بستن
کد خبر: ۱۵۱۰۵۵۸
«آرمان ملی» عملکرد صداوسیما و تاثیر آن در جامعه را بررسی می‌کند

بازی‌های جناحی؛ تخریب انسجام ملی

بازی‌های جناحی؛ تخریب انسجام ملی
آرمان ملی- حمید شجاعی: «رسانه ملی» این نامی است که سال‌ها و بلکه دهه‌ها است که به صداوسیمای ملی اطلاق شده و بار‌ها و به کرات از مسئولان در مقاطع مختلف گرفته تا برخی اشخاص و جریانات از این نام استفاده کرده‌اند.

هماطور که از نام این رسانه طویل و گسترده ملی برمی‌آید یعنی باید جامعه محور بوده، از آن همه ملت باشد و همه سلایق و ذائقه‌ها را پوشش دهد تا بتوان نام رسانه ملی بر آن نهاد، اما پرسش اینجا است که به واقع اینگونه است؟ عملکرد صداوسیما حداقل حد فاصل دو دهه پیش تاکنون نشان دهنده ملی بودن این رسانه بوده است یا اینکه هرچه رو به جلوتر رفته از جنبه ملی بودن آن کاسته شده و به جنبه جریانی و جناحی بودنش افزوده شده است. کافی است فقط یک نظرسنجی ساده انجام شود تا آماری خیره کننده به‌دست آید. از جامعه‌ای که کسر قابل توجهی از آن نه تنها صداوسیما را به عنوان رسانه ملی به معنای عام آن یعنی از آن ملت قبول ندارند؛ بلکه به جهت عملکرد‌های بعضا ضعیف آن دیگر برنامه‌های تلویزیون را نگاه نمی‌کنند. هرچند که طبق نظر برخی مدیران صداوسیما هرکس حتی ۱۵ دقیقه هم به یکی از برنامه‌ها نگاه کرده باشد وی را مخاطب قلمداد می‌کنند ولی واقع مطلب این است که خود مدیران صداوسیما نیز می‌دانند که مدت‌ها است با ریزش مخاطب مواجه‌اند و اگر نباشد بعضا برنامه‌های ورزشی و پخش زنده مسابقات کمتر کسی پای برنامه‌های تلویزیون می‌نشیند. تلویزیونی که زمانی با برنامه‌های ترکیبی و تولیدی خود مخاطبان بسیاری را پای جعبه جادویی می‌نشاند؛ اما نگاه‌های متصلب، محدود و بسته طی سالیان مختلف باعث شده تا بسیاری از چهره‌های خلاق توانمند و با استعداد در حوزه برنامه‌سازی، اجرا و... عطای حضور در این سازمان را به لقای آن ببخشند و جای خود را به چهره‌های به مراتب کم‌تجربه‌تر و با خلاقیت و توانایی کمتر، اما با گرایشات همسو بدهند. نتیجه نیز آن شده که امروز می‌بینیم رسانه‌ای که نام ملی یدک می‌کشد به رسانه‌ای جناحی بدل شده است. 

