بستن
کد خبر: ۱۵۱۰۵۰۳

تشییع پیکر بهناز نازی با نوای سنج و دمام و حضور هنرمندان؛ حامد بهداد و حام کمیلی هم آمدند

تشییع پیکر بهناز نازی با نوای سنج و دمام و حضور هنرمندان؛ حامد بهداد و حام کمیلی هم آمدند
 آیین وداع و تشییع پیکر زنده‌یاد بهناز نازی بازیگر تئاتر، سینما و طراح صحنه و لباس با حضور جمعی از مسئولان و هنرمندان در مقابل تالار وحدت، پهنه رودکی برگزار شد.

آیین وداع با پیکر زنده‌یاد بهناز نازی بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون و طراح صحنه و لباس روز دوشنبه (٢٨ اردیبهشت‌ماه) با حضور مهدی شفیعی معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، اتابک نادری مدیرکل هنر‌های نمایشی، علیرضا گیلوری مدیرعامل خانه تئاتر، کوروش سلیمانی رییس مجموعه تئاترشهر، اکبر زنجان پور، رضا کیانیان، فرهاد آئیش، منوچهر شاهسواری، شهرام کرمی، حمیدرضا نعیمی، حامد بهداد، کتانه افشاری نژاد، خسرو احمدی، فرزین محدث، سیروس همتی، خانواده این هنرمند فقید و جمعی از مسئولان و هنرمندان در مقابل تالار وحدت، پهنه رودکی برگزار شد.

این آیین با تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط مرتضی یراق‌بافان آغاز شد.

بهناز نازی

در ابتدا پیام گروه تئاتر «شایا» به مناسبت درگذشت بهناز نازی توسط مجری خوانده شد.

در این پیام آمده است: «تئاتر و سینمای ایران، یکی از درخشان‌ترین گوهر‌های هنرِ بازیگری و طراحی صحنه و لباس خود را از دست داد.

بهناز نازی، هنرمندی از جنس آب و آینه بود؛ زلال، نجیب و بی‌پیرایه. آرام و استوار، همچون زنانِ نقش‌بسته در مینیاتور‌های ایرانی؛ و در عین حال، پرصلابت و خروشان، چون زنانِ سترگِ شاهنامه.

او هنرمندی بود که هرگز به ابتذال تن نداد؛ گزیده‌جو و گزیده‌کار بود و هنر را حرمت می‌نهاد. تئاتر برای او نه حرفه، که معبدِ ریاضت، کشفِ خویشتن و تعالی روح بود. هیچ‌گاه با رسالتِ هنری‌اش آسان‌گیرانه مواجه نشد و انضباط، جدیت و سختکوشیِ مثال‌زدنی‌اش، همواره احترام و تحسینِ همکاران و مخاطبانش را برمی‌انگیخت.

بهناز نازی در نمایش‌های «گُمَسار»، «زمانی برای زندگی»، «دختری با شنل ارغوانی»، «آژاکس»، «داستان‌های کارور»، «مکبث»، «کالون و قیامِ کاستلیون»، «چه‌گوارا»، «صبحانه برای ایکاروس»، «شاه‌لیر»، «فاوست»، «درخشش در ساعت مقرر»، «ترور»، «سقراط»، «شرقِ دور، شرقِ نزدیک»، «شوایک»، «ریچارد»، «گُرگاس‌ها» و «فردریک»، حضوری درخشان و فراموش‌نشدنی داشت. او افق‌های تازه‌ای به ساحتِ بازیگری بخشید و بی‌تردید می‌توان او را یکی از برجسته‌ترین بازیگرانِ تئاتر ایران دانست.

حضورِ او در گروه تئاتر شایا، فرصتی یگانه برای آفرینش، تجربه و زیستنِ نقش‌هایی پیچیده و چندلایه بود؛ نقش‌آفرینی‌هایی که مخاطبان ایرانی و غیرایرانی را به تحسین و شگفتی وامی‌داشت.

بی‌گمان، فقدانِ این هنرمندِ گران‌مایه، خسرانی بزرگ برای هنرِ ایران است. او از خود خاطره‌هایی ماندگار از زیباییِ روحِ انسان، ارزشِ زندگی و شأنِ تعالی‌بخشِ هنر به جا گذاشت. پایداری و شجاعتش در نبرد با بیماری نیز از وجوهِ کم‌نظیر شخصیتِ او بود؛ مقاومتی شریف و انسانی که هرگز از یاد نخواهد رفت.

