مرتضی مکی، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: اجلاس فصلی تابستانه شورای حکام سازمان انرژی اتمی در شرایط سیاسی امنیتی خاصی برگزار میشود و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و افزایش تنشها در خلیج فارس و تنگه هرمز بر این نشست سایه افکنده است. از زمانی که روابط و گفتوگوهای میان ایران و آمریکا برای رسیدن به راه حلی جهت پایان دادن به برنامه هستهای ایران بوده نقش فنی آژانس بسیار پررنگتر بوده مقامات آژانس تلاش میکردند یک نقش واسطهای مثبتی را در جهت نزدیک کردن مواضع طرفین ایفا کنند.
از طرف دیگر به همان اندازه که آمریکاییها تلاش میکردند که خواستهها و اراده خودشان را بر ایران تحمیل کنند آژانس نیز ابزاری در دست آنها در جهت تشدید فشارهای امنیتی به جمهوری اسلامی ایران بوده است. الان که ما در شرایط جنگی هستیم آژانس بیش از گذشته مورد توجه آمریکاییها برای فشار به جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. از این جهت که آمریکاییها میکوشند جنگ و تنش در خلیج فارس و تنگه هرمز را بینالمللی کنند و به نوعی ائتلافسازی در سطح منطقه علیه جمهوری اسلامی ایران را شکل دهند.
آن هم در حالی که خودشان بانی و عامل اصلی چنین وضعیتی در سطح منطقه هستند و حالا که نتوانستهاند از راههای سیاسی اقتصادی و نظامی به اهداف خود از جهت تحمیل خواستههایشان به جمهوری اسلامی ایران دست پیدا کنند میکوشند از نهادهای دیگری همچون آژانسی بینالمللی انرژی اتمی حداکثر بهرهبرداری سیاسی را بکنند. نهادهای بینالمللی نیز کاملا به ابزار دست آمریکا تبدیل شدهاند. آمریکا از یونسکو، سازمان بهداشت جهانی، شورای حقوق بشر، دادگاه کیفری بینالمللی و نهادهایی که به نوعی آمریکاییها را در سطوح مختلف مورد انتقاد و شماتت قرار میدهند به راحتی خارج میشود و حتی قضات دادگاه را نیز تحریم میکند.
اما از سوی دیگر تلاش میکند از آژانس انرژی اتمی که مدیر کل آن طی سالهای اخیر خیلی همسو شده برای فشار بر جمهوری ایران استفاده کند. از سوی دیگر شاهد همراهی و همسویی تروئیکای اروپا و آمریکاییها در جهت تشدیدی فشار به جمهوری اسلامی ایران و صدور قطعنامه علیه ایران برای ارسال به شورای امنیت سازمان ملل هستیم. اروپاییها در بدترین شرایط سیاسی، امنیتی خود پس از سالهای جنگ سرد و فروپاشی شوروی قرار دارند.
بعد از فروپاشی شوروی اروپاییها تلاش زیادی کردند که یک جایگاه سیاسی امنیتی در سطح جهانی برای خود تعریف کنند و حتی در قبال تحریمهای آمریکا در دهه ۱۹۹۰ ایستادند و قوانینی به تصوییب رساندند که مخالفت با هرگونه مصوبه فرامرزی بود که میتوانست محدودیتهای برای کشورهای دیگر ایجاد کند. اما در شرایط فعلی میبینیم که اروپاییها استقلال عملی که از چند دهه گذشته همواره دنبال آن بودند را از دست دادند.
لذا نه تنها هیچ موقعیت و جایگاهی ندارند ندارد بلکه با توجه به وابستگی امنیتی به آمریکا پس از حمله روسیه به اوکراین هرچند تلاشهایی برای رسیدن به یک ترتیبات امنیتی مستقر انجام دادند ولی این تلاشها به نظر نمیرسد در آینده نزدیک تحقق پذیر باشد. با توجه به نوع رفتار و کنشی که اروپاییها در سطح منطقه داشتند اروپا را بر آن داشته که برای جلب رضایت آمریکا همراهی و همسویی بیشتری بیشتری داشته باشند.