بستن
کد خبر: ۱۵۱۳۲۹۶
پرویز فلاحی‌پور تشریح کرد:

راز ماندگاری «یاور» در شب دهم

راز ماندگاری «یاور» در شب دهم
پرویز فلاحی‌پور، بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون که با نقش ماندگار «یاور» در سریال «شب دهم» به کارگردانی حسن فتحی، نام خود را در حافظه‌ی تاریخی مخاطبان ثبت کرد، به واکاوی عوامل خلق شخصیت‌های ماندگار در آثار تلویزیونی پرداخت و در عین حال از افول کیفی سریال‌های امروزی، فاصله‌ عمیق آن‌ها با مخاطب و عدم تخصص برخی کارگردانان و مدیران فرهنگی سخن گفت. 

به گزارش آرمان ملی آنلاین، پرویز فلاحی‌پور - بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون - که سابقه‌ی حضور در آثاری چون «یوسف پیامبر»، «شهرزاد»، «روشنایی شب» را در کارنامه دارد، در گفت‌گویی با ایسنا ضمن تشریح تاثیر دیالوگ‌نویسی، شخصیت‌پردازی و بازیگری در ماندگاری آثار، از افول کیفی سریال‌های امروزی، فاصله‌ی عمیق آن‌ها با مخاطب و عدم تخصص برخی کارگردانان و مدیران فرهنگی سخن گفت.

دیالوگ‌نویسی روح شخصیت‌پردازی در آثار ماندگار

این بازیگر پیشکسوت در ابتدای این گفت‌وگو، در پاسخ به این پرسش که با نگاهی به کارنامه سریال‌های مذهبی و مناسبتی در تلویزیون، همواره این پرسش مطرح است که شخصیت‌های ماندگار آن دوران، چه ویژگی‌های منحصربه‌فردی داشتند که توانستند برای سال‌ها در ذهن مخاطب باقی بمانند؟ اظهار کرد: کاراکترهایی ماندگار می‌شوند که اولین ویژگی آن‌ها، شخصیت‌پردازی خوب توسط نویسنده است. دومین ویژگی، تلاش خود بازیگر برای پرورش آن کاراکتر است؛ یعنی بازیگر باید رفتار، راه رفتن، نگاه کردن و نوع دیالوگ گفتن شخصیت را به دقت طراحی کند.

فلاحی‌پور در ادامه با تأکید بر اهمیت دیالوگ‌نویسی اظهار کرد: در سریال «شب دهم»، دیالوگ‌های آقای حسن فتحی بسیار ارزشمند بود. هر شخصیتی متناسب با کاراکتر خود سخن می‌گفت؛ مثلاً حیدر همچون یاور و یاور نیز همچون حیدر صحبت نمی‌کرد. وظایف یک دیالوگ، قصه‌پردازی، شخصیت‌پردازی، فضاسازی و معرفی کاراکترهای دیگر است. وقتی نویسنده‌ای با این اصول آشنا باشد، می‌تواند دیالوگ‌هایی بنویسد که مخاطب را مجذوب کند. به همین دلیل است که می‌گویند دیالوگ‌نویسی در خلق آثار ماندگار، نقشی بی‌بدیل دارد.

وی با اشاره به تأثیر عوامل دیگر بر ماندگاری شخصیت، خاطرنشان کرد: پس از شخصیت‌پردازی توسط نویسنده، نوبت به بازی بازیگر و پس از آن، دیدگاه کارگردان می‌رسد. هر کدام از این عناصر، لایه‌ای به شخصیت اضافه می‌کنند. برخی کارگردانان ترجیح می‌دهند، درباره‌ی نحوه‌ی بازی، دخالت نکنند، مگر در آثار روانکاوانه‌ی پیچیده که ممکن است بازیگر دچار اشتباه شود و کارگردان او را راهنمایی می‌کند. در نهایت، خود قصه و ویژگی‌های دراماتیک آن نیز در ماندگاری شخصیت اثرگذار است. این موجودی که متولد می‌شود، در حقیقت فرزند نویسنده، کارگردان و بازیگر است و هر اندازه برای پرورش این فرزند تلاش شده باشد، برجسته‌تر خواهد شد.