یاد و نامش را با سپاس و احترام گرامی می‌داریم و برای روحِ بلند و پاکش آرامش و روشنایی آرزو می‌کنیم.»

سپس پیکر زنده‌یاد نازی با نوای سنج و دمام به جایگاه منتقل شد.

کیانیان: بهناز نازی همچون دخترم بود

رضا کیانیان بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و سینما در این آیین که بسیار متأثر بود، ضمن عرض تسلیت به خانواده بهناز نازی و هنرمندان تئاتر اظهارداشت: بهناز نازی همچون دخترم بود، در این چند سال سه فرزندم؛ بهناز نازی، داود امیری و مریم حسینی را به دلیل سرطان از دست دادم. همیشه بدون اغراق آرزو می‌کردم که اگر امکان داشت از عمرم کم می‌شد و به این هنرمندان اضافه می‌شد. از ته دل راضی بودم که این کار انجام شد، من زندگیم را کردم. آنها باید زندگی می‌کردند.

در ادامه یاداشت مهران امام‌بخش بازیگر و مدرس تئاتر که در اتریش به سر می‌برد، توسط مریم رحیمی مجری خوانده شد.

رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل

اکبر زنجانپور بازیگر و کارگردان پیشکسوت و استاد بهناز نازی در دانشگاه نیز در این آیین گفت: رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل. بهناز نازی بهترین و شریف‌ترین دانشجوی من است و به او افتخار می‌کنم. در نبود او به جامعه هنری کشور و دوستش سارا قراچه‌داغی، همسر هنرمندش؛ بهرام بدخشانی و عزیز کرده و پسر برومندش تسلیت می‌گویم. حرف دیگری ندارم. یادت بخیر.

در ادامه، مریم رحیمی با تشریح کارنامه هنری بهناز نازی از حاضران خواست به اندازه ۲۰ سال حضور بهناز نازی در تئاتر، او را تشویق کنند.

جاودانگی را با هنرمندی به رخ کشید

سپس بهرام ابراهیمی رئیس انجمن بازیگران خانه تئاتر به نمایندگی از این انجمن یادداشتی را درباره بهناز نازی خواند که در بخشی از آن آمده بود: بانوی ارجمند بهناز نازی بازیگر شریف، نجیب و تلاشگر همه صحنه‌های توان فرسای روزگار، چه دشوار است نوشتن درباره این سوگ ناباورانه که در دلمان آگاه شده، پس برای التیام سوگ سفر جاودانگی زودهنگام ایشان را به نخستین هول و ولای بازیگریمان پیوند می‌زنیم و با خود می‌گوییم مگر نه این است که مرگ برای ما بازیگران به معنای ترک یک صحنه، تعویض لباس و بازگشت با شخصیتی جدید است. پس بانو بهناز نازی چه شکوهمندانه پرثمر و درخشان با نقش آفرینی‌های رنگین کمانی و بی تکرار سال‌های زندگیشان را معنی کرد از نو آفرید و بار‌ها همه تماشاگرانش را به تماشای آفرینش ذهن زیبایش فراخواند و جاودانگی را با هنرمندی به رخ کشید و تا آن هنگام که صحنه‌های تئاتر فروغ دارند تماشاگر اشتیاق دارند و نمایشنامه‌های گروه تئاتر پر اعتبار شایا با قلم‌هایی بسیار شریف و درخشان به روی کاغذ و صحنه می‌آیند.

نگاه گرم مهربان و عمیق بهناز نازی بازیگر شجاع تئاتر تلویزیون و سینما صدای نرم، رسا و زیبای ایشان شور و شعور و انرژی بی‌نظیرشان و همه لحظات جاودانگی‌شان از یادمان نخواهد رفت. بهناز نازی هر آینه بر روی صحنه در کنار ما و هم نفس ماست. خوابش آرام و پر از بیداری است.

هیات مدیره انجمن بازیگران خانه تئاتر این سوگ عمیق را به همسر گرانقدر و هنرمند ایشان جناب آقای بهرام بدخشانی گرامی، فرزند برنای ایشان، خانواده محترمشان دوستان و خانواده تئاتری ایشان همکاران و دوستداران ایشان تسلیت گفته و برای روح این هنرمند گرامی مسیری پر از نور آرامش از پروردگار طلب می‌کند.

