خوشبختانه خبررسانی پلیس آنقدر سریع بود که اجازه داغ شدن موضوع در فضای مجازی را نداد. هرچند در همین فاصله کوتاه برخی افراد انتقادات خود را متوجه پلیس کرده بودند، با انتشار گزارش دستگیری اراذل نسیمشهری در سکوت فرورفتند. آیا آنچه که در نسیمشهر اتفاق افتاد، ماجرای خیلی عجیبی بوده است؟ پاسخ منفی است. این اتفاقات در همه جوامع وجود دارد و در این میان آنچه که اهمیت دارد واکنش سریع پلیس است که خوشبختانه شاهد آن بودهایم. حتی اگر فرض کنیم چنین رفتار زنندهای از سوی برخی اراذل تکرار شدنی باشد، باید توجه داشت که قدرتنمایی اراذل و اوباش در خیابان، فقط مسئله چند درگیری یا چند فیلم منتشرشده نیست. وقتی عربدهکشی، تهدید، درگیری، استفاده از سلاح سرد یا نمایش قدرت در فضای عمومی تکرار میشود، مسئله از یک رفتار فردی فراتر میرود و به موضوعی اجتماعی تبدیل میشود؛ موضوعی که اگر بهموقع و درست با آن برخورد نشود، میتواند احساس امنیت شهروندان را تحت تأثیر قرار دهد. البته باید میان دیدهشدن بیشتر این رفتارها و افزایش واقعی آنها تفاوت گذاشت؛ شبکههای اجتماعی ممکن است پدیدهای را بسیار بزرگتر از اندازه واقعی آن نشان دهند، اما حتی در این صورت نیز اصل مسئله را نمیتوان نادیده گرفت.
در کشورهای دیگر
کشورهای دیگر هم با بلیه اراذل خیابانی مواجهاند و برخی خبرها در شبکههای اجتماعی انعکاس یافته است. در لندن، پدیدهای وجود دارد که از نظر رفتاری به مورد نسیمشهر نزدیک است و میتوان به سادگی شاهد فعالیت گروههای خیابانی، حمل سلاح سرد، تهدید مردم، درگیری گروهی و نمایش قدرت در فضای عمومی بود. پلیس لندن در آمار رسمی خود جرایم با استفاده از چاقو را بهعنوان یک شاخص مستقل ثبت کرده و اطلاعات آن را ماهانه منتشر میکند. در گزارشهای پلیس صراحتا به استفاده از چاقو برای ارعاب اشاره شده است. کار در لندن تا جایی بالا گرفت که همین ماه گذشته در یک عملیات سنگین یک هفتهای پلیس عملیات دستگیری و بازداشت اراذل را کلید زد که منجر به بازداشت ۲۹۷ نفر و کشف ۳۸ سلاح خطرناک شد؛ بنابراین میتوان گفت عربدهکشی رفتاری است که در پس آن نمایش قدرت، ایجاد ترس، سلاحنمایی، تصاحب فضای عمومی و ارعاب دیگران پنهان شده است. در آمریکا ماجرا از آنچه که تصور میشود خطرناکتر و مهیبتر است که دلیل آن را میتوان به وفور سلاحهای گرم دانست. به گفته پلیس این کشور دستههای خیابانی به شکل سازمانیافته برای کنترل محلهها و پیشبرد برنامههای مجرمانه خود فعالیت میکنند. تنها در فاصله سه سال از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ در آمریکا نزدیک ۷۰ هزار مورد جرم توسط همین گروههای جنایتکار خیابانی ثبت شده است.
راههای مقابله
با وجود اینها اکنون چه کاری را باید به شکل ضربتی و فوری انجام داد که محلات شهرها از آنچه که در نسیمشهر دیده شد، در امان باشند؟ اولین و فوریترین کار باید برای رسیدن به این هدف انجام شود که خیابان محل آزمون قدرت نباشد؛ بنابراین در کوتاهمدت مهمترین وظیفه و در عین حال سنگینترین وظیفه بر دوش پلیس و دستگاه قضایی قرار میگیرد که یک اصل ساده و قابل فهم را برای همه روشن کند که قدرتنمایی در خیابان برای مرتکب آن سودی نخواهد داشت. روشن است که این هدف با برخوردهای پر سروصدا و نمایشی محقق نمیشود. آنچه بازدارندگی ایجاد میکند، بیشتر از شدت برخورد، قطعیت و سرعت آن است؛ درست مانند آنچه که در نسیمشهر دیده شد. فردی که در ملأعام تهدید میکند، دست به ضرب و جرح میزند، اخاذی میکند، با سلاح سرد مردم را میترساند یا عمداً امنیت عمومی را مختل میکند، باید بداند که فاصله میان رفتار او و واکنش قانون کوتاه است؛ بنابراین نخستین اقدام فوری میتواند شناسایی نقاطی باشد که در آنها چنین رفتارهایی تکرار میشود. حضور هدفمند پلیس در این نقاط، شناسایی افراد پرخطر، رسیدگی سریع به شکایتهای شهروندان و جلوگیری از تکرار جرم، از برخوردهای پراکنده مؤثرتر است. یک جامعهشناس در این باره به آرمان ملی میگوید: آنچه که در این بین اهمیت دارد، برخورد دقیق است، نه اینکه صرفا گسترده باشد. رضا حاجیپور ادامه میدهد: باید به یک تفکیک مهم توجه کرد. همه کسانی که رفتار خشن یا ظاهر متفاوت دارند، در یک گروه قرار نمیگیرند. بین نوجوانی که تحت تأثیر گروه همسالان وارد درگیری میشود و فردی که بهطور سازمانیافته از تهدید و خشونت برای اخاذی و ارعاب استفاده میکند، تفاوت وجود دارد. اگر همه این موارد با یک نسخه واحد پاسخ داده شوند، هم امکان اصلاح برخی افراد از بین میرود و هم منابع انتظامی و قضایی در جایی مصرف میشود که بیشترین خطر را ندارد؛ بنابراین برخورد فوری باید متوجه رفتار مجرمانه مشخص باشد. این رویکرد هم از حقوق شهروندان حفاظت میکند و هم مرز میان مقابله با جرم و برخورد سلیقهای را روشن نگه میدارد.
