جالب اینکه نگاهی به رویکردهای عقلای قوم از مسئولان گرفته تا شخصیتهای سیاسی و کارشناسان و تحلیلگران قاطبه افراد از چنین تفاهمی که بیشتر منافع ایران را پوشش میدهد حمایت میکنند و معتقدند که باید از رئیسجمهور، هیأت مذاکره کننده و شعام بابت ایستادگی بر مواضع اصولی کشور و منافع ملی تقدیر و تشکر بهعمل آید. اما جریان خاص از آنجایی که همواره خلاف جریان آب حرکت میکند و از اقدامات تا رفتار و اظهاراتشان خلاف سیاستهای حاکم بر کشور است در این مورد نیز به دنبال تخریب تفاهم و مذاکرهکنندگان هستند. البته این تحرکات جدید نیست و سبقه تاریخی دارد چنانکه چندین سال پیش در ماجرای انعقاد توافق برجام نیز همین جریان به سردمداری همین افرادی که امروز در راس حمله کنندگان قرار گرفتهاند آن زمان نیز با توپ پر به سمت دولت و دستگاه سیاست خارجی حملهور شدند که چرا با غربیها به توافق رسیدید و برجام را منعقد ساختید. هر چند که شاید بتوان تفاوت تفاهم فعلی با توافق برجام را نوع نگاه قاطبه حاکمیت به این دو دانست. جنانکه در ماجرای برجام بخشی از حاکمیت با این توافق موافق نبود؛ اما در جریان تفاهم اخیر حاکمیت و نهادهای حاکمیتی جملگی با این تفاهم اعلام موافقت کردند و فقط دو دسته با این تفاهم مخالفت کردند، نخست؛ رژیم صهیونیستی که علت مخالفتش کاملا پیدا است و دوم همین جریان خاص واپسگرا که مشخص نیست بر چه پایه و مبنایی با مخالفت هدفمند در زمین اسرائیل بازی میکند و آب به آسیاب دشمن میریزد. این در حالی است که امروز کشور در آستانه تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب نیازمند انسجام و وحدت ملی است و این اختلافافکنیها و دوقطبی سازیها صرفا به تضعیف حاکمیت و ایجاد نقار و انشقاق در جامعه منجر خواهد شد.
* دستاویزی به نام علیالاصول
«بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورایعالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر نمودم». این بخشی از بیانیه رهبر انقلاب در خصوص تفاهم ایران و آمریکا است که در آن موافقت خود را با این تفاهمنامه اعلام کردهاند. حال، اما آنچه باعث شده جریان خاص تندرو بر مبنای آن به تخریب تفاهم و مسئولان بپردازد دستاویز قرار دادن بخش نخست بیانیه رهبری است که گفتند: «علیالاصول نظر دیگری داشتم» و همین بخش را تبدیل به بهانهای کردهاند که رهبر انقلاب با تفاهم مخالف بوده و دولتمردان و مقامات ایشان را محبور به پذیرش آن کردهاند. اما به واقع آنچه مسلم است کلام رهبری کاملا واضح، شیوا و رسا است و نیازی به تفسیر به رای و قرائتهای متفاوت ندارد و به نظر میرسد جریان خاص بیش از آنکه منطقی برای مخالفت خود داشته باشد بیشتر دنبال بهانهجویی است و بر همین اساس نیز بخشی از بیانیه رهبری را دستاویز حمله به تفاهم و مذاکرهکنندگان قرار داده است. به عبارت سادهتر مخالفین و تندروها از خود چیزی برای مخالفت با توافق ندارند که اگر میتوانستند دلیل روشنی برای مخالفت خود ارائه کنند، نیازی به چنین استفادهای نبود؛ لذا به نظر میرسد هر اندازه بیشتر در روشنگری در جهت برداشت اشتباه تندروها از بیانیه رهبری صورت گیرد عملا آنها خلع سلاح میشوند و نیت اصلی آنها برای مخالفت با تفاهم و حمله به مذاکره کنندگان عیان و آشکار خواهد شد.
