در همین راستا برای بررسی مواضع متغیر ترامپ و مساله مذاکره ایران و آمریکا «آرمان ملی» با کوروش احمدی تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*مواضع متغیر ترامپ در قبال ایران از صحبت در باب احتمال حمله و جنگ تا سخن از مذاکره و توافق را چگونه تحلیل میکنید؟
طبعا ترجیح ترامپ این است که از راه مذاکره به توافق برسد و ظاهرا تنها خط قرمزی هم که دارد این است که این توافق بهتر از توافقی باشد که اوباما در قالب برجام انجام داد و فکر میکنم این نهایت خواسته ترامپ است. اتفاقا ترامپ صحبتی از برنامههای موشکی، منطقهای ایران و مانند آن هم نکرده. شاید تنها یک بار بهطور گذرا اشارهای به فعالیت موشکی ایران داشت؛ اما به طور کلی ترامپ دنبال این است که از نگاه خود به یک توافق هستهای که آن را خوب میداند، دست پیدا کند. البته هرچه جلوتر آمدهایم شرایطش در این مورد را سختتر کرده است و از ابتدای دور دوم ریاست جمهوریاش دنبال غنیسازی صفر در ایران بوده است. البته چند روز پیش مقداری از مواضع خود کوتاه آمد و از تعلیق غنیسازی به مدت 20 سال صحبت کرد که شاید همین ۲۰ سال هم جای مذاکره داشته باشد و مدت زمان آن را بتوان در اتاق مذاکره تعدیل کرد. ولی به هر جهت او در پی این است که نوعی از توافق را با ایران به انجام برساند که بتواند آن را در داخل آمریکا عرضه کند و مدعی شود که این توافق بهتر از توافقی است که دموکراتها و اوباما به دست آوردند و آن را به عنوان یک پیروزی به مردم آمریکا بفروشد. این حداکثر خواسته ترامپ است. او دنبال تغییر رژیم در ایران و تجزیه کشور و فروپاشی ایران نیست چون میداند همه اینها برایش هزینهزا خواهد بود. اگر داخل ایران ناآرام شود این ناآرامی میتواند به کل منطقه سرایت پیدا کند. لذا من فکر میکنم اگر ایران با نظر به منافع ملی، مقداری انعطاف نشان دهد این مساله قابل حل است. مانورهایی هم که انجام میشود و یک روز میگوید میخواستم حمله کنم و به درخواست برخی چند روز عقب میاندازم اینها مانورهایی است که ترامپ شخصاً انجام میدهد چون تصمیمسازی و تصمیمگیری در داخل آمریکا هم شخصیسازی شده و ترامپ شخصا فکر میکند.
*میان توافق مدنظر ترامپ که حداکثر خواستههای او را دربر میگیرد با آنچه که مقامات ایران آن را توافق عادلانه میشناسند شکاف عمیقی وجود دارد؛ با این شکاف گسترده رسیدن به توافق چگونه امکان پذیر است؟
ما نمیدانیم چه در ذهن ترامپ و مقامات جمهوری اسلامی ایران میگذرد، اما این مقامات حرفهایی که در سپهر عمومی میزنند میتواند جنبه رتوریکال و لفاظی داشته و معطوف به سیاست داخلی و خارجی باشد. بهطور کلی حرفهای علنی که یک سیاستمدار میزند حرفهاییاست که معطوف به مخاطبان متعدد در داخل کشورو در سطح بینالمللی است. اینها لفاظی، تبلیغات و یا در مقام چانهزنی گفته میشود و هیچ وقت نباید اینگونه اظهارات را جدی گرفت و تصمیم نهایی فرض کرد. اینکه ترامپ علنا میگوید من این امتیاز را میدهم یا نمیدهم مطلقا قطعیت ندارد. حرف اول و آخر را رهبران کشورها و دیپلماتها در مراحل آخر در مذاکرات در اتاق مذاکره میزنند. لذا راهش این است که دو طرف در اتاق مذاکره بنشینند و ساعتها بلکه روزها و هفتهها مذاکره کنند تا اینکه بالاخره به نتیجه برسند
*نقش میانجیهایی مثل پاکستان یا موضع چین و روسیه را در نزدیک کردن مواضع طرفین در جهت رسیدن به توافق چطور ارزیابی میکنید؟
پاکستانیها در موقعیت دشواری قرار دارند، چراکه از یک طرف با عربستان پیمان دفاع متقابل دارند و اگر به عربستان حمله شود پاکستان مجبور است از عربستان دفاع کند. کما اینکه طی چند روز اخیر به عربستان نیرو و تجهیزات فرستاده است. لذا حداکثر تلاش خود را میکند که کار به جنگی دوباره نکشد. البته این یک انگیزه مضاعف ایجاد کرده اما بطور کلی، کشورها دوست دارند در موقعیت میانجیگری قرار بگیرند و به روند رفع مخاصمات کمک کنند؛ چون این منبع اعتبار دیپلماتیک است. همچنین مردم پاکستان بهطورکلی شیعیان پاکستان به گونهای خاص به ایران علاقهمند هستند. لذا، پاکستان به این دلایل متعدد تلاش خود را میکند. چین به عنوان یک ابرقدرت که رقیب آمریکاست و کشوری است که بسیار محتاط، ریسک پرهیز و بسیار محافظهکارانه عمل میکند و دنبال ایجاد توازن بین طرفهای مختلف است. بنابراین، به این دلایل چین تمایل زیادی به میانجیگری ندارد.