بازیگر سریال «شب دهم» در این باره مثال زد: شما در سریال «روزی روزگاری»، غیر از مرحوم خسرو شکیبایی، چه کسی را می‌توانستید در آن نقش تصور کنید؟ من خودم هیچ‌کس دیگری را تصور نمی‌کردم. این نشان می‌دهد که انتخاب بازیگر چقدر مهم است و خود بازیگر چقدر می‌تواند به ماندگاری یک اثر کمک کند. البته فرهنگ، آداب و رسوم و علایق یک ملت نیز در این مسیر تأثیرگذار است. مثلاً در «شب دهم»، شخصیت‌ها، امام‌حسینی و دنبال‌کننده‌ی تعزیه بودند و این جنبه‌های مذهبی، رنگ و لعاب دیگری به آن‌ها بخشید که به ماندگاری بیشتر کمک کرد؛ هرچند که شخصیت‌پردازی دراماتیک، شرط اصلی ماندگاری است.
فلاحی‌پور در ادامه، در پاسخ به این پرسش که آیا این ماندگاری بیشتر مرهون نگارش عمیق بود یا بازیگری که توانست آن کاراکتر را به باورپذیری برساند؟ گفت: در رابطه با شخصیت «یاور»، علاقه‌مندی شخصی من به مراسم محرم و خود کاراکتر، هر دو در شکل‌گیری این نقش مؤثر بودند. ما ایرانی‌ها همواره جوانمردی و ازخودگذشتگی را می‌ستاییم و این شخصیت‌ها از جنس مردم بودند. اما اگر صرفاً بگوییم جنبه‌ی مذهبی باعث ماندگاری این شخصیت شده است، اشتباه کرده‌ایم. همان‌طور که اگر آن جنبه‌ها را نادیده بگیریم و فقط به ویژگی‌های دراماتیک اشاره کنیم، باز هم اشتباه است.

وی افزود: همه‌ی عوامل دست‌به‌دست هم دادند تا این شخصیت ماندگار شود؛ ویژگی‌های سنتی، مذهبی، جنبه‌های دراماتیک، اجتماعی و از همه مهم‌تر، تلاش بازیگر برای نزدیک شدن به نقش در این موضوع دخیل بودند. علم بازیگر برای اینکه چگونه به شخصیت نزدیک شود و هماهنگی و همفکری او با کارگردان، همه و همه در این موفقیت سهیم بودند. شخصیت‌های ماندگار دنیا نیز چنین ویژگی‌هایی داشتند؛ حتی اگر جنبه‌های مذهبی در آن‌ها پررنگ نبود، توجه به خدا و اتصال به یک حقیقت متعالی، می‌تواند توجه مردم را جلب کند و در ماندگاری نقش داشته باشد.

این هنرمند در ادامه، در پاسخ به این پرسش که ریشه افول و نابسامانی سریال‌های امروزی در چیست؟ گفت: اگر ذائقه‌ی مخاطب تغییر کرده بود، الان که سریال «شب دهم» از تلویزیون پخش می‌شود، مردم دوباره پای آن نمی‌نشستند. همین امروز، در کوچه‌ی ما آهنگ تعزیه‌ی آن را پخش می‌کنند. این آثار، تولید ارزش هستند و مردم همچنان تشنه‌ی دیدن چنین کارهایی‌اند. اما چرا ما به جای افول، دچار سقوط شده‌ایم؟

فلاحی‌پور در پاسخ به این سوال، نخست به مسئله‌ی بودجه اشاره کرد و گفت: هزینه‌هایی که امروز برای تولید فیلم و سریال صرف می‌شود، اگر به طور نسبی در نظر بگیریم، نسبت به گذشته و با توجه به تورم، بسیار کمتر است. از سوی دیگر، مدیران سابق صداوسیما تمام هم و غم‌شان تولید یک کار فرهنگی خوب بود، اما امروز چنین دغدغه‌ای را در مدیران نمی‌بینم.

