مرتضی مکی؛ تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: اجلاس سران بریکس در شرایط سیاسی خاصی در عرصه منطقه و جهان برگزار میشود و با توجه به سیاستهایی که آمریکا علیه ایران اعمال کرده شرکت آقای دکتر پزشکیان در این اجلاس از اهمیت ویژه و متفاوتی از نشستهای قبلی سران بریکس برخوردار است. از دو منظر میشود به اجلاس سران بریکس در دهلی نو نگاه کرد.
شکلگیری بریکس و پیمان شانگهای در بیش از دو دهه قبل در نتیجه یک سری تحولات سیاسی و اقتصادی بود که در عرصه جهانی رخ داد و به خصوص بحران مالی سال ۲۰۰۸ باعث شد که کشورهای نوظهور اقتصادیگرد هم آیند که بلکه بیشتر از گذشته با تهدیدات و فرصتهایی که بحران مالی گریبانگیر کل جهان شده بود مقابله کنند.
این نشستها در شرایطی صورت گرفت که نشستهایی مثل گروه ۷ یا گروه ۲۰ نتوانسته بودند آنچنان که باید در مدیریت بحران مالی جهانی ابتکار عمل خاصی را انجام بدهند و توجهات به کشورهای نوظهور اقتصادی بود گفته میشد این کشورها از ظرفیت بسیار بالایی در جذب سرمایهگذاری و تولید دارند و این میتواند مفردی باشد برای اینکه کشورهای توسعه یافته از این شرایط سخت اقتصادی گذر کنند؛ لذا توجهات به بازار بزرگ چین، هند و برزیل جمع شد و اینکه این کشورها ظرفیت بسیار بالایی در جهت تعادل بخشی به بازار اقتصاد و تجارت جهانی داشتند، اما به مرور زمان این نشستها اعضای جدیدی را پذیرفتند و از اهمیت بسزایی در این تغییر معادلات اقتصادی و امنیتی جهان پیدا کردند.
به خصوص سیاستهای یک جانبه گرایی که ترامپ در دوره اول و دوم ریاست جمهوری خود در پیش گرفت باعث شد تا کشورهای نوظهور اقتصادی و کشورهای جنوب بیشتر علاقمند شوند تا همکاریهای خود را بیشتر به هم نزدیک کرده و تاثیر پذیری کمتری از سیاستهای یک جانبهگرایانه و قلدرمابانه آمریکاییها داشته باشند.
اینکه این کشورها با دلار زدایی بتوانند از سایه سنگین فشارها و تحریمهای آمریکا خارج شوند و تقویت پیوندهای تجاری و اقتصادی فرصتهای بیشتری برای آنها ایجاد میکرد تا روابط و همکاری نزدیک با آمریکا و اروپا. اما جمهوری اسلامی ایران با توجه به مقابله با اقدامات تحریمی و فشاری که از سوی آمریکا مواجه بود متوجه شد که پیوستن به بریکس و شانگهای از اهمیت بیشتری برخوردار است.
بخصوص اینکه سیاستهای تحریمی آمریکا محدودیتهای جدی را در عرصه بینالمللی ایجاد کرده بود و با توجه به اهدافی که کشورهای عضو شانگهای و بریکس داشتند این میتوانست برای جمهوری اسلامی ایران این فرصت فراهم کند که از زیر فشارهای تحریمی آمریکا و اروپاییها خارج شود و به یک روابط پایدار و مثمرثمر دست پیدا کند که از این طریق هم مشکلات اقتصادی و تجاری ایران را حل کند و هم نشان بدهد که عصر یک جانبهگرایی دیگر پایان یافته است.
اکنون ایران در محاصره اقتصادی شدید آمریکا قرار دارد و فشارهای اقتصادی و تحریمهای اولیه و ثانویه که آمریکاییها به جد به دنبال آن هستند تا بتوانند شرایط اقتصادی و سیاسی امنیتی ایران را دچار فرسایش کنند تا به خواستههای حداکثری خود دست پیدا کنند شرایطی ایجاد کرده که ایران بیش از گذشته نسبت به همکاریهای اقتصادی با کشورهای بریکس دست پیدا کند. بخسش عمدهای از کشورهای عضو شانگهای و بریکس مشترک هستند و این دو پیمان تا حدود زیادی میتوانند مکمل در جهت مقابله با یکجانبه گرایی آمریکاییها مکمل یکدیگر باشند. شرگت ایران در در این مقطع خاص که آمریکاییها به دنبال ائتلافسازی و انزوای ایران هستند، نشان میدهد که دیگر عصر تحریم و انزوا به پایان رسیده و آمریکا دیگر نمیتواند با فشار و تحریم و اقدامات نظامی علیه ایران به خواستههای حداکثری خود دست پیدا کند.