حتی این امر را در کلام پیامبر اسلام (ص) نیز میبینیم که بهترین کارها میانهروی است. در چنین شرایطی در مقاطع مختلف پس از انقلاب بارها شاهد بودهایم که برخی جریانات با تندرویهای بیجا در مسائل مختلف بیش از اینکه کشور را به سمت توسعه، پیشرفت و حل مشکل سوق دهند موجبات ایجاد هزینه و خسارت را فراهم آوردهاند. کافی است نگاهی به عملکرد تندروها در دولتهای مختلف بیندازیم تا عملکرد سراسر خسارت تندروها در مقاطع مختلف روشن شود. اقدامتی، چون حمله به روسای جمهور و برخی وزرا، تخریب و سیاهنمایی علیه دولت تهدید، اتهام و کاشت بذر یاس و ناامیدی در جامعه نسبت به عملکرد دولتها که همواره باعث ایجاد نفاق، اختلاف و دوقطبی در جامعه میشده است. واقعیت این است تندروها همواره طلبکار بودهاند. حال این طلبکاری از دولت بوده، از نظام یا مردم معلوم نیست، اما آنچه مسلم است از آنجایی که تندروها اساسا به دموکراسی باور ندارند و تصور میکنند باید همه چیز بیحرف و حدیث در اختیار آنها باشد همواره با مفاهیمی، چون انتخابات، صندوق رای و مشارکت مساله داشتهاند. هر چند که جامعه نیز در ادوار مختلف نشان داده هیچ میل و رغبتی به تندروها ندارد و از این جهت نیز همواره جریان میانهرو و عقلانیت محور منتخب مردم بوده است. اتفاقا آنهایی که صحبت از این میکنند که چرا کسانی مثل مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی، حسن روحانی و مسعود پزشکیان به ریاست جمهوری میرسند و افراد مورد وثوق آنها هیچ گاه رنگ پاستور را نمیبینند همین جا است که جامعه نگاه تندروها را نمیپسندد و آنها را بر نمیتابد؛ لذا طبیعی است که نخواهد آنها بر امورات کشور و شئون مختلف آن مسلط شوند. چرا که آنها هم اکنون که دولت را در اختیار ندارند با وجود تاکیدات موکد رهبری و سران قوا بر وحدت و انسجام ملی به اسم انقلابیگری، اما در عمل تندروی به تحرکات وحدتشکن و مخرب انسجام ملی دست میزنند و به تخریب مسئولان میپردازند وای به روزی که بخواهند امورات کشور را در دست گرفته و برای کشوری با این وسعت و پیچیدگی تصمیم بگیرند؛ لذا از همین رو است که حتی عقلای حریان اصولگرایی نیز تندروها را آفتی برای کشور میدانند.
* از توهین تا تلاش برای سرنگونی
کشور در شرایط حساس و خاصی بسر میبرد و در این شرایط بحث مذاکرذه و جنگ بسیار داغ است و بر سایر سطوح و شئون سایه انداخته انتظار از همه این است که به وحدت و انسجام ملی پایبند باشند. با این حال میبینیم برخی چهرههای تندرو از تریبونهای مختلف اهداف و منویات خود را پی میگیرند. چنانکه اخیرا دبیرکل حزبا... اظهاراتی عجیب و ضد انسجام ملی و امنیت ملی مطرح کرده که واکنشهای بسیاری را به دنبال داشته است. آیتا... محمدباقر خرازی در اظهاراتی شاذ و توهینآمیز به رئیسجمهور گفته است: «انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بهقدری وسیع شده که دیگر جمهوری اسلامی جواب نمیدهد و رئیسجمهوری داریم [غیر قابل انتشار]که هیچ فهمی ندارد. خدا [غیر قابل انتشار]کند شورای نگهبان را چنین [غیرقابل انتشار]را تایید کردند. وی حتی آستانه اظهارات شاذ خود را فراتر از رئیسجمهور و دولت به بیت رهبر انقلاب نیز برده افزوده است: «خدا [غیر قابل انتشار]کند مرندیِ [پزشک معتمد رهبر شهید]خبیث [غیر قابل انتشار]را که رفت خدمت آقا و این را چپاند به پاچه ملت. وقتی میگویم دفتر آقا [غیر قابل انتشار]است، یعنی حتی دکترش که آقای مرندی است، فاسد است». وی حتی در اظهاراتش طرح براندازی دولت را نیز مطرح کرده است جایی که میگوید: «دولت