در سوی دیگر شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی هستهای جایگاهی است که آمریکاییها حساب زیادی روی آن باز کرده و با توجه به اعمال نفوذ در این نهاد صدور قطعنامه علیه ایران دور از ذهن نیست. در همین راستا برای بررسی تحولات اخیر «آرمان ملی» با علی بیگدلی استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بینالملل گفتوگو کرده که میخوانید.
** شرایط فعلی میان ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید؟
ادامه رویه فعلی میان ایران و آمریکا قابل دوام نیست و جنگ فرسایشی هزینه سنگینی به طرفین وارد میکند و از نظر اقتصادی زیانآور است. ما تاکنون سه مرحله را در مقابله با آمریکاییها دیدهایم؛ دیپلماسی، جنگ نظامی و هماکنون جنگ اقتصادی. از طرفی ترامپ در مصاحبهای گفته که دیپلماسی با ایران به پایان رسیده و راههای دیپلماسی بسته شده است. چند روز پیش نخست وزیر پاکستان گفته در تلاشیم اقداماتی را انجام دهیم که بتوانیم فضای دیپلماسی جدیدی را به وجود بیاوریم البته نمیدانم به کجا رسید، اما مساله مهم دیگر اینکه ایران با آمریکا و آمریکا با ایران به یک نقطه برگشتناپذیر رسیدهاند که بازگشت به مسیر دیپلماتیک نیاز به خلاقیت دارد. تند شدن و رادیکال شدن فضا از نظر شعارها موجب سردگمی طرف مقابل میشود و، چون نمیتواند تشخیص دهد که با چه کسی روبهرو است، نمیتواند تصمیم بگیرد و درها بسته میماند. باید توجه داشته باشیم که همه جنگها با دیپلماسی به پایان رسیدهاند ما هم باید تلاش کنیم که میانجیها کار را دنبال کنند. منتها مساله دیگر این است که باید انتظارات و مطالباتمان برای طرف مقابل روشن باشد. او هم باید مطالباتش را برای ما روشن کند. در حال حاضر جریانهای سیاسی انتظار خاص خود را دارند که اگر وارد مذاکره شویم چه حد و حدودی از انتظارات را میپذیریم و چه حد و حدودی قابل قبول نیست. در تفاهمنامه اسلامآباد آنچه اهمیت داشت این بود که با ترتیبات ایرانی عبور و مرور از تنگه هرمز صورت گیرد و آمریکا محاصره را بردارد و سیستمهای بانکی به سوی ایران باز و پولهای بلوکه شده آزاد شود. الان فضا قدری پیچیده شده و، چون ارتباط مستقیمی وجود ندارد، علامتهای گوناگون به طرف مقابل ارسال میشود. یکی میگوید در ازای باز کردن تنگه هرمز باید چنین شود و چنان شود، دیگری میگوید تنگه هرمز اصلا باز نمیشود و... چد گونه سخن گفتن و نشانههای مختلف ارسال کردن، ممکن است به ناسازگاری انتظارات تعبیر شود. باید توجه کرد که مثلا برخی از تحریمها ربطی به آمریکا ندارد و به سازمان ملل و اتحادیه اروپا مربوط است. الان فضا تغییر کرده و استراتژی آمریکا از نظامیگری به اقتصاد کشیده شده و نشانههایی وجود دارد که بعضی کشورها همراهی کنند، با همه اینها هنوز میتوان از پنجره باز دیپلماسی بهره برد و هنوز فرصت وجود دارد.
* تحرکات آمریکا تا قبل از انتخابات میاندورهای کنگره را چطور میبینید. این انتخابات تا چه میزان بر نوع مواجهه آمریکای ترامپ با ایران تاثیر خواهد گذاشت؟
ایران رابطه بهتری با دموکراتها دارد همانطور که در دوره بایدن و اوباما ارتباط راحتتری با آمریکا داشتیم و آنها سیاستهای خشن اسرائیلی را دنبال نمیکنند و فاصله عمیقی بین سیاست خارجی دموکراتها و خواستههای اسرائیل وجود دارد. دلباختگی که نتانیاهو نسبت به ترامپ داشته و اخیرا به سردی گراییده، در دموکراتها دیده نمیشود. منتها این دوره آخر ریاست جمهوری ترامپ است و مشکلات اقتصادی، بالا رفتن قیمت بنزین و گازوئیل بر شهروندان آمریکایی فشار وارد کرده است. یعنی به هر دو سمت ماجرا فشار وارد میشود، اما سطح این فشارها متفاوت است. از طرفی ترامپ تا انتخابات تغییر سیاست نمیدهد و اگر میخواست تاکنون این کار را کرده بود. شرایط کنونی ادامه جنگ یا فشار اقتصادی نمیتواند ادامه دار باشد؛ بنابراین بایستی مشکلات داخلی در کشور حل شود و یکدستی داخل کشور عملی شود.
* با آغاز نشست شورای حکام آژانس تصور میکنید باز هم طبق معمول شاهد مواضع ضد ایرانی خواهیم بود و آمریکاییها از ظرفیت آژانس بر علیه ایران استفاده خواهند کرد؟
حتما اینگونه است و با توجه به اینکه شورای حکام هر سه ماه تشکیل میشود پرونده ایران را به شورای امنیت خواهد فرستاد و این شورا نیز تحریمهای جدیدی را علیه ایران اعمال میکند. یعنی آمریکا از همین فرصتها و همه امکانات استفاده میکند و پیشبینی من این است از آنجایی که آمریکایی و اروپاییها پیشنهاد طرح قطعنامه علیه ایران را در شورا مطرح کردند این نشان میدهد که احتمالا پرونده ایران به شورای امنیت انتقال پیدا کند تا آمریکا از همه فرصتها برای محدود کردن و آزاررسانی به ایران استفاده کند.