منابع پزشکی تأکید میکنند که استرس و اضطراب از عوامل تشدیدکننده سوءهاضمه و سندرم روده تحریکپذیر (IBS) هستند. یک منبع دانشگاه علوم پزشکی شیراز صراحتاً گفته است استرس میتواند بیماریهای گوارشی را تشدید کند، هرچند الزاماً بهتنهایی علت ایجاد آنها نیست. یک منبع پزشکی ایرانی، شیوع IBS را بیش از ۱۰ درصد بزرگسالان ذکر میکند و اضطراب را از عوامل مهم مرتبط با آن میداند. در یکی از مراکز تخصصی گوارش مسئول اطلاعات میگوید: از ابتدای سال ۱۴۰۵ تعداد کسانی که به این مرکز مراجعه میکنند، افزایش چشمگیری داشته است. اگرچه آمار رسمی و قابل اتکایی از میزان افزایش بیماریهای گوارشی ناشی از استرس در سال ۱۴۰۵ منتشر نشده، متخصصان گوارش استرس و اضطراب را از عوامل مهم تشدیدکننده اختلالاتی مانند سوءهاضمه و سندرم روده تحریکپذیر میدانند. دکتری که در این مرکز بیماران را معاینه میکند میگوید: تقریبا برای یک نفر از سه بیمار داروهای آرامبخش تجویز میکند. با توجه به مشکلاتی که اکنون جامعه با آن درگیر است، مسئولان چه کاری میتوانند انجام دهند تا شهروندان را برای مقابله با مشکلات قدرتمندتر کنند؟
آینده و آرامش!
در مترو مرد میانسالی میگوید: اخبار را برای پیدا کردن نشانهای مثبت زیر و رو میکنم، اما نمیتوانم حدس بزنم چه اتفاقی خواهد افتاد. او تاکید میکند که به مسئولان تا حد زیادی اطمینان دارد، اما آنچه که او را آزار میدهد، بیخبری از برنامهها برای آینده است. روشن است که دولت میتواند بخشی از اضطراب شهروندان را با دستورالعملهای روشن کاهش دهد. اگر مردم بدانند دولت برای هر سناریو احتمالی برنامه دارد و بتواند اطمینان شهروندان را جلب کند، بخش زیادی از استرس از بین خواهد رفت. این نکته سادهای است، اما گاهی فراموش میشود که مردم در کنار نیاز مبرم به امنیت، میخواهند بدانند مسئولان برای سختترین سناریو چه برنامهای طراحی کردهاند. با توجه به نقش قطعی مسئولان در کاهش یا افزایش اضطراب اجتماعی، همه مسئولان باید متوجه ادبیات خود باشند تا در سخنان خود، نگرانی را به جامعه منتقل نکنند. جامعهای که با اضطراب دست و پنجه نرم میکند، مانند جامعه عادی به سخنان سیاسی واکنش نشان نمیدهد. هر جمله هیجانی میتواند چندین برابر اثر معمول خود را داشته باشد. وقتی خبرهایی از حیف و میل اموال عمومی به جامعه منتقل میشود، نمیتوان انتظار داشت که شهروندان تحت تاثیر قرار نگیرند. از آن مهمتر زمانی که وضعیت فعلی با همه خطرهایی که میتوان دید، به شکل مضاعف به جامعه منتقل شود، نتیجه روانی آن میتواند افزایش احساس ناامنی باشد. این همان چیزی است که میتوان آن را تورم روانی بحران نامید؛ یعنی اندازه واقعی خطر ثابت است، اما اندازه خطری که جامعه احساس میکند، دائماً افزایش مییابد.
اهمیت خبر
نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت بین تبلیغات و اطلاعرسانی است. تبلیغات میخواهد مردم را قانع کند که وضعیت خوب است در حالی که اطلاعرسانی میخواهد به مردم بگوید وضعیت چگونه است. تشنگی عمیق مردم در دنبال کردن خبرها کاملا نشان میدهد که امروز نیاز به اطلاعات در بین شهروندان باید پاسخ مناسب پیدا کند و در عین حال باید یادآوری کرد که به دلیل تکثر مجاری خبری، نمیتوان به مردم خبرهای مبهم و یا نادقیق داد. در تفاوت تبلیغات و خبررسانی همین بس که اگر مردم بدانند چه اتفاقی افتاده، چه خطراتی وجود دارد و دولت برای مقابله با آنها چه میکند، حتی خبر ناخوشایند نیز قابل تحملتر میشود، اما اگر احساس کنند واقعیت از آنها پنهان میشود، ذهن جامعه شروع به ساختن روایتهای خود میکند و معمولاً بدترین روایتها بیشترین شانس را برای انتشار پیدا میکنند. شهروند و در مقیاس بزرگتر جامعه مضطرب، نیاز دارد حرف بزند. اگر مردم نتوانند نگرانی خود را بیان کنند، نگرانی از بین نمیرود، فقط از فضای عمومی به فضای خصوصی و شبکههای غیررسمی منتقل میشود و در آنجا کنترل شایعه بسیار دشوارتر خواهد شد.
یک قاعده روشن
اینجا میتوان قاعدهای روشن دید. دولتی که اعتماد عمومی دارد، حتی خبر بد را هم میتواند مدیریت کند، اما اگر اعتماد عمومی را از دست داده باشد، حتی خبر خوب نیز ممکن است با تردید مواجه شود. به همین دلیل، شاید بزرگترین خطای دولت در مواجهه با جامعه مضطرب این باشد که از مردم بخواهد آرام باشند بدون آنکه برای آرامش آنها دلیل کافی فراهم کند. سالها پیش معاون وزیر بهداشت گفته بود: آخرین مطالعه جامع در مورد شیوع یبماریهای روانی در کشور در بین افراد ۱۵ تا ۶۴ سال انجام شده است که بر اساس آن ۲۳.۶ درصد جمعیت به یکی از انواع اختلالات و بیماریهای روانی با درجات خفیف تا شدید مبتلا هستند. به سادگی میتوان بین سخنان چند سال قبل معاون وزیر بهداشت و احتمال افزایش یا کاهش این نسبت، با شرایط امروز تناسب برقرار کرد. در عین حال خود شهروندان هم برای کنترل سطح استرس و نگرانی وظایفی دارند که باید در نظر بگیرند. بخصوص خانوادههایی که فرزندان خردسال دارند. آنها باید بدانند که برخی مشکلات از دایره اراده شهروندان بیرون است و باید راهی پیدا کنند که از انتقال نگرانی به کودکان جلوگیری کنند. امروز جامعه درگیر مشکلات اقتصادی ناشی از تجاوز دشمن است. آمریکا کشور را تحت محاصره قرار داده و در حال حاضر کشور با استفاده از تمام ظرفیتها به مقابله برخاسته است. با این همه میتوان انتظار داشت که برخی مشکلات در سطح اجتماع قدری بیشتر شود. روشن بودن شرایط برای شهروندان میتواند تا حد زیادی از نگرانی بکاهد، چراکه آرامش اجتماعی، نتیجه حذف ترس نیست بلکه نتیجه قابل فهم شدن ترس و قابل مدیریت شدن خطر است.