در یکی از هولناکترین موارد، نیروهای نزدیک به جولانی در سال ۲۰۲۵ دست به کشتار علویان سوریه زدند. این کشتار در مناطق ساحلی رخ داد که محل زندگی علویان است. نیروهای امنیتی جولانی پنجاه و دو نفر از علویان را در شهرهای المختار، الشیر و در حومه لاذقیه به شکل فجیعی اعدام کردند. علاوه بر این خبرهای متعددی از خشونت نیروهای جولانی در دیگر مناطق سوریه و اغلب به قصد انتقام مخابره میشد که اجازه تلطیف سیمای جولانی را در افکار عمومی جهان نمیداد. گفته میشود هدف ترامپ از دعوت جولانی به آمریکا چیزی جز تلاش برای بازسازی یکی از شناخته شدهترین تروریستهای تحت تعقیب نبوده است. حالا و در اوج کشمکشهای نظامی و امنیتی در منطقه، آنتونیو گوترش به سوریه سفر کرده است. ۱۷ سال قبل، یعنی در سال ۲۰۰۹ و دو سال قبل از آغاز جنگ داخلی سوریه، بانکی مون، دبیرکل وقت سازمان ملل به سوریه سفر کرده بود. از این زاویه گوترش به سوریه را میتوان یکی از مهمترین رویدادهای دیپلماتیک این کشور پس از پایان جنگ داخلی و تغییر در حکومت مرکزی سوریه دانست. با توجه به اینکه ترامپ تلاش کرده بود که نقش ویژهای به جولانی در تحولات لبنان بدهد، میتوان گفت این سفر احتمالا حامل پیامهای سیاسی برای دولت جولانی خواهد بود. گوترش در جریان این سفر اعلام کرد که هدفش حمایت از مردم سوریه و روند بازسازی کشور است. با این حال، از آنجا که او با احمد الشرع، مشهور به ابومحمد الجولانی، رئیس دولت انتقالی سوریه دیدار کرده، این سفر به طور طبیعی به عنوان نشانهای از پذیرش جایگاه دولت جدید سوریه نیز تفسیر خواهد شد.
داستان بیپایان جولان
با نظر به سابقه مسافرتهای دبیرکل سازمان ملل که معمولا با وسواس انجام میشده و این وسواس را در همه دورههای میتوان مشاهده کرد، حضور دبیرکل سازمان ملل در دمشق میتواند به این معنا باشد که دولت جولانی با اینکه عنوان دولت انتقالی را بر خود دارد، طرف گفتوگو درباره آینده سوریه قرار گرفته است. درست است که چنین گفت وگویی نمیتواند به معنای پذیرش همه سیاستهای جولانی و دولت انتقالی او باشد، اما تردیدی نیست که بر مشروعیت بینالمللی او خواهد افزود و در اثنای افزایش مشروعیت بینالمللی احتمال دارد نقش کشورهای دخیل در به قدرت رسیدن او به محاق کشیده شود. آنچه در سفر گوترش به سوریه برجسته شده، موضع صریح او درباره بلندیهای جولان است. گوترش گفت: هرگونه نقض تمامیت ارضی سوریه غیرقابل قبول است و از جامعه بینالمللی خواست تا از طریق شورای امنیت سازمان ملل اقدام کند. دبیرکل سازمان ملل در یک کنفرانس خبری با اسعد الشیبانی، وزیر امور خارجه رژیم جولانی تأکید کرد که بلندیهای جولان که در سال ۱۹۶۷ توسط اسرائیل اشغال شد، خاک سوریه است و نقض حاکمیت دمشق غیرقابل قبول است. او بر تعهد سازمان ملل به تمامیت ارضی، استقلال و حاکمیت سوریه تأکید کرد و خواستار پایان دادن به همه نقضهای اسرائیل شد و خاطرنشان کرد که آنچه متعلق به سوریها است را نمیتوان از آنها گرفت. این سفر همچنین شامل بازدید میدانی برای بازرسی از نیروهای ناظر سازمان ملل مستقر در بلندیهای جولان به عنوان بخشی از تلاشها برای نظارت بر تعهدات تحت توافق آتشبس با اسرائیل است.
ارزیابی یک سفر
البته گوترش قبل از اینکه به سوریه سفر کند، در موضعگیریهای خود تلاش کرد میان حمایت از روند سیاسی و انتقاد از برخی عملکردهای دولت جدید توازن برقرار کند. او هم بر ضرورت کمک به سوریه تاکید کرده بود و هم نسبت به گزارشهای مربوط به خشونتهای فرقهای علیه برخی اقلیتها نگرانی خود را ابراز کرده و خواستار پاسخگویی به این خشونتها شده بود. به عبارت دیگر ظاهرا سازمان ملل قصد ندارد چک سفیدامضا در اختیار جولانی و دولت انتقالی او قرار دهد، بلکه حمایت خود را مشروط به حرکت سوریه به سوی حکمرانی فراگیر، احترام به حقوق شهروندان و اجرای عدالت انتقالی میداند. چنین عملکردی از جولانی و اینکه آیا میتواند عدالت برقرار کند، در هالهای از ابهام قرار دارد. صرف نظر از چنین مسالهای، سفر گوترش به سوریه نیمنگاهی هم به بازسازی این کشور دارد. او گفته است: هیچ کشوری پس از سالها جنگ و ویرانی، به تنهایی قادر به بازسازی خود نیست. این سخنان در واقع خطاب به کشورهای غربی، دولتهای عربی حوزه خلیج فارس، نهادهای مالی بینالمللی و سازمانهای امدادی است تا در روند بازسازی سوریه مشارکت فعالتری داشته باشند. اقتصاد سوریه همچنان با بحران عمیق، زیرساختهای ویران و میلیونها آواره روبهرو است و بدون سرمایهگذاری خارجی، احیای آن بسیار دشوار خواهد بود. این سفر همچنین بخشی از روند گستردهتر خروج سوریه از انزوای بینالمللی محسوب میشود. در ماههای اخیر، نشانههایی از کاهش فشارهای سیاسی و اقتصادی بر دمشق دیده شده است؛ از کاهش بخشی از تحریمها گرفته تا افزایش رفتوآمد مقامهای خارجی و تلاش برخی کشورهای منطقه برای گسترش روابط با دولت جدید. حضور دبیرکل سازمان ملل در دمشق نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است و این پیام را منتقل میکند که جامعه جهانی بیش از گذشته آماده تعامل با ساختار جدید قدرت در سوریه است.