پس از چند هفته ای که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا که علاقه ویژه ای به مصاحبه با خبرنگاران از خود نشان می دهد، هر روز اعلام می کرد که توافقی با ایران برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز در آستانه نهایی شدن است که به عقیده بسیاری از تحلیلگران آمریکایی با توجه به سابقه «معامله گری و تجارت» رئیس جمهور، بیشتر کارکرد آرام کردن بازار سهام و نفت را داشته است. اکنون با شکل گیری این یادداشت تفاهم، اگرچه به سختی می توان ادعا کرد که این توافق برای آمریکا یک توافق مطلوب است. چرا که در عمل وضعیتی است که عملا به معنای اعطای امتیاز از سوی آمریکا به ایران در ازای بازگشت به شرایط پیش از جنگ در تنگه هرمز خواهد بود. اما در عین حال، احتمالا این بهترین توافقی است که می توانست حاصل شود. علیرغم اینکه ایران خسارت های بسیار انسانی و مالی در این جنگ متحمل شده است و این مهم، قابل چشم پوشی نیست، اما بسیار بهتر از آنچه پیش از آغاز درگیری نظامی تصور می شد در برابر فشار های نظامی و اقتصادی آمریکا مقاومت کرده و با کنترل بر تنگه هرمز توانسته است اهرم فشار قابل توجه ای به دست آورد. اما اکنون کاخ سفید با انتقادهای گسترده دموکرات ها در کنگره و رسانه ها و حتی برخی از فعالان جنبش «آمریکا را دوباره به عظمت» باز می گردانیم که هوادار سخت رئیس جمهور هستند، رو به رو شده است. دموکرات ها که مهمترین مخالفان دونالد ترامپ هستند تاکید می کنند که این جنگ در عمل، درستی توافق هسته ای برجام در سال 2015 (1394 شمسی) را به عنوان یک «مصالحه ضروری» ثابت کرده است، چرا که حتی با وجود وقوع جنگ آشکار نیز، دستیابی به توافقی بهتر آسان نبود. برای نمونه «حکیم جفریز»، رهبر اقلیت دموکرات در مجلس نمایندگان آمریکا، ترامپ را به دلیل لغو «بی ملاحظه» توافق هسته ای به شدت مورد انتقاد قرار داده است. همچنین «چاک شومر» رهبر اقلیت دموکرات سنای آمریکا با طعنه به دونالد ترامپ به عنوان کسی که خود را کارشناس در معامله می داند، گفت: «ببینید این هنر معامله نیست، هنر تسلیم شدن است. این دستیابی به صلح از طریق قدرت نیست، بلکه نتیجه ضعف است». شومر افزوده است: «این یکی از فاجعه بارترین سیاست های خارجی است که در آمریکا اتفاق افتاده است». همچنین تا این زمان طبق برآوردهای در شرف انتشار مرکز مطالعات راهبردی و بین المللی (CSIS)، این جنگ حدود 40 میلیارد دلار برای وزارت جنگ آمریکا هزینه داشته است. این رقم هزینه مهمات، تجهیزات نابود شده و خسارات وارد آمده به پایگاه های این کشور در منطقه را شامل می شود، اما هزینه های عملیاتی که از قبل در بودجه بیش از یک هزار میلیارد دلاری سال مالی 2026 پنتاگون لحاظ شده بودند، را در بر نمی گیرد. تورم مصرف کننده آمریکایی به 4.2 (چهار و دو دهم درصد) افزایش یافته و موقعیت دیپلماتیک آمریکا هم با همراهی نکردن کشورهای اروپایی در این جنگ، نسبت به گذشته تضعیف شده است. اکنون شکل گیری این توافقنامه (به شرط بقای میان مدت آن) چند نتیجه نسبتا روشن به همراه خواهد آورد. اول، قیمت نفت در ماه فروردین، زمانی که جنگ به شدیدترین مرحله خود رسیده بود رقم 118 دلاری را ثبت کرده اکنون به حدود 80 دلار در هر بشکه رسیده است. اگرچه نشانه های اولیه بازگشایی تنگه هرمز، تهدید جدی علیه عرضه جهانی انرژی را اندکی تعدیل کرده است اما خسارت های اقتصادی انسداد حدود چهار ماهه این آبراه حیاتی ناشی از جنگ با ایران تا ماه ها بر اقتصاد جهان سایه خواهد افکند. دوم، رفع محاصره دریایی آمریکا، باعث خواهد شد که ایران بدون درگیر شدن در روندهای هزینه ساز نظامی برای شکستن محاصره، بتواند صادرات نفت خود را به آسانی به انجام رساند. سوم، تحمیل این جنگ به ایران و سپس امضای یادداشت تفاهم این موضوع را به جهان اعلام کرد که تهران در درگیری های نظامی دست بسته نیست و ابتکار هایی دارد که در زمان مقتضی می تواند آن را اعمال کند. اقتصاد جهان و حتی آمریکا هم در جنگ با ایران آنچنان که تصور می شد، تاب آوری لازم را نخواهند داشت.
*کارشناس روابط بین الملل