با این حال مشخص نیست که طرفین به سمت و سوی جنگ هستند یا توافق؛ چراکه از مواضع ترامپ هیچگونه قطعیتی برداشت نمیشود؛ اما ایران برای هر وضعیتی چه جنگ باشد و چه مذاکره و توافق آماده است. در همین راستا برای بررسی تحولات حول محور ایران و آمریکا «آرمان ملی» با علیاصغر زرگر تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*تحولات فی ما بین ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید؟
تحلیل شرایط کنونی میان ایران و آمریکا مقداری مشکل است اینکه گمانهزنی و آیندهنگری کرد چه خواهد شد. اولاً ترامپ رئیسجمهور آمریکا شخصی کاملا غیرقابل پیشبینی است یعنی خود آمریکاییها و کسانی که حتی در حکومت آمریکا هستند نیز تصمیم نهایی را در جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران به خود ترامپ واگذار کردند و میگویند خود ترامپ باید تصمیمگیری کند که چه اقدامی صورت دهد؛ لذا با توجه به شخصیت غیر قابل پیشبینی ترامپ و خودشیفتگی او هرگونه گمانهزنی مبتنی بر احتمالات است. ولی در عین حال به نظر میآید که ترامپ و هیأت حاکمه آمریکا بیشتر به دنبال صلحی هستند که در آن پنجرهای باشد و بگویند ما پیروز شدیم و در این جنگ پیروزی به دست آوردیم. ترامپ نیز میخواهد شخصا اعلام کند که در جنگ با ایران پیروز شدیم و در این ۴۷ سال هیچ رئیسجمهوری نتوانسته چنین دستاوردی داشته باشد و این فقظ من بودم که پیروز شدم؛ لذا به نظر من ترامپ میخواهد از یک جنگ فراگیر دیگر حتی کوتاهمدت و به قول خودش کوبنده پرهیز کند. هرچند که مخالفتهای داخلی در آمریکا، و تحولاتی در رابطه با جام جهانی فوتبال و مساله انتخابات میاندورهای و حتی فشارهای بینالمللی که از جانب سایر کشورها روی ترامپ است موجب شده اقداماتی که ایران در حوزه خلیج فارس انجام داده روی اقتصاد کل دنیا تاثیر بگذارد. البته به نظر من نباید این فشارها باعث شود تا ایران از مواضع خود کوتاه بیاید. هر چند که امروز ایران از سوی آمریکا در محاصره دریایی قرار گرفته و البته مدیریت تنگه را هم در اختیار دارد. البته نشانههایی هم دیده میشود که ایران در رابطه با عبور نفتکشهای برخی کشورها کوتاه آمده باشد. البته ایران درخصوص کشتیهای تجاری هم اعلام کرده اگر با ایران تماس بگیرند و ترتیبات مدنظر را رعایت کنند میتوانند به سلامت و بدون آسیب از تنگههرمز عبور کنند. این مساله باعث میشود که حساسیت دنیا و حتی حساسیت ترامپ نسبت به تنگههرمز مقداری کاهش پیدا کند و آمریکا نخواهد به نیروی نظامی متوسل شده یا برای باز کردن تنگه به ایران فشارهای آنچنانی بیاورد؛ لذا ایران بهگونهای مدیریت میکند که بهانه را از آمریکا بگیرد. مساله دیگر محاصره دریایی است که باید برچیده شدن آن در هر گونه توافقی لحاظ شود. فقط یک مشکل میماند و آن مساله اسرائیل است. رژیم صهیونیستی و نتانیاهو به هیچ وجه موافق بسته شدن پنجره جنگ نیستند. اسرائیل به زمان بسیار اهمیت میدهد و میخواهد این زمان کشدار شود، پنجره جنگ بسته نشود تا در نهایت توافقی هم میان ایران و آمریکا منعقد نگردد. گرچه ترامپ هم تا حدی تحت تاثیر این رویکرد صهیونیستها قرار دارد. این مساله بستگی دارد که ترامپ تا چه حدی بتواند بر اندیشه شیطانی نتانیاهو غالب شود و قدم در مسیر توافق و صلح بگذارد.