ارزش شفافیت
قبلا فقط محققان از ارزش واقعی آمار مطلع بودند، اما از برکتهای گسترش اطلاعات اکنون دانستن اهمیت آمار برای تکتک شهروندان است. حالا دیگر کمتر کسی است که تحت تاثیر حرفهای کلی و بیدر و پیکر قرار میگیرد. حالا دیگر هر ادعایی بلافاصله با این درخواست مواجه میشود که سند حرفی که میزنی چیست. از این زاویه اقدام فوری دیگری که کمتر درباره آن صحبت شده، انتشار آمار دقیق است. وقتی درباره افزایش اراذل و اوباش سخن گفته میشود، دقیقا باید روشن شود که منظور افزایش کدام رفتار است. آیا نزاع خیابانی بیشتر شده؟ آیا سن مرتکبان کاهش یافته؟ آیا استفاده از سلاح سرد افزایش یافته؟ آیا میزان تکرار جرم بالاتر رفته است؟ یا فقط فیلمهای بیشتری از این اتفاقات در شبکههای اجتماعی منتشر میشود؟ آنهم فیلمهایی که معلوم نیست کی و کجا تهیه شده است. بدون پاسخ به این پرسشها، سیاستگذاری ممکن است بر اساس احساس عمومی یا چند ویدئوی پربازدید انجام شود. آمار تفکیکشده شهرها، سن مرتکبان، نوع جرم و میزان تکرار آن میتواند تصویر واقعیتری در اختیار سیاستگذار قرار دهد.
منزلت اجتماعی
اگر اقدامات فوری برای بازگرداندن امنیت به خیابان ضروری است، برنامه بلندمدت باید بسیار فراتر از پلیس و دادگستری باشد. زیرا پرسش اصلی این است که چرا برای بخشی از جوانان، زور و خشونت میتواند به ابزار کسب اعتبار تبدیل شود؟ این سوال به روشنی نشان میدهد که چگونه موضوع از جرمشناسی عبور کرده و وارد حیطه جامعهشناسی میشود. یکی از مهمترین محورهای برنامه بلندمدت، توجه به نوجوانان است. اگر سن ورود برخی افراد به رفتارهای خشن کاهش یافته باشد، نمیتوان منتظر ماند تا این افراد به مجرمان حرفهای تبدیل شوند و سپس با آنها برخورد کرد و بر این اساس مدرسه، خانواده، محله، مراکز ورزشی و نهادهای اجتماعی باید بخشی از نظام پیشگیری باشند. از دیگر برنامههای بلندمدت باید این باشد که منزلت اجتماعی در کانون توجه قرار گیرد. شاید بتوان گفت مهمترین بخش سیاست بلندمدت همین است. اگر جوانی با زورگویی و ایجاد ارعاب در تلاش کسب احترام و منزلت اجتماعی است، نمیتوان به سادگی گفت زورگویی نکن و منتظر نتیجه بود. در این صورت لازم است در مقابل آن، مسیرهای واقعی دیگری برای کسب احترام و منزلت قرار داده شود. باید برای جوان ترسیم شود که از راههایی مانند اشتغال، مهارتآموزی، ورزش، فعالیت فرهنگی و پیشرفت اجتماعی، میتوان به همان هدف رسید. اگر موفقیت اجتماعی بیش از حد دور از دسترس باشد، گروه خیابانی میتواند برای برخی افراد جذابتر خواهد شد. در مجموع میتوان گفت اگر جامعه میخواهد قدرتنمایی خیابانی را کاهش دهد، باید هم هزینه رفتار خشونتآمیز را بالا ببرد و هم ارزش و امکان دستیابی به منزلت از مسیرهای قانونی و اجتماعی را افزایش دهد.