قطعی اینترنت مهمترین ابزارِ ارتباطی خبرنگاران را از میان برده بود و رسیدن به اطلاعات دسته اول را سخت و گاهی دست نیافتنی کرده بود، اما در همان روزها، این یک خبرنگار بود که روایتِ پسری را بازگو کرد که شب قبل از حمله به مدرسه شجره طیبه در میناب، نحوه شهادت خود را نقاشی کرده بود.
آنها که وفادار ماندند...
قطع اینترنت باعث شده بود آنچه پیش از این به تعبیری، در آنی به دستشان میرسید، حالا مثل یک رویای دور شده بود. با این حال خبرنگاران هم به سوژههایشان وفادار ماندند و هم روایتگری از روزهای سختی که بر مردم کشورمان گذشت را به حافظه تاریخ نسپردند، پس از وصل شدن اینترنت روایتهایی از جنگ جانِ تازهای گرفت و آگاهی از آنچه گذشت عمیقتر شد. آنها که با تعدیل نیروهای گسترده در رسانهها و چالش دستمزدها دست و پنجه نرم میکردند، اما از مسیری که برای خود تعریف کرده بودند؛ یعنی مسیر رساندنِ حقیقت عقبنشینی نکردند. خبرنگاری در ایران، پر از چالش و شاید دستاورد باشد، دستاوردی که نه یک منفعت شخصی را در دل خود دارد که در به نتیجه رسیدن یک گزارش خلاصه میشود و چالشهایی که در رسیدن به یک خبر درست، انجام اطلاع رسانی به موقع و شبه زدایی از شایعات و موجهای رسانهای کذب بر سر راه خبرنگاران است. با این وجود انجام رسالتِ خبرنگاری که رساندن خبر صحیح، درست و به موقع به شهروندان و مخاطبان است، در ایران پر از دستاندازهای کوچک و بزرگ بوده است. در این راه، تجربهی میدان برای آنها تحریریه بود، تجربهای که یکی از حساسترین و سختترین دوران کاری خبرنگاران در طی سالهای اخیر بوده است. از خبرنگاری که خانهاش را بر اثر جنگ از دست داد، اما راوی دردهایی شد که خود نیز سهم بزرگی از آن را به دوش میکشید تا خبرنگارانی که پس از وقوع یک انفجار همزمان با انجام عملیات امداد و نجات در محلهای حادثه حضور پیدا میکردند، هر کدامشان به دنبال یک هدف بودند؛ ارائه روایتی از واقعیت به مردمی که شایسته دریافت اطلاعات درست هستند. چالشهای این مسیر کم نیست؛ خبرنگاران با وجود حقوقهای ناچیز که کمتر از بسیاری از قشرهای دیگر است، نخستین قربانیان تعدیل نیرو پس از جنگ بودند و همواره کمترین امنیت شغلی را، چه از سوی رسانهها و چه از سوی نهادهای نظارتی، تجربه کردهاند، اما در این میان، مهمترین دغدغهشان در جریان جنگ اخیر، کمی درآمد نبود؛ بلکه قطعی گسترده و طولانی اینترنت بود که آنها را از رسالت حرفهایشان دور کرد. در ایام جنگ برای خبرنگاران بیش از داشتنِ شغل، انجام یک رسالت دغدغه بود، حال آنکه در بحرانیترین لحظات، وقتی جامعه بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات دقیق و مستقل نیاز داشت، خبرنگاران در خاموشی اطلاعاتی فرو رفتند و پل ارتباطی آنها با مخاطب، بریده شده بود. عباس اسدی استاد علوم ارتباطات و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در گفتوگو با «آرمان ملی» به بررسی نقش و عملکرد خبرنگاران در شرایط جنگ پرداخت و تأکید کرد که پوشش خبری جنگ نباید به اخبار فوری و رویدادمحور محدود شود.
درک عمیقتر از میدان جنگ
اسدی با اشاره به اینکه خبرنگاران در شرایط جنگی میتوانند هم به تولید خبر بپردازند و هم تحلیلهای عمیقتری ارائه دهند، گفت: «خبرنگاران همه میتوانند تحلیل بنویسند، خبر تولید کنند و البته در شرایط جنگی، تا حدودی اخبار با محدودیت و سانسور مواجه است»، اما او معتقد است که در جریان جنگ اخیر، خبرنگاران ایرانی بیشتر به پوشش اخبار فوری پرداختند و از ارائه تحلیل و تفسیر جامع بازماندند. به باور این استاد دانشگاه، یکی از دلایل اصلی این ضعف، فقدان دانش تخصصی در میان خبرنگاران درباره ابعاد مختلف جنگ است: «زمانی که فردی میخواهد درباره جنگ مطلبی بنویسد، باید مطالعات گستردهای داشته باشد؛ یعنی جنگ را از منظر جامعهشناسی، علوم نظامی و روانشناسی بشناسد». اسدی محدودیتهای موجود را به دو دسته تقسیم میکند: محدودیتهای بیرونی (نظامی و سیاسی) و محدودیتهای درونی (ضعف دانشی خبرنگاران). او تأکید دارد که این محدودیتها مختص ایران نیست و در تمام جهان، شرایط جنگی بر رسانهها تحمیل میشود: «نه تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان، شرایط جنگی محدودیتهایی را بر رسانهها اعمال میکند و اجازه نمیدهد هر اطلاعاتی منتشر شود. برای نمونه، در جنگ جهانی دوم، خبرنگاران تحت شدیدترین سانسورها قرار داشتند». با این حال، او معتقد است که نباید تمام کاستیها را به پای حاکمیت نوشت و خبرنگاران نیز باید نقاط ضعف خود را برطرف کنند: «این رویکرد که همه مشکلا ت را به پای حکومت یا حاکمیت بنویسیم، صحیح نیست. خبرنگاران نیز باید نقاط ضعف خود را شناسایی و برطرف کنند». اسدی با تأکید بر تفاوت رسانههای مکتوب و صوتیتصویری، گفت: «خبرنگار روزنامه باید عمیقتر و دقیقتر از خبرنگار رسانههای تصویری یا فضای مجازی عمل کند، چراکه وظیفه او صرفاً ارائه خبر نیست، بلکه ارائه تحلیل و تفسیر است». او هشدار داد که اگر این چالش برطرف نشود، در آینده نیز شاهد عملکرد سطحی خبرنگاران در پوشش رویدادهای مهم خواهیم بود: «در غیر این صورت، این مشکل برای خبرنگاران و سایر رسانهها تداوم خواهد یافت».
پیدا کردن روشنایی
خبرنگاری در ایران، همواره زیستن در مرز میان «باید» و «هست» بوده است. از یکسو، رسالت حرفهای، او را به سمت حقیقتیابی و روایت بیواسطه واقعیت فرامیخواند و از سوی دیگر، برخی محدودیتهای اقتصادی و سیاسی، این مسیر را پر از پیچ و خم میکند. با این حال، آنچه خبرنگاری را در ایران از بسیاری از حرفهها متمایز میکند، نه فقط پایبندی به اخلاق حرفهای که نوعی تعهد وجودی به جامعه خود است؛ تعهدی که در روزهای جنگ، در تاریکی قطعِ اینترنت، در میان ناامنی شغلی و با وجود حقوق ناچیز، همچنان چراغِ راهش باقی میماند. خبرنگار ایرانی، درست در سختترین لحظات، نشان داده که رسالت برایش فقط یک کلمه نیست. او بارها ثابت کرده که برای رساندن حقیقت، از هر مانعی عبور خواهد کرد، حتی اگر مجبور باشد وسط تاریکی راه برود.