وی با اشاره به اظهارات اخیر رئیس سازمان صداوسیما، خاطرنشان کرد: آقای جبلی چند وقت پیش گفتند «ماییم که ستاره می‌سازیم». من به این گفته نقد دارم. هیچ‌کس نمی‌تواند ستاره بسازد! مگر شما یک نفر را می‌آورید جلوی دوربین، بازی می‌دهید و او معروف می‌شود، آن‌وقت می‌گویید ستاره ساختید؟ ستاره شدن، محصول سال‌ها تجربه، آموزش، خاک صحنه خوردن و مطالعه‌ی عمیق است. متأسفانه امروز افرادی را مقابل دوربین می‌برند که الفبای بازیگری را بلد نیستند و یا کارگردانی را به دست کسانی می‌دهند که حتی مبانی اولیه‌ی کارگردانی را نمی‌دانند.

این بازیگر پیشکسوت در ادامه از خاطره‌ای با یکی از کارگردانان باتجربه گفت: ایشان جمله‌ی قشنگی داشتند و می‌فرمودند که در سینما و تلویزیون، کارگردان آخرین نفری است که لو می‌رود. یعنی بازیگر تا جلوی دوربین می‌رود، مشخص می‌شود که این کاره است یا نه؛ فیلمبردار با اولین پلان، سطح دانشش مشخص می‌شود؛ صدابردار هم همینطور، اما کارگردان آخرین کسی است که دیگران می‌فهمند چقدر بلد است.

وی سپس به وضعیت نامساعد کارگردانی امروز اشاره کرد و گفت: کارگردان باید قصه، بازیگر، بازی، صحنه‌پردازی و نورپردازی را بشناسد و آثار خوب دنیا را دیده باشد. کدام یک از کارگردانانی که امروز کار می‌کنند، این ویژگی‌ها را دارند؟ شما کارگردانان امروز را نگاه کنید، آیا یک حسن فتحی از میان‌شان درمی‌آید؟ مثلاً آقای جعفری جلوه، سال‌ها کار کرده بودند و هر وقت با او صحبت می‌کردی، می‌فهمیدی که غیر از مدیریت، کار را هم بلد است؛ فیلم را می‌شناسد، کارگردان و بازیگر را می‌شناسد. وظیفه‌ی یک مدیر فرهنگی، ارتقای فرهنگ مردم است. ما می‌توانستیم از فرهنگ مذهبی و سنتی خود ترکیبی بسازیم و فرزندی زیبا از آن متولد کنیم، اما متأسفانه تعصبات، خوش‌خدمتی‌ها و ندانم‌کاری‌ها، باعث شد مخاطبان تلویزیون را رها کنند البته در پلتفرم‌ها هم کارهای خوب کم است.

فلاحی‌پور در ادامه با اشاره به وجود کارگردانان توانمند در نسل جوان گفت: کارگردانان خوبی مثل برادران محمودی، هومن سیدی، محمدحسین مهدویان و هادی حجازی‌فر را داریم، اما چرا این افراد با تلویزیون کار نمی‌کنند؟ چه مشکلی وجود دارد که آقای عسگرپور با تلویزیون کار نمی‌کند؟ چرا باید کارگردانان خوب ما خانه‌نشین شوند و افرادی کار کنند که دست چپ و راست‌شان را نمی‌شناسند؟ این واقعاً مایه‌ تاسف است.