پزشکیان به آخر نخواهد رسید، اما یک شرط دارد؛ ما در هر شهری بتوانیم ۵۳۰ نفر را جمع کنیم، یک اطلاعیه میدهیم که همه به تهران بریزند، همان یک اطلاعیه کار را تمام خواهد کرد». وی چند روز قبل نیز ادعاهایی را به رهبر انقلاب نسبت داد که دفتر رهبر انقلاب رسماً آنها را تکذیب کرد و سخنان مطرح شده را «کذب و خلاف واقع» خواند. آنچه مسلم است انتقاد به عملکرد دولت حق هر شهروندی است؛ اما اینکه برخی بخواهند در مقابل دولت ایستاده و برای براندازی دولت برنامهریزی کنند، به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست. پرسش این است در شرایط حساس کنونی دعوت به بسیج خیابانی برای براندازی دولتی که با رای مردم روی کار آمده چیزی جز اقدام علیه امنیت ملی است؟ با اینگونه حرکات چه وجاهتی برای جمهوریت و قانون خواهد ماند؟ نکته اینجا است که این اظهارات شائبه برانگیز با چه اهداف و انگیزههایی مطرح شده و منشأ حمایتی آن کجا است؟ مخصوصا اینکه در چنین شرایط حساسی در میانه جنگ و مذاکره دفعتا چنین اظهارات شاذی از سوی دبیرکل حزب ا... مطرح شود. چندی پیش اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضائیه گفته بود: «اگر افرادی با وجود تذکرات، همچنان وحدت ملی را هدف قرار دهند و رفتار خود را اصلاح نکنند، دستگاه قضایی مطابق وظایف قانونی خود با آنان برخورد خواهد کرد». حال امروز خواسته جامعه برخورد قاطع دستگاههای امنیتی و قضایی با افرادی است که با برخی اظهارات آرامش، امنیت و انسجام جامعه را خدشهدار میکنند و این برخورد قاطع دستگاه قضا میتواند اعتماد جامعه را بیش از پیش افزایش دهد.
* واکنشها
اظهارات عجیب و وحدتشکن روزهای اخیر، با واکنشهای مختلفی روبهرو شده است. چنانکه یک مرجع تقلید در ارتباط با اهمیت وحدت اظهار داشت: «حضرت امیر یک بیان نورانی دارد که -بالاخره- ما جامعه را متحد کردیم و تمام کوشش دشمن این است که این جامعه را تکهتکه بکند. شما مواظب باشید این جامعه متحد، مختلف نشود، پراکنده نشود». آیتا... جوای آملی گفت: «اگر کسی خدای ناکرده عالماً عامداً دارد این وحدت اسلامی را به هم میزند، با او مبارزه کنید، ولو عمامه من بر سر او باشد». وی افزود: «اهمیت وحدت به قدری مهم است که وجود مبارک حضورت امیر اینگونه سفاراش کرده است که اتحاد و وحدت خود را حفظ کنید و مبادا خدای ناکرده دم از تفرقه بزنید. ما الان بیش، پیش و بهتر از هر چیزی محتاج وحدتیم». همچنین یک فعال سیاسی اصولگرا نوشت: «درس اخلاق از دروسی است که علمای بزرگ پیشین به آن بسیار ملتزم بودند و اصولا بزرگانی در حوزه حضور داشتند که اخلاق نظری و اخلاق عملی تدریس میکردند و خودشان به اصول اخلاق دینی تقید داشتند. متاسفانه این شیوه نکو مدتی است از اکثر حوزههای علمیه رخت بربسته است». محمد مهاجری، افزود: «آقای باقر خرازی که پرهیز دارم پیشوند حجتالاسلام یا هر عنوان دیگری برایش بنویسم از جمله افرادی است که نمره اخلاقش صفر است. بر فرض که همه تحلیلها و خبرها و اظهارنظرهایش درست باشد (که نیست)، چون بیادب و بدزبان و هتاک و زبانم لال، دروغگوست، پشیزی نمیارزد. متاسفانه باقر خرازی تنها نیست و نظیر او را در مجلس هم داریم که معمماند و در عین حال بدزباناند. حتی آوردن اسمشان هم کریه است. همینطور بعضی وعاظ. این آدمها، چون لباس اسلام پوشیدهاند رفتارشان پای دین نوشته میشود و به اعتقادات جامعه آسیب میزند. کاش آنها لباس روحانیت را از تن بیرون کنند و هر کار زشتی میخواهند بکنند. در آن صورت لااقل دین خدا را آلوده نمیکنند».