از تک و تا نمیافتم و میگویم: یعنی دستگاه کارتخوان ندارید؟ خانم منشی توی صورتم براق میشود و با صدایی که توی اتاق انتظار میپیچد، میگوید: نه. نداریم. از مطب بیرون میآیم، اما در مقابل خودپرداز نمیایستم... حاشیه پیادهرو عریض را میگیرم و دور میشوم. قید دکتر رفتن را به کلی میزنم تا زمانی که دوباره درد به سراغم بیاید و چنان بیراه بشوم که ویزیت دکتر را نقدا پرداخت کنم و در سکوت منتظر بمانم.
پرداختن یا نپرداختن؟
معلمها سهم مالیات خود را میپردازند، کارگران سهم مالیات خود را میپردازند... مغازهدارها سهم مالیات خود را میپردازند. چرا تعداد قابل توجهی از پزشکان، از استیصال بیمار سوءاستفاده میکنند و سهم مالیات خود را نمیپردازند؟ پزشکی در همه ادیان، کاری ستوده است. در همه جوامع نگاه مردم به پزشک، پیچیده در شولایی از احترام است، چرا اینجا برخی از پزشکها حاضر نیستند در ساخت مملکت شرکت کنند؟ هیچ کس منکر وجود نازنین پزشکهای مردمدار نیست. پزشکهایی که هم مالیات میپردازند، هم با شرکتهای متعدد بیمه قرارداد دارند و هم چشمی به بیمار دارند که مبادا به خاطر حق ویزیت در تنگنا بیفتد. پزشک سرشناسی در یکی از شهرهای شمالی کشور، طبابت میکرد و وقتی چشم از جهان فروبست، تمام اهالی شهر کوچک برای مشایعت پیکر او آمده بودند... همه مردم داغدار پزشک بودند و انگار یکی از اعضای خانواده خود را از دست دادهاند. از این پزشکها هم در سراسر کشور داریم. پزشکی را میشناسم که در دورافتادهترین روستاهای یکی از استانهای جنوبی، روستا به روستا میرود و اهالی او را مثل برادر خود دوست دارند. با این حال چرا برخی پزشکان با تجربه در شهرهای بزرگ و به ویژه در تهران، از بیمار پول نقد دریافت میکنند؟
اجتناب مالیاتی
مالیات از مهمترین منابع تأمین هزینههای عمومی دولتها و ارائه خدمات اجتماعی به شهروندان است. درست است که در برخی کشورها عدهای با وجود درآمدهای بالا، مالیات اندکی میپردازند یا حتی از پرداخت آن به طور کامل اجتناب میکنند، اما در مقابل دولتها روشهای موثری برای پاسخگو کردن این افراد اندیشیدهاند. با این حال عدم پرداخت مالیات همواره مورد توجه اقتصاددانان، سیاستگذاران و افکار عمومی بوده است و دلایل متعددی در پس آن قرار دارد. وجود خلأها و پیچیدگیهای قانونی در نظامهای مالیاتی میتواند دلیلی برای عدم پرداخت مالیات باشد. احتمال دارد قوانین مالیاتی گسترده و پیچیده باشند و این افراد پس از مشورت با افراد آشنا به پیچشها و ظرفیتها و سکوتهای قانونی، راهی برای گریز از پرداخت مالیات پیدا میکنند. این اقدام که به آن اجتناب مالیاتی گفته میشود، با فرار مالیاتی تفاوت دارد؛ زیرا در اجتناب مالیاتی، فرد از چارچوبهای قانونی برای کاهش مالیات استفاده میکند، در حالی که فرار مالیاتی به معنای پنهان کردن درآمد یا ارائه اطلاعات نادرست به مقامات مالیاتی است.
*یک سکه ناقابل!