* تفسیر غلط از بیانیه
حملات به هیأت مذاکره کننده، دولت و تفاهم به جهت عدم اطلاع رسانی درست به جامعه و سوءاستفاده جریان خاص از عدم اطلاع جامعه است که بر پایه آن به سیاهنمایی و سمپاشی مشغولند. اینکه جامعه باید بداند تفاهم با نظر شخص رهبر انقلاب و شعام مورد موافقت قرار گرفته است و اعضای شعام به جز یک نفر همه با این تفاهمنامه موافقت کردهاند؛ لذا هر گونه برداشت غلط یا مصادر به مطلوب از نظرات در باب این تفاهم به ویژه از بیانات رهبری مستلزم رفع شبهه و آگاهسازی است. چنانکه اخیرا یک عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در این باره گفته است: «رهبر انقلاب از روز اولی که به رهبری رسیدند، دائم مردم را به حفظ وحدت توصیه کردند حالا چطور ممکن است بیانیهای صادر کنند که باعث تفرقه شود؟ مگر میشود تصور کرد ایشان در بیانیه «علیالاصول» بیاورند که بعد از آن هر کسی تابلویی در دست بگیرد و بگوید «علیالاصول» من با تو مخالفم؟ معلوم است که چنین برداشتی از بیانیه، غلط است». غلامعلی حداد عادل گفت: «این بیانیه باید به صورت همهجانبه خوانده و تفسیر شود. اگر فقط یک سطر آن را بخوانیم که ایشان گفتهاند «بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم» و بقیه عبارات بیانیه را نخوانیم و به آنها وزن ندهیم، تفسیر غلطی است». وی افزود: «ایشان همچنین میگویند بعد از آنکه مطمئن شدم مسئولان از منافع ملی دفاع خواهند کرد و این قول را به من دادند، اجازه این تفاهمنامه را صادر کردم، اما مذاکرات را نفی نمیکنند و مذاکرات حضوری را نفی نمیکنند».
* ماجرای رایگیری در شعام.
اما معاون اجرایی رئیسجمهور نیز این نوع برخوردها را ناصواب میخواند و معتقد است: چرا یک هده فقط از حرفهای رهبری فقط آن بخش که گفتند «علیالاصول نظر دیگری داشتم» را دنبال میکنند؟ این منصفانه نیست. محمدجعفر قائمپناه گفت: اینکه از بخشی از پیام رهبر انقلاب برای تخریب رئیسجمهور، تیم مذاکرهکننده یا حتی آقای قالیباف استفاده شود، محل تأمل جدی است. آیا درست است که پیام رهبری به ابزاری برای تسویهحسابهای سیاسی تبدیل شود؟ همانگونه که پیش از این درباره برخی مسئولان چنین برداشتهایی مطرح میشد، امروز هم نباید همان شیوه درباره دیگر مسئولان تکرار شود. وی بیان کرد: چرا به بخشهایی از سخنان رهبر انقلاب که بر «حسننظر»، «دلسوز بودن» و خیرخواهی مسئولان تأکید دارد، توجه نمیشود؟ رهبر انقلاب تصریح کردهاند که مسئولان و تصمیمگیران کشور با نیت خیر و دلسوزی عمل میکنند. طبیعی است که درباره تصمیمهای مهم و سرنوشتساز ملی، اختلافنظر وجود داشته باشد، اما تبدیل این اختلافنظرها به اتهامزنی، نسبت دادن بیغیرتی یا خیانت به مسئولان، اقدامی نادرست است؛ خیانت، اقدامی است که در خدمت دشمن و رژیم اسرائیل باشد، نه اختلاف دیدگاه میان خادمان نظام. قائمپناه با اشاره به حضور افراد در جلسه شعام برای امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا رای مثبت آنان، گفت: مقام معظم رهبری فرمودند که جلسه شعام با حضور فرماندهان ارشد نظامی برگزار شود و سه چهارم افراد رأی مثبت دادند که پذیرفته شود؛ رئیسجمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه، جانشین ستاد کل جانشین شهید موسوی، وزیر کشور، رئیس سازمان برنامه و بودجه، وزیر امور خارجه، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سردار وحیدی، امیر حاتمی و دو نماینده ولیفقیه رای مثبت دادند.