد بود و مهمترین پیام بیتردید بازتعریف جایگاه ایران و روسیه در نظم انرژی پس از بحران فعلی است؛ نظمی که در آن حتی رقبای سیاسی نیز برای تأمین انرژی و مهار هزینههای اقتصادی ناچار به معامله میشوند. چنین اتفاقی در دوران جنگ سرد و رقابت شدید بین دو بلوک عمده بینالمللی قابل تصور نبود که روسیه و آمریکا تحت تاثیر عوامل و واقعیتهای میدانی چنین به هم نزدیک شوند.
تغییر محاسبه واشنگتن
ایران در مقابل زورگویی آمریکا با محاصره دریایی، بهخوبی از برگ تنگه هرمز استفاده کرد و اجازه تثبیت قیمت انرژی را نداد. قیمت انرژی را میتوان به مثابه پاشنه آشیل ترامپ در نظر گرفت و همانطور که دیده میشود ترامپ در هر سخنرانی سعی کرده این موضوع را کماهمیت جلوه دهد، اما آمریکاییها صرف نظر از سخنان تبلیغاتی ترامپ با واقعیتی تحت عنوان افزایش قیمت سوخت مواجهاند. ترامپ نشان داده که هرگاه در تنگنا گرفتار میشود، ابایی ندارد که تصمیمات گذشته خود را نقض کند. او تاکنون نشان داده که نسبت به قیمت نفت حساس است و ایران و روسیه هم به درستی از این حساسیت باخبر هستند. ترامپ برای کنترل قیمت نفت برخی تحریمها و تعرفههای مرتبط با قانون جدید تحریم روسیه را کنار گذاشته است. این اقدام در شرایطی رخ داده که آمریکا با افزایش هزینههای انرژی و نگرانی از کمبود عرضه مواجه شده و ترامپ بیم آن دارد که این وضعیت در انتخابات میاندورهای اثرگذار باشد. این تصمیم به خوبی یک تناقص بزرگ را آشکار میکند. آمریکا از یک سو در پی اعمال فشار بر روسیه است و از سوی دیگر، ملاحظات بازار انرژی و منافع اقتصادی آمریکا ترامپ را مجبور کرده که بخشی از فشار را تعدیل کند. هرچند این معافیت به معنای لغو دائمی تحریمهای روسیه نیست، با این حال چنین گردشی در سیاست آمریکا یک پیام سیاسی روشن دارد که انرژی حتی در شرایط تقابل ژئوپلیتیکی میتواند به ابزاری برای معامله و چانهزنی تبدیل شود.
سفری با چند هدف
در چنین شرایطی سفر پزشکیان به مسکو صرفاً برای دیدار با پوتین نیست و اجلاس GECF بستری است که ایران و روسیه خواهند توانست نقش خود را بهعنوان قطبهای مهم بازار انرژی برجسته کنند. بر اساس خبرهای منتشر شده از دستور کار اجلاس، پزشکیان قصد دارد درباره چند موضوع مهم با همتای روسی خود گفتوگو کند. احتمالا گفتوگو برای ایجاد بازار مشترک گازی بین کشورهای عضو، توسعه همکاری در میدانهای گازی و قراردادهای سوآپ، حفاظت از زیرساختهای انرژی در برابر حملات و خرابکاری و در نهایت تقویت همکاری در شرایط تحریم و بیثباتی بازارها از جمله مهمترین محورهای گفتوگوی پزشکیان و پوتین خواهد بود. از این منظر تهران میخواهد نشان دهد که موضوع انرژی را صرفاً مسئلهای اقتصادی نمیبیند بلکه تلاش خواهد کرد که آن را به دیپلماسی و امنیت ملی پیوند زند. نکته کلیدی و مهمی در این بین وجود دارد و باید به آن توجه داشت. روشن است که بازار مشترک گازی پروژهای بسیار پیچیدهتر از آن است که صرفا در گفتوگوهای سیاسی همه جنبههای آن بررسی شود. تفاوت در زیرساختها، اقتضائات هرکشور در قیمتگذاری و تفاوت در مقاصد از جمله پیچیدگیهای فنی این برنامه خواهد بود. اما اگر بتوان بر این پیچیدگیها فائق آمد، بدون تردید گام موثری در ایجاد همگرایی بین کشورهای تولیدکننده گاز برداشته خواهد شد. گام بلندی در همگرایی که احتمالا بازتابهای روشنی در سیاست بینالملل و نزدیکی منافع کشورها خواهد داشت.