بهناز نازی با تئاتر، تلخی زندگی را گرفت

محمودرضا رحیمی کارگردان، بازیگر و مدرس دانشگاه نیز در این آیین اظهارداشت: بهناز نازی از سال ۷۳ که وارد دانشگاه شد، شهادت می‌دهم یک الگو در دانشگاه بود؛ با طمینه‌اش، با سکوتش با نگاه‌های عمیقش با تحلیل‌های بسیار جذابی که بعضاً در ارتباط با کار‌ها داشت.

وی گفت: نازی، پس از پیوستن به گروه «شایا»، حقیقت واقعی هنر و زندگی را از آن خود کرد و با هنرمندانی همچون آرش دادگر، حمیدرضا نعیمی و استادان بزرگ و بنام تئاتر همکاری کرد و حقیقت معنای خودش را در دریای متلاطم پیدا کرد و تا امروز تئاتر کار کرد تا تلخی زندگی را بگیرد و شیرینی را به مردم بدهد. بهناز نازی ببخش که چقدر تلخی به دلت کردند حتی در این اجرای آخر.

رحیمی افزود: هم دانشکده‌ای‌های نازی در این مراسم حضور دارند؛ آنان بی دعوت و تنها به دعوت این هنرمند در این آیین حضور پیدا کردند. بهناز نازی ببخش اگر همواره در این کشور مرده‌ها با چشم باز می‌بینند، اما هستند. درود بر خانواده و همسر غیور، مهربان و صبورش و پسر بزرگوارارش که بسیاری از زمان خود را به او بخشید تا این هنرمند تئاتر را به ما هدیه دهد.

این کارگردان بیان کرد: همواره یاد بهناز نازی با ماست، همواره زنده هست و به عدد صندلی تئاتر‌هایی که در آنها آثاری را اجرا کرده است، دیده خواهد شد و هیچ گاه عزیزانی که اینجا هستند نخواهند گذاشت، قدم‌های بسیار عمیق او بر روی تئاتر ردش از بین برود.

همکاری در فیلم «هیوا» 

اتابک نادری مدیرکل هنر‌های نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بازیگر تئاتر نیز در آیین اظهارداشت: تقریباً از هفته گذشته که حمیدرضا نعیمی وضعیت خانم نازی را اطلاع داد، بسیار غمگین شدم. نخستین آشنایی ما سال ۱۳۷۷ در فیلم سینمایی «هیوا» در مقابل دوربین آقای بدخشانی رقم خورد. خانم نازی بسیار پرانرژی بود و آرامشی خاص داشت و این ارامش در یک کار جنگی بسیار سخت بود و برای بازی در آن فیلم سیمرغ بلورین گرفت.

وی افزود: زمانی که در جریان بیماری خانم نازی با همسرش آقای بدخشان صحبت کردم، او آرامش داشت؛ و فکر می‌کردم چه چیزی می‌تواند انسان را انقدر قوی و آرام کند که آن عشق بود.

نادری بیان کرد: خانم نازی با عشق فعالیت و زندگیش را آغاز کرد و با همین عشق با بیماری مبارزه کرد و در تئاتر بازی کرد، در شرایطی که پشت صحنه برایش تختی برای استراحت گذاشته بودند و اینها همه نشانگر عشق او بود که این هنرمند را ممتاز کرد. روحش شاد باشد.

حسرت اجرا نشدن آخرین تئاتر بهناز نازی 

حمیدرضا نعیمی بازیگر و کارگردان تئاتر و همکار بهناز نازی در گروه «شایا» در این آیین اظهارداشت: ما در آثار متعددی با یکدیگر همکاری می‌کردیم، در یکی از نمایش‌ها، من نقش مرده‌ای کفن پیچ شده را بازی می‌کردم، بهناز نازی تماشاگر کار بود پشت صحنه آمد و گفت هرگز قبل از من نرو. طاقت رفتنت را ندارم. هنوز با رفتن بهناز نازی نمی‌دانم چه آواری بر سرم آمده است

وی خطاب به بهناز نازی افزود: خواهرم دستت را می‌بوسم. هر چه سختی کشیدی، سکوت کردی، چون می‌خواستی بدون حاشیه باشی و کار کنی. وظیفه خودم می‌دانم بعد‌ها درباره این هنرمند بنویسم و می‌دانم که محمودضا رحیمی در کلاس‌هایش همیشه از شیوه کارگردانی و ایفای نقش بهناز نازی سخن گفته است.