نسبت آثار نمایشی با زمانه؛ از ضرورت نقد اجتماعی تا ترس از سانسور

این بازیگر سپس در پاسخ به این پرسش ایسنا که فراتر از شخصیت‌پردازی، یک پرسش بنیادین در حوزه محتوای آثار مذهبی و تاریخی مطرح است؛ به‌گمان شما، یک سریال مذهبی یا تاریخی برای موفقیت، چه نسبتی با زمانه‌ی خود باید داشته باشد و آیا برای نفوذ در جامعه، ناگزیر از انعکاس دغدغه‌های روز مردم است؟ اظهار کرد: امروزه مدیر فرهنگی، تهیه‌کننده، کارگردان و همه‌ی عوامل ساخت یک اثر، باید این دقت را داشته باشند که مسائل روز جامعه را منعکس کنند. البته تلویزیون برد میلیونی دارد و تأثیر آن بسیار گسترده است. اما متأسفانه در برخی موارد، ترس از بیان معضلات اجتماعی، باعث سانسور می‌شود.

فلاحی‌پور با اشاره به تجربه‌ی اخیر خود گفت: در سریال «روشنایی شب»، نقش مقابل من چند خط دیالوگ داشت که به معضلات فعلی جامعه اشاره می‌کرد، اما آن را سانسور کردند و گفتند «نمی‌خواهد این را بگویی» یا اصلاً حذفش کردند. نمی‌دانم این ترس‌ها از چیست؟ چرا باید از انتقاد بترسیم؟ چرا نباید بگوییم رانت‌خواری بد است، دزدی بد است و فضولی در کار مردم جایز نیست؟ اگر نتوانیم این مسائل را مطرح کنیم، چگونه می‌خواهیم با مخاطب ارتباط برقرار کنیم؟

هم به سراغ اسطوره‌های فرهنگی و سنتی خود مثل شاهنامه برویم، هم سراغ مسائل روز

این هنرمند در پاسخ به این سوال که در میان دو رویکرد کلیِ پرداختن به قهرمان‌های اسطوره‌ای و مفاهیم همیشگی، یا ورود به مطالبات به‌روز جامعه، کدام یک می‌تواند ضامن اقبال عمومی باشد؟ گفت: به نظر من هر دو مسیر درست است. ما باید هم به سراغ اسطوره‌های فرهنگی و سنتی خود مثل شاهنامه برویم و هم مسائل روز را در قالب نمایشی روایت کنیم. شنیدم که آقای رضا میرکریمی به سراغ ساخت اثری درباره‌ی «رئیس‌علی دلواری» رفته است که بسیار خوشحال شدم. عیبی ندارد که کار تاریخی هم بسازیم، اما باید به کارگردان اجازه دهیم دیدگاه خود را بیان کند و دیدگاه خود را به او تزریق نکنیم. اگر من بخواهم کارگردانی برای ساخت فیلمی درباره‌ی امام علی(ع) انتخاب کنم، حتماً سراغ آقای میرباقری می‌روم، چون او در این زمینه تخصص دارد و می‌تواند اثری ماندگار خلق کند.

بگذاریم کارگردان، تهیه‌کننده و عوامل، بار فرهنگی اثر را به دوش بکشند

وی تأکید کرد: شرط اساسی این است که مسائل شخصی یا جناحی را وارد جریان تولید نکنیم. بگذاریم کارگردان، تهیه‌کننده و عوامل، بار فرهنگی اثر را به دوش بکشند. تنها کاری که مدیران می‌توانند انجام دهند، تأمین محتوا و پرهیز از شعارزدگی است. همان‌طور که در برنامه‌های سیاسی، روشنگری می‌شود و نقاط کور بیان می‌شود، در سینما و سریال نیز باید چنین فضایی فراهم باشد.

فلاحی‌پور در ادامه به نمونه‌ای موفق اشاره کرد و گفت: سریال «طوبی» به کارگردانی آقای سعید سلطانی، یکی از کارهای خوب بود که به موضوع اربعین پرداخت. این آگاهی‌بخشی در قالب دراماتیک، بسیار تأثیرگذار بود. آقای سلطانی مردم را خوب می‌شناسد، چون خودش در میان مردم زندگی می‌کند و نبض جامعه را در دست دارد.

غصه می‌خورم که چرا به جای آثاری مانند «شب دهم» یا «شهرزاد» این همه آثار ضعیف می‌سازیم

 بازیگر سریال‌های «شهرزاد» و «یوسف پیامبر» در پاسخ به این پرسش که گاه این نقد وارد است که سریال‌های امروزی نه به اسطوره‌های دیروز وفادارند و نه به دغدغه‌های امروز درباره راهکار برون‌رفت از این آسیب با ابراز تأسف گفت: گاهی غصه می‌خورم که چرا باید سریال ضعیف بسازیم؟ چرا نباید آثاری خلق کنیم که مردم مانند «شب دهم» یا «شهرزاد» هفته به هفته منتظر آن باشند؟ یا مثل «روزی روزگاری» و «پس از باران» که خیابان‌ها خلوت می‌شد؟ مردم ایران همچنان عرق ملی دارند و اگر سریال ایرانی خوب باشد، حتی با وجود دسترسی به آثار خارجی، آن را دنبال می‌کنند. خود من ترجیح می‌دهم یک پلان از سریال خودمان را ببینم تا صد سریال ترکی، چون آن‌ها غم و فرهنگ ما را ندارند. ریشه‌ی ما در یک خاک است و هم‌ریشه‌ای‌مان باعث می‌شود که حرف‌های یکدیگر را بهتر درک کنیم.

مردم هنوز از عبارت «باطنت برفه» که حسن فتحی در «شب دهم» به کار برد، لذت می‌برند

فلاحی‌پور با اشاره به تهی‌شدن محتوای سریال‌ها از فرهنگ غنی ایرانی، تصریح کرد: ما آرام‌آرام سریال‌هایمان را از ضرب‌المثل‌ها، حکایت‌ها و مسائل سنتی تهی کرده‌ایم و دیالوگ‌های بی‌معنی و محاوره‌ایِ صرف، جای آن را گرفته است. دیالوگ باید فضاسازی کند، شخصیت بسازد، داستان را پیش ببرد و تصویرسازی کند. کدام یک از سریال‌های امروزی را می‌بینید که چنین دیالوگ‌هایی داشته باشد؟ مردم هنوز از عبارت «باطنت برفه» که حسن فتحی در «شب دهم» به کار برد، لذت می‌برند، اما در آثار جدید، چنین اصطلاحات ماندگاری نمی‌شنویم.

فرهنگ غنی خود را هنرمندانه به تصویر بکشیم

این بازیگر پیشکسوت در ادامه به نبود تخصص در برخی عوامل تولید اشاره کرد و در پاسخ به این سوال که راهکار برون‌رفت از شکاف عمیق میان اثر هنری و مخاطب چیست؟ تأکید کرد: برون‌رفت از این آسیب‌ها، نیازمند یک کار فرهنگی بزرگ، برگزاری نشست‌های تخصصی با اساتید تئاتر و سینما و آسیب‌شناسی همه‌جانبه است. مدیران فرهنگی باید شجاعت و جسارت داشته باشند و اجازه دهند که مسائل و آسیب‌ها مطرح شوند. آموزش دوباره‌ی هنرمندان، بازگرداندن منتقدان به صحنه و توجه به اصول اولیه‌ی فیلمسازی، از جمله گام‌های ضروری است.

وی گفت: من امیدوارم که بتوانیم راه برون‌رفتی پیدا کنیم و این روزها هم بیشتر در خیابان‌ها می‌شنوم که کشورمان را با هم بسازیم. اگر همچنان در این مسیر دست و پا بزنیم و کیفیت کارها را پایین‌تر ببریم، بازیگران ضعیف‌تر می‌شوند و مخاطبان بیشتری از دست می‌روند. باید از این وضعیت خارج شویم و فرهنگ غنی خود را به شیوه‌ای درست و هنرمندانه به تصویر بکشیم.

 

انتشار :
پربازدیدترین اخبار