دو غول گازی
از دیرباز وقتی سخن از گاز و فروش آن به کشورهای دیگر مطرح میشد، بلافاصله نام ایران و روسیه در کنار هم قرار میگرفت. برخورداری هر دو کشور از منابع عظیم گاز موجب شده که دو کشور در بعضی زمینهها به شکل ذاتی رقیب هم محسوب شوند. باوجود زمینههای مربوط به رقابت، اکنون زمان آن است که ببینیم این دو کشور چطور میتوانند به شرکای راهبردی تبدیل شوند و آیا اصلا چنین شراکتی امکانپذیر خواهد بود یا نه. نمیتوان انکار کرد که ایران و روسیه باوجود همه رقابتها، در حوزههایی منافع مشترک یا اشتراکاتی در وضعیت دارند. برای مثال هردو کشور با محدودیتهای ناشی از تحریم مواجه بوده و هستند. هر دو کشور دنبال راههای جایگزین برای ادامه تجارت خود هستند و هر دو کشور میتوانند از همکاری در انتقال گاز، توسعه میدانها و زیرساختها بهره ببرند. با توجه به چنین مواردی آیا میتوان درک روشنی از تضاد منافع هم داشت؟ چنان که گفته شد، اگرچه روسیه میتواند شریک ایران باشد، اما در موضوعاتی به طور طبیعی رقیب هم محسوب میشود. روسیه برای فروش انرژی، بهویژه در بازارهای آسیایی، با بازیگران متعددی رقابت میکند. ایران نیز در صورت رفع محدودیتها و توسعه ظرفیت صادراتی، دنبال سهم بیشتری از همین بازار خواهد بود. یکی از موضوعاتی که احتمالا در این گفتوگوها مورد توجه قرار میگیرد این است که معافیتهای آمریکا ممکن است باعث تقویت تجارت مسکو شود، اما باید دانست که ایران همچنان با محدودیتهای بانکی، سرمایهگذاری و صادرات روبهرو خواهد بود. با درک چنین وضعیتی سیاست روسیه چه خواهد بود؟ این مهم را باید در مرکز بررسیها قرار داد که آزادی عمل تقریبی مسکو در فروش انرژی در کنار محدودیتهایی که در سمت ایران قرار دارد، نباید رابطه دو کشور را از توازن خارج کند. رابطهای که در آن روسیه از انعطافپذیری بیشتر برای معامله برخوردار باشد و ایران برای کوچکترین عملیات تجاری خود هزینههای سنگین بپردازد. این از آن موارد مهمی است که روسیه باید موضع خود را روشن کند.
پیام ایران به آمریکا
این سفر از منظر عملی نیز اهمیت دارد. طبق اظهارات وزیر پیشین نفت، دو کشور به تفاهم کلی درباره انتقال گاز روسیه به ایران رسیدهاند و بررسیهای فنی همچنان ادامه دارد. مسیر پیشنهادی انتقال از خاک جمهوری آذربایجان میگذرد. در گزارش دیگری آمده که مسائل قیمتگذاری و پرداخت در مذاکرات پیشین حلنشده بوده و باید میان تفاهم کلی و قرارداد نهایی تفاوت گذاشت. این موضوع هم اهمیت زیادی دارد، زیرا ایران با وجود برخورداری از ذخایر عظیم گاز، در دورههایی با ناترازی و محدودیت عرضه داخلی مواجه بوده است. واردات گاز روسیه، اگر از نظر قیمت، قرارداد و زیرساخت توجیهپذیر باشد، ممکن است به مدیریت فصلی عرضه کمک کند، اما بهخودیخود مشکل سرمایهگذاری، مصرف داخلی و توسعه تولید ایران را حل نخواهد کرد. به همین دلیل در سفر اخیر پزشکیان به مسکو معیار موفقیت، میزان پیشرفت واقعی قراردادها و پروژههایی از این دست است. از سوی دیگر و شاید در مهمترین وجه، این سفر پیام مهمی برای واشنگتن دارد. ایران میخواهد نشان دهد که امکان منزویکردن کامل آن وجود ندارد و حضور در اجلاس کشورهای صادرکننده گاز و گفتوگو با روسیه و دیگر اعضا، فرصتی برای تهران است تا ظرفیت دیپلماتیک خود را به نمایش بگذارد. ایران همچنین میخواهد هزینه فشار اقتصادی را افزایش دهد. اگر کشورهای بزرگ تولیدکننده بتوانند در زمینه امنیت انرژی، زیرساختها و تجارت همکاری مؤثرتری داشته باشند، اعمال فشار یکجانبه بر هر یک از آنها ممکن است دشوارتر شود و تهران احتمالاً میخواهد به واشنگتن یادآوری کند که سیاست انرژی آمریکا پیامدهای ژئوپلتیکی دارد. در مجموع میتوان گفت ایران در تلاش است از ظرفیتهای انرژی، قدرت سیاسی و اقتصادی مؤثرتر بسازد.