* نگاه ایران و آمریکا به مساله توافق نگاهی کاملا جدا از هم است و سردمداران قدرت در کاخ سفید از توافق یک چیز میخواهند و نگاه ایران به توافق منصفانه و برابر است؛ اساسا با این شرایط دستیابی به توافق ممکن است؟
بله؛ البته که نظرات ایران و آمریکا کاملا متفاوت است. ترامپ از قبل هم اعلام کرده که ما تسلیم ایران را میخواهیم همین خواسته را به عنوان توافق یا دستاورد خوب میشناسد؛ لذا به توافق منصفانه، عادلانه و خوب با ایران نمیاندیشد و درصدد است تا اراده خاص خود را اعمال کند. ولی در عین حال اگر همه اینها را در نظر بگیریم به نظر میرسد طرفین از یک جنگ فراگیر پرهیز میکنند. چون اگر جنگ دوباره آغاز شود و آمریکا ضرباتی به ایران وارد کند ایران هم بارها اعلام کرده میتواند منافع نفتی کل منطقه مثل فجیره و آرامکو را مورد هدف قرار دهد؛ لذا آمریکاییها حتما این محاسبات را لحاظ میکنند. در کشورهای منطقه نیز شاهدیم که پاکستان به عنوان میانجی میان ا یران و آمریکا همکاری خاصی با ایران انجام میدهد. حتی وزیر کشور پاکستان که به ایران آمده حامل پیامی از سوی آمریکا نیست بلکه بیشتر به جهت روابط دوجانبه در بحث بندر گوادر یا سایر بنادر با ایران همکاری کند و تجارت ایران از آن منطقه از سر گرفته شود. این را ههای گریز و راه حلهایی است که ایران برای تجارت خارجی خود در نظر گرفته که در نوع خود تاثیرگذار است و مساله مهم این است که شرایط نه جنگ و نه صلح نباید بیش از این ادامه کند و باید نهایتا به یک توافق صلح بینجامد.
* طرح چندباره دوگانه مذاکره، جنگ از سوی ترامپ با چه هدفی صورت میگیرد؛ تاثیرگذاری بر تصمیمات ایران یا اتلاف وقت و خرید زمان؟
ترامپ از زمانی که روی کار آمده سیاست خود را به صورت سهگانه پیش میبرد. یکی مسأله اطلاعرسانی و استفاده از ارتباطات جمعی است که خیلی ماهرانه از وسایل ارتباط جمعی در اعلام سیاستها و دروغهای خود استفاده میکند. دوم تهدید نظامی ایران است. اینکه میخواهد تمدن ایران را از بین ببرد یا ادعای اخیرش که گفته باید در رهبران نظامی ایران یک تسویه انجام شود. رویکرد سوم نیز دیپلماسی مذاکره است؛ لذا از این سه طریق به دنبال رسیدن به اهداف خود است. از طرفی میگوید دنبال یک معامله خوب با ایران هستم و ایرانیها حاضرند که با من مذاکره کنند و یک معامله خوب و منصفانه به نفع آمریکا انجام شود. در عین حال نیز آرایش نظامی نیروهای خود را را روز بهروز تکمیلتر میکند. همه اینها را نیز از طریق وسایل ارتباط جمعی برای ایجاد جو روانی انجام میدهد. اینجا باید طرف مقابل هم بههوش باشد و ببیند تا چه حدی میتواند بر این جو روانی غالب شده و آن را خنثی کند و بداند که آمریکا در مساله دیپلماسی صادق است یا صادق نیست. حال این شرایط بستگی به این داره که نظامیان و جامعه ایران تا چه حد بتوانند مقاومت و تابآوری داشته باشند.