در حالی که رهبر انقلاب به صراحت موافقت خود با تفاهم را با حمایت از رئیسجمهور و هیأت مذاکره اعلام نمودند. در همین راستا «آرمان ملی» با حسن رسولی فعال سیاسی اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*برداشتهای مختلفی از بیانیه رهبری در خصوص تفاهم با آمریکا مطرح میشود این رویکردها را چگونه میتوان مورد ارزیابی قرار داد؟
واژه علیالاصول که در پیام رهبری مورد استفاده قرار گرفته توسط برخی از صاحبنظران مورد تفاسیر خاصی قرار گرفته است. بهطور مشخص دو تفسیر مثبت و منفی در مورد این مفهوم در عرصه سیاسی و رسانهای کشور ملاحظه شد. یکی برداشت انسجام بخش و وحدتآفرین و دوم استنباط واگرایانه و مخالفتگونه با اصل مذاکرات. به نظر من برداشت اول هم از منظر حقوقی و هم از منظر سیاسی از استحکام بیشتری برخوردار است تا برداشت دوم. به لحاظ حقوقی اگر این تصمیم مهم و تاریخی را که در ماههای آغازین رهبری سوم جمهوری اسلامی ایران اتخاذ شده مورد توجه قرار دهیم بایستی به اصول ۱۱۰ و نیز ۱۷۶ قانون اساسی در کنار سایر فصول و اصول قانون اساسی بپردازیم. در این مورد خاص این اقدام صورت گرفته شورای عالی امنیت ملی که حسب قانون اساسی به ریاست رئیسجمهور تشکیل میشود و مصوبات او با تایید رهبری قابل اجراست بحث مذاکره هم به صورت کلی و هم به لحاظ محتوایی و مفهومی به این مرجع توسط رهبری احاله شده است. علاوه بر اعضای شعام اعضای شورای دفاع که عمدتاً شخصیتهای نظامی هستند نیز به این جمع اضافه شده و رهبری قید کردند در صورتی که اعضای این دو مرجع ۷۵ درصد به یک مصوبه رای بدهند مورد تایید رهبری خواهد بود. همانطور که آقای رئیسجمهور علنا اعلام کردند این مسیر طی شد و بجز یک نفر همه با اصل مذاکره در چارچوبها موافقت کردند. برداشت من این است که نگاه واحدی در سطوح عالی حاکمیت در باب پایبندی نظام به این یادداشت تفاهم جاری و ساری است. البته مشروط به اینکه طرف مقابل نیز در عمل به تعهداتی که داده در این یادداشت تفاهم پایبند باشد.
*مخالفین تفاهم با دستاویز قرار دادن بخشی از بیانیه رهبری در پی تخریب تفاهم و مسئولان برآمدهاند؛ اساسا این نوع برداشت و تحرکات را چگونه تحلیل میکنید؟
برداشت اثباتی از کلمه علیالاصول با توجه به مسیری که طی شده قابل برداشت انسجام بخش و وحدتآفرین است. از منظر سیاسی نیز حداقل دو نفر که از نزدیکان رهبری سوم هستند این برداشت همگرایان مورد نظر آقای رئیسجمهور را در این باب تایید کردند. آقای فضائلی عضو دفتر نشر آثار و دفتر رهبری و آقای دکتر حداد عادل به صراحت طی روزهای اخیر اعلام کردند که منظور رهبری مخالفت با اصل مذاکره نبوده است. منطقاً هم اگر ایشان به طورکلی مخالف بودند تفاهم را تایید نمیکردند و طبعاً در آن صورت دیپلماتهای ما و کلیت دولت مسیر طی شده را نمیپیمودند. البته مخالفتها عمدتاً با اهداف سیاسی دیگری هم همراه بوده و هست. مصداق عینی این تفاسیر را در برخی از اجتماعات خیابانی و برخی از ناسزاگوییها و برخی از مخالفتها مثل موضع اخیر آقای نبویان میتوان دید. من در مجموع فکر میکنم که وزن این تصمیم در این مقطع حساس از تاریخ انقلاب و جمهوری اسلامی آنقدر سنگین است که قرائت اول از استحکام و استدلال مجاب کنندگی بالاتری برخوردار و در حال اجرا و اقدام است. حالا اظهار نظر و نقد و بررسی در صورتی که با به کارگیری ادبیات فاخر و با قصد و نیت کمک به جبهه جمهوری اسلامی ایران باشد نه تنها مضر نیست بلکه مفید و در مسیر آزادی بیان است. ولی در مواردی که شاهد هستیم این بحث مهم بعضاً در محافل مداحان و با ادبیات مداحانه و بهکارگیری واژگان خاص مورد بحث و تبادل نظر قرار میگیرد. من فکر میکنم که این شیوه خارج از قاعده نقد مشفقانه و قابل قبول است.
* در شرایط حاضر برای تقویت همگرایی و حمایت از صدای واحد از سوی حاکمیت باید چه اقداماتی صورت گیرد؟
من فکر میکنم در شرایط فعلی که ما طی این ۶۰ روزه مورد تفاهم قرار گرفته باید به بندهای ۱۴ این تفاهمنامه مهم بپردازیم و در کنار تلاشی که در حوزه دیپلماسی رسمی انجام میگیرد در بخش دیپلماسی عمومی به معنای هم راستایی تریبونها و جهتگیری کلی افکار عمومی پشتیبان و حامی این تفاهمنامه باشد. همه ظرفیتهای ملی باید امروز در این مسیر بسیج بشود. من امیدوار هستم که در روزهای آینده و در باقیمانده این موعد ۶۰ روزه شاهد ناهمنواییها نباشیم و به سمتی حرکت کنیم که تیم مذاکره کننده ما تحت تاثیر فشارهای داخلی اعتماد به نفس خود را از دست ندهند. از نظر من اهمیت و جایگاه مذاکرهکنندگان ما با توجه به اینکه هدف در جنگ و در دیپلماسی واحد است یعنی تلاش برای تامین مصالح کشور و منافع ملی است همچنان که نیروهای مسلح ما با افتخار در عرصه نظامی دفاع میکنند و به این دلیل مورد تکریم منزلتی افکار عمومی قرار میگیرند امروز آقای قالیباف، آقای عراقچی و سایر اعضای شورای عالی امنیت ملی که یاران رهبری و رئیسجمهور هستند و در عرصه دیپلماسی تلاش میکنند بایستی با اعتماد به نفس بالا و با احساس عزیز و محترم بودن مورد تقویت روانی و سیاسی افکار عمومی قرار بگیرند.