با اعلام وزارت امور خارجه بحرین، یک کشور ساحلی دیگر نیز به صورت کامل از شرکت در این نشست انصراف داده است. وزارت امور خارجه بحرین با صدور بیانیهای رسمی اعلام کرد که در نشست وزرای پیشنهادی درباره بررسی اوضاع تنگه هرمز شرکت نخواهد کرد. منامه تأکید کرد تا زمان ازسرگیری کامل روابط دیپلماتیک دوجانبه با جمهوری اسلامی ایران، در هیچ نشست دستهجمعی که با حضور نمایندگان تهران برگزار شود، حضور نخواهد یافت.
هدف مشروع نظامی
تصمیم منامه به عدم شرکت در این نشست نشان دهنده نوع رابطه ایران و بحرین است. در حالی که بحرین میزبان نیروهای آمریکایی بوده و نیروهای آمریکایی از پایگاههایی که در بحرین دارند، به ایران حمله کردهاند، بحرین معتقد است ایران نمیبایست در مواجهه با تجاوز آمریکاییها به بحرین حمله میکرد. ایران از همان روز اول با صدای بلند اعلام کرد که تمام پایگاههای آمریکا در منطقه را هدف مشروع نظامی میداند و برای کاستن از احتمال سوءتفاهم رئیسجمهور نیز به این مهم اشاره کرد که ایران قصدی برای حمله به همسایهها ندارد. با این حال بحرین، امارات متحده عربی، عربستان و کویت، نتوانستند جلو حمله به ایران از طریق پایگاه آمریکا در کشورشان را بگیرند و ایران با تمام توان به پایگاههای آمریکاییها ضربه زد. حالا به نظر میرسد در مناقشه میان ایران و کشورهای خلیج فارس، یک اختلاف بنیادی درباره معنای هدف نظامی شکل گرفته است. ایران میگوید در حملات خود قصد حمله به کشورهای همسایه را نداشته و هدفش پایگاهها و نیروهای آمریکایی بوده؛ در مقابل کشورهای خلیج فارس میگویند موشک و پهپاد وقتی وارد حریم سرزمینی آنها میشود، دیگر نمیتوان حمله را صرفاً در چارچوب جنگ ایران و آمریکا تعریف کرد. منطق ایران از یک نقطه آغاز میشود که اگر آمریکا از یک پایگاه نظامی برای عملیات علیه ایران استفاده کند، آن پایگاه دیگر صرفاً یک تأسیسات آمریکاییِ مستقر در منطقه نیست، بلکه بخشی از توان نظامی آمریکا در جنگ با ایران محسوب میشود؛ بنابراین از نگاه تهران، محل جغرافیایی پایگاه نباید باعث مصونیت آن شود. به بیان سادهتر، ایران میان کشور میزبان و نیروی آمریکایی مستقر در آن کشور تفاوت میگذارد. اگر هواپیما یا موشک آمریکایی از یک پایگاه در قطر یا بحرین علیه ایران عملیات کند، تهران استدلال میکند که پاسخ به همان پایگاه، پاسخ به عملیات آمریکاست، نه جنگ با قطر یا بحرین. این استدلال روشنتر از آن است که کشورهایی مانند بحرین، عربستان و کویت و امارات متوجه آن نشوند. با این حال سوال این است که چرا وزارت امور خارجه نتوانست چنان که لازم است این کشورها را از ماهیت حملههای ایران به پایگاههای آمریکایی روشن کند؟
استدلال قوی ایران
این استدلال البته زمانی قویتر میشود که کشور میزبان عملاً اجازه استفاده عملیاتی از خاک خود را برای حمله به ایران داده باشد. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان یک پایگاه را بخشی از عملیات جنگی آمریکا دانست، اما کشور میزبان را کاملاً بیارتباط با آن عملیات تلقی کرد؟ استدلال کشورهای خلیج فارس از نقطهای دیگر آغاز میشود و در نتیجه آن شاهد بیانیه مشترکی هستیم که در میانه جنگ منتشر شد که حملات به سرزمینهای آنها نقض حاکمیت و تمامیت ارضی و تهدیدی علیه غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی توصیف شد. قطر نیز صریحاً استدلال کرد که حمله به کشوری که خود طرف درگیری نیست، نمیتواند صرفاً با این استدلال توجیه شود که در آن کشور نیروهای آمریکایی حضور دارند. حرفی که قطر میزند نشان دهنده تفاوت مبنایی دو دیدگاه است. مشکل زمانی پیچیدهتر میشود که میان سه وضعیت تفاوت بگذاریم که کشوری فعالانه اجازه حمله به ایران از خاک خود را میدهد؛ کشوری که صرفاً میزبان نیروهای آمریکایی است، اما با عملیات آنها علیه ایران موافق نیست و کشوری که مستقیماً در عملیات علیه ایران مشارکت میکند. استدلال ایران در مواجهه با هر سه حالت بسیار قویتر است از استدلال این کشورها که سالها میزبان پایگاههای آمریکایی بودهاند و به خیال خود توانستهاند امنیت بخرند. با همه اینها اختلاف اصلی را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد که از نگاه ایران، آمریکایی بودنِ عملیات، پایگاه را هدف مشروع مقابله میکند و از نگاه کشورهای خلیج فارس، قرار داشتن پایگاه در خاک آنها، حمله را به مسئله حاکمیت آنها تبدیل میکند. درست است که این کشورها همچنان زبان درازی دارند و حرف خودشان را میزنند، اما باید دانست که منطق ایران در رفع تهدید میتواند در هر محکمهای مطرح شود.