یک نویسنده میگوید: برای درمان همسرش مجبور شد که علاوه بر پرداخت هزینههای درمان به بیمارستان، به خود پزشک معالج هم یک سکه پرداخت کند؛ زمانی که سکه حدود ۹۰ میلیون تومان بود. این در حالی است که پرداخت زیرمیزی به پزشک معالج ممنوع است. قانون در این زمینه صراحت دارد. «طبق قانون پایانههای فروشگاهی و سامانه مودیان هرگونه دریافت وجه اضافی از بیماران یا زیرمیزی، از شیوههای غیرقانونی برای وصول هزینه خدمات به مشتریان بهشمار میآید که این رفتار خلاف قانون، تخلف و جرم محسوب میشود و مستلزم تعقیب قانونی برای پزشک متخلف است». به بیان دیگر، پزشکانی هستند که از بیمار پول نقد طلب میکنند و حاضر به ثبت درآمد خود نیستند. پزشکانی هستند که علاوه بر دریافت حقوق قانونی، از اطرافیان بیمار مبلغ اضافه میخواهند و این درحالی است که خود این پزشکان هم میدانند کاری که انجام میدهند، ممنوع است. با انتخاب مسعود پزشکیان به ریاست جمهوری، شاید یکی از موضوعاتی که در ذهن برخی بیماران و خانوادههای بیمار جرقه زد، این بود که با آمدن پزشکیان شاید این داستان به پایان برسد. در این راه قاعدتا کمیسیون بهداشت مجلس باید به کمک بیاید. عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در این باره گفته است: پیشنهاد شده دولت لایحهای با هدف مقابله مؤثرتر با پدیده زیرمیزی به مجلس ارائه کند تا بتوان با تقویت ضمانتهای اجرایی و بازنگری در برخی مقررات، اقدامات مؤثرتری در این زمینه انجام داد. فاطمه محمدبیگی با اشاره به اقدامات کارشناسی انجامشده در مجلس، گفت: کمیسیون بهداشت و درمان نیز با همکاری اندیشکدهها و مجموعههای تخصصی، موضوع تدوین و بازنگری مقررات و قوانین مرتبط را در دستور کار قرار داده تا راهکارهای جدید و مؤثرتری برای کنترل این پدیده طراحی شود. وی در عین حال تأکید کرد: جامعه پزشکی و مدافعان سلامت، قشری خدوم و متعهد هستند که شبانهروز در خدمت مردم فعالیت میکنند و نباید تخلفات احتمالی برخی افراد به حساب کل جامعه پزشکی گذاشته شود.
*نبرد من و دکتر!
در کنار روشن شدن قانون برای تعیین تکلیف چنین اتفاق تکرار شوندهای، حتما لازم است سازوکارهای نظارتی قویتر و موثرتر شود. چراکه ضعف در نظارت و اجرای قوانین میتواند زمینهساز کاهش پرداخت مالیات توسط افراد پردرآمد و بخصوص پزشکها باشد. اگر نظام مالیاتی به اطلاعات دقیق و ابزارهای نظارتی کافی دسترسی نداشته باشد، شناسایی درآمدهای واقعی و جلوگیری از تخلفات دشوار خواهد بود. باید تاکید کرد که این داستان مربوط به همه پزشکان نیست، اما وجود حتی یک پزشک هم کافی است در طول روز چندین بیمار را به ستوه بیاورد. نگاه منفی این پزشکها به مالیات و هزینهکرد آن شاید مهمترین دلیل نپرداختن آن باشد. درست است که همه افراد با درآمد چشمگیر از پرداخت مالیات اجتناب نمیکنند و بسیاری سهم خود را در تأمین درآمدهای عمومی میپردازند، اما مساله دیگری که باید در نظر گرفت این است که فرار برخی پزشکها به معنی دامن زدن به نابرابر است و تردید نیست که اگر نابرابر یا احساس نابرابری در جامعه گسترده شود نتایج غیرقابل پیشبینی به همراه خواهد داشت. به همین دلیل، ایجاد نظام مالیاتی شفاف، عادلانه و کارآمد یکی از مهمترین ابزارهای کاهش نابرابری اقتصادی و تقویت اعتماد عمومی به شمار میرود. زمانی که توی اتاق انتظار نشستهام و منتظرم که نوبتم برسد، به خودم فکر میکنم که مجبور شدم برگردم، پول نقد را روی میز منشی بگذارم و به این فکر کنم که در مبارزه من و دکتر، آیا شانسی برای من وجود داشت؟ نه... من در برابر دکتر از پیش بازنده بودم.