*عملکرد معکوس 

وحدت و انسجام ملی دستاوردی بوده که چه طی جنگ ۱۲ روزه و چه طی جنگ ۴۰ روزه اخیر از سوی مردم ایستاده در صحنه رقم خورد و نشان دادند که در مقاطع حساس و بحرانی پشتیبان کشور و نظام خود هستند؛ اما مواجهه صداوسیما چه در خرداد ماه سال گذشته و چه در حین و پس از جنگ رمضان رفتار حق به جانب، جناحی بوده و تلاش داشته همه چیز را به نفع جناح منتسب به آن مصادره به مطلوب کند. گویی اینکه تجلی این وحدت و انسجام در همه جای کشور بروز و ظهور داشته؛ اما صداوسیما هنوز بهره‌ای از این انسجام نبرده یا هم نخواسته ببرد. البته این روالی چندین ساله در صداوسیما است که به به پایگاهی برای عرض‌اندام یک جریان خاص تبدیل شده است؛ لذا تفاوتی هم نمی‌کند رئیس صداوسیما چه کسی باشد؛ پیمان جبلی باشد، علی‌عسگری، سرافراز یا ضرغامی، خط مشی همان دادن تریبون به تندرو‌ها است. نکته مهم؛ اما نحوه برخورد صداوسیما به طور مشخص نسبت به مهمان و به ظاهر کارشناسانی است که به صورت ثابت و چرخشی دعوت می‌کنند. نگاهی به چند برنامه تلویزیونی مثل «جریان»، «خط مقاومت»، «جنگ تحمیلی سوم» و «ویژه خبری» که به طور مشخص در این شب‌های نه جنگ، نه صلح میدان‌دار رسانه‌ای صداوسیما هستند نشان می‌دهد که صرفا افرادی مشخص با گرایش‌های یکسان به عنوان کارشناس دعوت می‌شوند. گویی اینکه جز اینها کارشناسان خبره و متفکری در حوزه مسائل سیاسی، منطقه‌ای و بین‌المللی وجود ندارد. مساله دیگر بحث انسجام ملی است که به نظر در صداوسیما فقط مطرح می‌شود؛ اما عملی در خصوص آن دیده نمی‌شود. چنانکه در همین رسانه و از برنامه‌های مختلف تخریب و تخطئه‌هایی علیه دولت، تیم مذاکره کننده و مقامات سابق مطرح شده و هیچ جایی هم برای پلاسخگویی گذاشته نشده است. انگار می‌خواهند ذهن مخاطب صداوسیما را به سمت و سویی خط دهی کنند که این است و جز این نیست. در این میان شاید اگر بگوییم صداوسیما یکی از مخالفان بازگشایی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی است سخنی به گزافه نرفته باشد، چراکه خود بهتر می‌دانند در مواجهه با شبکه‌های اجتماعی مخاطب به مراتب کمتری دارند و حتی شاید یکی از دلایلی که مردم به شبکه‌های فارسی زبان بیگانه رجوع می‌کنند این عدم کارآمدی و نگاه بسته و جناحی صداوسیما و برنامه‌های آن است. تقلیل جایگاه رسانه ملی به رسانه جریانی خاص و پخش برنامه‌هایی با همان حال و هوا باعث شده تا رسانه‌ای که قرار بود فراگیر باشد و مرجعیت رسانه را در داخل نگه دارد با عملکرد‌های خود و صرفا شعار‌های بدون عمل مرجعیت رسانه را از داخل به خارج فرستاده است. 

* دنیای صداوسیما 

یک فعال سیاسی اصولگرا در خصوص نوع مواجهه صداوسیما با مساله انسجام ملی و توجه به جریانی خاص اظهار داشت: من معتقدم صداوسیما در کره دیگری زندگی می‌کند و مسئولان محترم این سازمان انگار هیچ در جریان اتفاقات بطن جامعه و درون جامعه نیستند و احتمالا اطلاعاتی از یک عالم غیب و فرادنیا می‌گیرند و بر اساس آن اطلاعاتی که می‌گیرند و خودشان فکر می‌کنند درست است برنامه می‌سازند، حرف می‌زنند، مهمان دعوت می‌کنند و تریبون در اختیار کارشناس قرار می‌دهند. محمد مهاجری به «آرمان ملی» گفت: نتیجه نیز این می‌شود که هر روز که یک اشتباه می‌کنند. هر روز یک تحلیل غلط به خورد مخاطب می‌دهند و، چون خود را به مردم پاسخگو نمی‌دانند و مردم نیز چندان رغبتی ندارند که از آنها پاسخگویی بخواهند به همین دلیل در همین جهل مرکب خود باقی مانده و ادامه می‌دهند. وی در این خصوص که این نوع رویکرد‌ها طی سالیان گذشته تا کنون هدف‌گذاری شده است یا اتفاقی افزود: یک ضرب المثلی هست که می‌گوید شما اگر بخواهید در کنکور نفر آخر شوید باید جواب همه سوالات را بدانید و عمدا همه را جواب غلط دهید تا نفر آخر کنکور باشید. چون اگر بر حسب تصادف یک سوال را درست بزنید یا یک سوال را نزنید یا جواب ندهید ممکن است امتیازی بگیرید. اکنون صداوسیما اینگونه است یعنی دقیقا می‌داند که کار درست کدام است و دقیقاً مخالف آن را انجام می‌دهد که رسالتی را که برای خود تعریف کرده محقق شود. این فعال رسانه‌ای در خصوص نوع برخورد نهاد‌هایی مانند شعام با این نوع رویکرد صداوسیما تصریح کرد: به نظر شورای عالی امنیت ملی قابل نمی‌داند که به صداوسیما تذکر دهد و گرنه دلیل دبگری نمی‌تواند داشته باشد. وی تاکید کرد: صداوسیما با این مدیریت به تدریج از نگاه مردم و از دیگاه جامعه و نخیگان جامعه حذف خواهد شد و اینها نیز ترجیح خواهند داد در کنج عزلتی برای خود برنامه بسازند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار