نخست فعال شدن میانجیها میان تهران و واشنگتن است که بیش از ۶ ماه است که به صورت مداوم در حال فعالیت برای باز شدن گره منازعهای هستند که ایالات متحده و اسرائیل به ایران و منطقه تحمیل کردند و باعث به وجود آمدن یک بحران جدید در خارومیانه و سپس جهان شدهاند؛ چراکه هم اکنون تاثیرات روند جاری در تنگه هرمز از آسیا تا اروپا و حتی آمریکا قابل رویت است.
فعالیت اسلامآباد و دوحه
در این میان (دوشنبه) سیدمحسن نقوی وزیر کشور پاکستان در راس هیاتی با استقبال همتای ایرانی خود و مقامات وزارت امور خارجه وارد تهران شد و مورد استقبال اسکندر مومنی، وزیر کشور ایران قرار گرفت. در این راستا رسانهها بحث و تبادلنظر درباره مناسبات دوجانبه و بررسی مفاد موافقتنامه بین دو کشور که به امضای مقامات عالی دو کشور رسیده را از اهداف این سفر اعلام کردند. از سوی دیگر الجزیره به نقل از یک منبع در وزارت کشور پاکستان گزارش داد که محسن نقوی، وزیر کشور عازم پایتخت ایران شده است تا درباره تلاشهای میانجیگرانه و راههای پایان دادن به وضعیت بنبست فعلی گفتوگو کند، اما برخی دیگر از رسانههای داخلی اعلام کردند که این سفر صرفاً یک دیدار دوجانبه معمول همانند گذشته خواهد بود. به موازات این روند، قطریها هم وارد میدان شدند و به دنبال آن هستند تا بتوانند مجدداً مجرای دیپلماسی را باز کنند تا از طریق آن به وضعیت خطرناک و البته مبهم منطقه پایان دهند. ماجد الأنصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر اعلام کرده که دوحه تقریبا از دو هفته پیش در حال تبادل ایدههای مختلف در خصوص ازسرگیری مذاکرات ایران است. این مقام قطری اظهار کرد که برخی مسئولان دولت آمریکا به ما اطمینان دادند که واشنگتن دنبال دستیابی به توافق است، ما نیازمند یک راهحل منطقهای برای برقراری ثبات و تحقق تفاهم بینالمللی به منظور حمایت از آبراههایی همانند تنگه هرمز هستیم. اخیراً انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک شیخ محمد بنزاید، مدعی شده بود که هر زمان لازم باشد، از منافع خود محافظت خواهیم کرد، اما طبیعتاً ارتباط با ایران نیز ادامه خواهد داشت».
ترامپ و معادله دو مجهولی.
اما مدل دوم از تحرکات را باید اظهارات و اقدامات ایالات متحده و شخص دونالد ترامپ در شرایط کنونی منطقه دانست. او در شرایط فعلی سعی دارد که باز هم به نوعی یک مانور رسانهای و سیاسی را در آستانه برگزاری اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک در دستور کار خود قرار دهد. یکی از این اقدامات او پیش کشیدن احتمال دیدار با رئیسجمهور پزشکیان در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل است که البته موضوع جدیدی نه در شرایط فعلی بلکه در گذشته نیز نبوده است. ترامپ در گذشته هم این موضوع را بارها اعلام کرده که آماده دیدار با مقامات ارشد ایران است و حتی به صورت متناوب در طی چهار دهه گذشته، همیشه شایعه دیدار روسای جمهور ایران و آمریکا در اجلاس نیویورک مطرح بوده است، اما مساله اصلی این است که او و تیم وی در شرایط فعلی سعی دارند با اظهارات جدید خود اتمسفر سیاسی، امنیتی و نظامی منطقه را به سمت و سوی جدید سوق دهند تا بتوانند از سکون اخبار و تحولات بر ضد خود جلوگیری کنند. به عنوان مثال ایالات متحده و رسانههای نزدیک به کاخسفید سعی دارند القا کنند که واشنگتن دنبال آن است تا بتوان ایران را در یک تنگنای نظامی قرار دهد و حتی اخباری از احتمال مجدد درگیریها را در فضای رسانهای خود پمپاژ میکنند ولی به موازات آن تلاش میکنند تا به تمام دنیا بگویند که همچنان باب دیپلماسی و گفتوگو باز است. این دوگانگی ایالات متحده حالا به جایی رسیده که ترامپ را در دوراهی ایران-یمن قرار داده است. اینکه آیا واشنگتن به کمک تلآویو مجدداً دور جدید درگیریها را کلید بزنند، موضوعی نامعلوم است، اما در این راستا ارکان نظامی کشور صراحتاً اعلام کردهاند که به هرگونه اقدام انفعالی و نظامی آمریکا پاسخ خواهند داد. در این راستا، اما موضوع یمن و پرونده جنگی که عربستان سعودی علیه انصارا... آن را مفتوح کرده و باعث ایجاد بهمریختگی جدید در منطقه شده، بحث دیگری است که ترامپ را ناخودآگاه وارد یک مشکل جدی کرده است. در این راستا نیویورکتایمز در گزارش خود آورده است که رئیسجمهور آمریکا در نهایت روز یکشنبه تصمیم گرفت فعلاً در حملات مشترک عربستان علیه انصارا... در یمن مشارکت نکند، اما با این حال او برای جنگ احتمالی خود علیه ایران به همکاری پادشاهی سعودی نیاز دارد. بر این اساس اگرچه تحرکات دیپلماتیک همچنان جاری است، اما در این میان باید دید که ترامپ بین گزینه ورود به جنگ یمن و حمله احتمالی به ایران کدام مورد را مدنظر دارد؛ چراکه ورود به هر دو جبهه تبعات سختی برای واشنگتن و متحدان آن در منطقه و حتی ناتو خواهد داشت.