نعیمی با انتقاد از بی‌مهری‌ها نسبت به بهناز نازی خطاب به مدیران هنری بیان کرد: هنرمندان میراث فرهنگی مملکت است که خیلی زود دیر می‌شود. حدود چهار ماه پیش وقتی که دیدم شرایط جسمانی بهناز نازی بهبود پیدا کرد و او با عصا می‌تواند راه برود به او گفتم می‌خواهم یک نمایشی را کارگردانی کنم که حتما در هر شرایطی (با عصا، واکر یا ویلچر) در آن بازی کند.

این کارگردان افزود: بهناز نازی در صحنه نقش زنی را بازی می‌کرد که با ارواح در ارتباط بود و در صحنه‌ای چنان پرانرژی بازی کرد که عصا را رها کرد و برای بازی کردن دوباره و حصور در صحنه زنده شد و زمانی که قرار شد تئاتر را به روی صحنه ببریم مسئولان همراهی نکردند، از آنان درخواست کردم که زمان اجرا را برای بهبود شرایط تغییر دهند و زمان بیشتری به ما بدهند، اما آنان نپذیرفتند و گروه دیگری جایگزین شد و اجرای نمایش ما میسر نشد.

وی گفت: حسرت اجرانشدن این نمایش برای ما و بهناز نازی ماند، اما همواره شنیدیم که خانم‌ها خیلی فداکارند بله خانم‌ها همه عشق، زندگی، شور، غیرت، شجاعت، شرافت و ناموس هستند. اما حقیقتاً بهرام بدخشانی اسطوره است و تمام قد در برابرش تعظیم می‌کنم که سه سال و نیم شبانه روز پروژه‌هایش را کنار گذاشت، وقتش را برای عشق و رفیقش گذاشت تا لحظه آخر گلایه‌ای نکرد و همه زحمات را به دوش کشید. امیدوارم تا زنده‌ام داغ هیچ کدام از شما را نبینم.

بهرام بدخشانی همسر زنده‌یاد نازی نیز در این آیین با روایتی از بیماری و مرگ این هنرمند خطاب به همکاران و دوستان این هنرمند فقید گفت: بهناز تک تک شما را دوست داشت و برای تک تک شما احترام قائل بود.

همچنین خواهرزاده بهناز نازی دلنوشته‌ای را برای او خواند.

در پایان پس از خواندن نماز میت بر پیکر بهناز نازی، پیکر این هنرمند با نوای سنج و دمام به قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) بدرقه شد.

 بهناز نازی، ۲۶ اردیبهشت ماه پس از یک دوره مبارزه با بیماری سرطان دار فانی را وداع گفت.

این هنرمند متولد ۱۳۴۶ بود، نازی فعالیت خود را از سال ۱۳۷۴ در حوزه تئاتر آغاز کرد، ایفای نقش در نمایش‌های «گمسار» به کارگردانی شهرام کرمی، «روزگاری برای بودن»، «دختری با شنل ارغوانی»، «مکبث»، «سقراط»، «فردریک» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، «آژاکس»، «کالون و قیام کاتسیلون» به کارگردانی آرش دادگر، «محبوبه‌ها» به کارگردانی ژاله صامتی، ایفای نقش در مجموعه‌های تلویزیونی «سفر به چزابه» به کارگردانی رسول ملاقلی‌پور، «پزشکان» به کارگردانی مسعود کرامتی، «سیاه، سفید، خاکستری» به کارگردانی سیامک شایقی، «ازازیل» و «جیران» (نمایش خانگی) به کارگردانی حسن فتحی و فیلم‌های سینمایی «مادرم گیسو»، «شراره» به کارگردانی سیامک شایقی و «دلم می‌خواد» به کارگردانی بهمن فرمان آرا از سوابق بهناز نازی بود.

او طراحی صحنه و لباس نمایش‌های «روزنه» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، «روزگار طولانی تنهایی» به کارگردانی شهرام کرمی و «انتظار با بوی نرگس» به کارگردانی عباس غفاری و کارگردانی نمایش «گابریل» (سال ۱۳۹۸) را برعهده داشت.همچنین دریافت جایزه دوم بازیگری از جشنواره دانشگاه آزاد بوشهر برای بازی در نمایش «گمه‌سار»، جایزه دوم طراحی صحنه و لباس از جشنواره استانی تهران برای طراحی صحنه نمایش «روزنه» و «روزگار طولانی تنهایی»، سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس از جشنواره فیلم فجر برای طراحی صحنه فیلم «هیوا» به کارگردانی رسول ملاقلی‌پور و کسب رتبه سوم بازیگری از جشنواره سراسری دانشجویی برای بازی در نمایش «روزگاری برای بودن» از افتخارات این هنرمند بود.

انتشار :
منبع: ایرنا
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار