بستن
کد خبر: ۱۵۲۰۴۷۷
«آرمان ملی» ابعاد لغو نشست عمان را بررسی می‌کند

پشت پرده تعویق نشست صلاله

پشت پرده تعویق نشست صلاله
آرمان ملی- فرشاد گلزاری: بر اساس اعلام قبلی، قرار بر این بود نشست وزرای امور خارجه کشور‌های ساحلی خلیج فارس با محوریت بررسی وضعیت تنگه هرمز و همچنین تبادل نظر درباره مسیر‌های کشتیرانی برگزار شود و حضور سیدعباس عراقچی، رئیس دستگاه دیپلماسی کشورمان در این میان قطعی شده بود.

اما یکباره یکشنبه شب خبر آمد که این نشست به تعویق افتاده است. 

عربستان یا دیگران؟ 

آنچه در وهله اول و پس از اعلام خبر لغو این نشست مخابره شد، انتشار این مهم توسط عمان بود. در این خصوص بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد که نشست منطقه‌ای که قرار بود در صلاله برگزار شود، برای حصول اطمینان از اجماع به تعویق افتاد. وزیر امور خارجه عمان همچنین اضافه کرد که «ما بار دیگر بر تعهد خود برای تقویت گفت‌و‌گو به گونه‌ای که از ثبات و همکاری پایدار در منطقه حمایت کند، تاکید می‌کنیم». همزمان با انتشار این خبر محمدعلی بک، مدیرکل خلیج فارس وزارت امور خارجه درباره دلیل تعویق نشست ایران با کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس اظهار کرد که بنا به درخواست برخی کشور‌های منطقه و تصمیم مشترک عمان و ایران، نشست وزرای امور خارجه کشور‌های ساحلی خلیج فارس که برای روز دوشنبه برنامه‌ریزی شده بود، به تاریخی دیگر موکول گردید و در این راستا جمهوری اسلامی ایران در رایزنی نزدیک با عمان، درباره زمان مناسب برای برگزاری این نشست هماهنگی‌های لازم را انجام خواهد داد. پس از اعلام این مواضع و قطعی شدن تعویق نشست صلاله، تحرکات دیپلماتیک در سطح منطقه با محوریت کشور‌های عربی حاشیه خلیج فارس افزایش پیدا کرد؛ به گونه‌ای که محمد بن عبدالرحمن بن جاسم آل ثانی، نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه قطر یکشنبه شب در تماس تلفنی با وزرای خارجه عربستان، اردن، کویت و عمان درباره روابط و همکاری‌های فی مابین و راه‌های تقویت آن و همچنین آخرین تحولات منطقه‌ای گفت‌و‌گو کرد که به نظر می‌رسد بخش اعظمی از این گفت‌و‌گو‌ها به موضوع تعویق نشست عمان مربوط می‌شود، اما آنچه در این میان باید مورد نظر قرار بگیرد، نقش عربستان سعودی است. بر اساس اعلام منابع عربی و همچنین تایید اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان در نشست خبری هفتگی خود، عامل اصلی تعویق نشست عمان، عربستان سعودی بوده است. بقایی صراحتاً اعلام کرد که «عربستان درخواست کرده این نشست فعلاً برگزار نشود و بحث‌هایی هم که درباره انتساب اتفاقاتی که میان آنها و یمن در جریان است مطرح می‌شود، حقیقتاً آدرس اشتباهی‌دادن است؛ با دادن آدرس اشتباه، مشکلات حل نمی‌شود؛ چراکه مشکلات یمن ریشه‌ای طولانی‌مدت دارد و ما به‌عنوان جمهوری اسلامی ایران همواره گفته‌ایم و تلاش کردیم و در عمل نشان داده‌ایم که حاضریم برای حل‌وفصل موضوعات کمک کنیم. گفته‌ایم نقشه‌راهی را که خودتان درباره آن تفاهم کرده‌اید و ما هیچ نقش و مداخله‌ای در آن نداشته‌ایم، همان مبنای گفت‌و‌گو‌های شما برای حل مسئله باشد». او همچنین در پاسخ به ادعای مطرح شده از سوی آمریکایی‌ها مبنی بر اینکه ایران در جریان حمله به خط لوله نفت عربستان نقش داشته است اعلام کرد که آمریکایی‌ها بدون هیچ هزینه‌ای در حال تولید خبر‌های دروغ هستند. این مواضع به خوبی نشان می‌دهد که دلیل لغو یا تعویق نشست صلاله از سوی ریاض صرفاً موضوع یمن یا انتساب انفجار خط لوله نفت شرق به غرب عربستان به ایران نیست، بلکه در این میان برخورد یا تضاد منافع میان ایران و کشور‌های حاشیه خلیج فارس نیز معنا پیدا می‌کند. واقعیت این است که عربستان سعودی از دیرباز به عنوان «برادر بزرگتر کشور‌های عربی» به دنبال آن بوده تا بتواند نوعی تسلط بر منطقه خاورمیانه و حاشیه خلیج فارس داشته باشد و از گذشته نیز این نفوذ خود را به سوی جنوب آسیا، آسیای میانه و به خصوص شمال و مرکز آفریقا هدایت کرده است. به عنوان مثال همینن حالا سعودی‌ها درگیر جنگی در یمن هستند که تن‌ها‌ی ضلع آن را انصارا... یمن سر و شکل می‌دهند بلکه اضلاع دیگر آنرا امارات و نیرو‌های نیابتی آن و همچنین نیابتی‌های عربستان در سراسر یمن تشکیل می‌دهند که یک جنگی موزائیکی خطرناک با پایان نامعلوم را خلق کرده است. در این میان رقابت ریاض با امارات را نباید از نظر پنهان داشت، تا جایی که منابه خبری عربی (دوشنبه صبح) اعلام کردند که عربستان سعودی در یک حمله هوایی نیرو‌های تحت حمایت امارات را در نزدیکی کهبوب هدف قرار داده است، اما چندی بعد اعلام شد که این حملات به اشتباه رخ داده است. این رقابت‌های امارات و عربستان تا عمق آفریقاهم پیش رفته است، اما مساله اینجلست که باید به این رقابت‌ها نیز، موضوع تنگه هرمز را اضافه کرد. 

نگاه آمریکا

بدون شک عربستان تمایلی ندارد در شرایطی که از یک سوی با انصارا... درگیر است و از سوی دیگر صادرات نفتش با مشکل رو‌به‌رو شده با ایران آنهم در ارتباط با تنگه هرمز وارد یک مذاکره مشخص شود و در این راستا بحرین نیز با ریاض همانند گذشته همسو است. در این خصوص باید توجه داشت که بحرین توافق ابراهیم را با اسرائیل به امضا رسانده و از سوی دیگر کاملاً تحت نفوذ سیاسی عربستان و ایالات متحده قرار دارد. بر این اساس به وضوح می‌توان گفت که تل‌آویو و واشنگتن را نمی‌توان در لغو نشست صلاله بی‌تقصیر دانست. از سوی واقعیت غیرقابل کتمان این است که کشر‌های حاشیه خلیج فارس عملاً میزبان پایگاه‌های ایالات متحده هستند و نمی‌توانند به راحتی به سمت و سویی بروند که در نهایت مدیریت ایران بر تنگه هرمز را مشروعیت و رسمیت ببخشند. بر این اساس هرکدام از این کشور‌ها یا به صورت مستقل یا با واسطه، منافعی دارند که با ایران و حتی با دیگری در تضاد است. حال باید منتظر بود و دید که تحولات آتی تا زمان برگزاری نشست آتی به دام سمت میل می‌کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار