با این حال مسائل آنطور که تصور میشد پیش نرفت و آمریکاییها حتی به بند اول تفاهم یعنی خاتمه جنگ در همه جبههها پایبند نبوده و باز هم به نقاطی از ایران حمله کردند تا اصل تفاهمنامه و اینکه آمریکا بنایی بر اجرای آن دارد زیر سوال برود. در همین راستا «آرمان ملی» با مرتضی مکی تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* قرار بود مذاکرات فنی میان ایران و آمریکا در سوئیس برگزار شود، اما به جهت تبادل آتش طی روزهای گذشته این مذاکرات به هفته آینده موکول شد؛ ارزیابی شما از این مساله چیست؟
کمتر از یک هفته از نشست نمایندگی ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان و قطر در سوئیس ما شاهد یکسری برخوردهای نظامی میان ایران و آمریکا بودیم و هر طرف تلاش میکند طرف مقابل را به نقض آتشبس متهم کنند. به هر حال اینکه آمریکاییها به سادگی حاضر نیستند همه آنچه را که در تفاهمنامه اسلامآباد آمده عمل کنند یا حداقل تلاش کنند با شرط و شروطی به این تفاهم عمل کنند. پیشبینی هم میشد با توجه به اینکه در تفاهمنامه اسلامآباد در یک یادداشت تفاهمنامه یک و نیم صفحهای طرفین تلاش کردند به میز مذاکره برگردند و توافقنامه جامع برای پایان دادن به جنگ دست پیدا کنند. با توجه به یادداشت تفاهم اسلامآباد ما به یکسری رئوس و کلیات اشاره کردیم و ابهامهایی در بخشی از این یادداشت تفاهم وجود دارد به خصوص طرف آمریکایی سعی میکند از این یادداشت تفاهم آنطور که در راستای مواضع و سیاستهای از پیش تعیین شده خود در منطقه است، برداشت کند و موضوع مدیریت تنگه هرمز هم اکنون به یکی از چالشهای پیش روی دو طرف در روند مذاکرات تبدیل شده است. آمریکاییها تلاش کردند یک کریدوری را برای عبور و مرور کشتیها برخلاف آنچه که جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ ۴۰ روزه در تنگه هرمز اعمال کرده، باز کنند و جمهوری اسلامی ایران را در این نقطه به چالش بکشند. اهدافی که دوبار در سواحل جنوبی ایران مورد حمله قرار گرفت به بهانه برخورد ایران با نفتکشها و کشتیهایی بود که بدون مجوز ایران قصد تردد از همین کریدور داشتند. آمریکاییها در واکنش حملاتی را انجام دادند و ایران هم متقابلاً اهداف آمریکاییها را در بحرین و کویت هدف قرار داد. بلافاصله سنتکام اعلام کرد که جنگ تمام شده و ما قصد تداوم درگیریها را نداریم و این نشان میدهد که آمریکاییها دنبال مدیریت تنش هستند و این ضربات محدود را در جهت فشار سیاسی و نظامی به ایران انجام میدهند که به هر حال بارها این راه را آزمودند و به خطا رفتند ولی اختلاف میان ایران و آمریکا در ۴۷ سال گذشته آنقدر زیاد است که نباید انتظار داشت در یک تفاهم به این اختلافات به راحتی پایان داده شود.
* با توجه به بدعهدی آمریکاییها در تفاهم و توافق و تجربه تلخ خروج از برجام تصور میکنید تفاهم فعلی به توافق منجر شود؟
ما تجربه تلخی را از جنگ ۴۰ روزه داریم. قرار بود فنی ایران و آمریکا در دوشنبه بعد از نهم اسفند در ژنو آغاز شود که آمریکاییها در حین مذاکرات به جمهوری اسلامی حمله کردند و اقامتگاه رهبری شهید انقلاب را مورد هدف قرار دادند و ایشان را به شهادت رساندند. این تجربهای است که موجب شده ایران بیاعتمادی عمیقی به رفتارها و کنشهای نظامی آمریکاییها داشته باشد و این بار قصد ندارد غافلگیر شود؛ لذا هر اقدام آمریکا را متقابل جواب میدهد و به نظر میرسد با توجه به فضای پر تنشی که در آمریکا وجود دارد و فشارهایی که به ترامپ برای پایان دادن به جنگ وارد میشود ترامپ نمیتواند به سادگی همچون حمله نهم اسفند بار دیگر حملات گستردهای علیه ایران اعمال کند.
*با وجود تنشهای اخیر نخستین جلسه مدیریت تنگه هرمز میان ایران و عمان برگزار شد؛ در این میان تلاش آمریکاییها در جهت تاثیرگذاری بر روند مدیریت تنگه هرمز را چگونه میبینید؟
چند گزاره را باید در تحلیل فعلی و آینده تنگ هرمز مد نظر قرار داد. جمهوری اسلامی ایران در ۴۷ سال گذشته تحت تحریم، فشار سیاسی، تهدید نظامی و اقدامات نظامی بوده و در تمام این سالها تنگه هرمز باز بوده است. با وجود اینکه ایران بیشترین ساحل را در خلیج فارس و دریای عمان دارد قطعا جمهوری اسلامی ایران بیشترین نقش و تاثیرگذاری را در کنترل و نظارت بر این تنگه دارد. این تنگه تا پیش از جنگ ۴۰ روزه باز بود و کشتیها تردد میکردند و با وجود اینکه ایران عملاً تحت تحریم و ناامنی جدی وجود داشت، اما تنگه با امنیت کامل برای تردد کشتیها باز بوده؛ اما جنگی که آمریکاییها در نهم اسفند علیه ایران شروع کردند مقاومت و توان نیروهای نظامی و مردم ایران در این جنگ معادلات سیاسی امنیتی منطقه به خصوص تنگه هرمز تغییر داده است. این گزارهای است که ایران در یادداشت تفاهم بدان تاکید کرده که شرایط تنگه هرمز به قبل از جنگ باز نخواهد گشت، استراتژی جمهوری اسلامی ایران در کنترل و نظارت بر تنگه هرمز بر این اصل استوار است که تنگه هرمز تا زمانی باز و ایمن خواهد بود که ایران نیز از وضعیت ایمنی و تردد این کشورها و این کشتیها برخوردار باشد، نفتش تحریم نشده باشد و کشتیهایش به راحتی در آبراههای بینالملی رفت و آمد کنند؛ اما اگر قرار است ما در یک شرایط تحریمی و ناامنی باشیم و کشورهای جنوبی خلیج فارس در یک شرایط گلخانهای در جهت رشد و توسعه اقتصادی و ثبات حرکت کنند قطعاً این شرایطی نیست که ایران بپذیرد. ایران به دنبال چارچوبهای جدیدی برای کنترل و نظارت بر تنگه هرمز است و حقوق بینالملل این حق را برای ایران به رسمیت میشناسد.