حال، اما کمترین انتظار این است که در شرایط بغرنج اقتصادی کنونی که مردم زندگی سختی را پشت سر میگذارند دولت و حاکمیت نیز از در حمایت و پشتیبانی از مردم در آیند. در همین راستا برای بررسی مواجهه جامعه و حاکمیت «آرمان ملی» با آیتا... محسن غرویان استاد حوزه و دانشگاه به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*شرایط کنونی جامعه و مواجهه جامعه و حاکمیت را با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی حاضر چطور تحلیل میکنید؟
بقای نظام جمهوری اسلامی تا وقتی است که مردم پشتیبان نظام باشند و احساس کنند که نظام جمهوری اسلامی دولت و حاکمیت در خدمت مصالح و منافع مردم است و در این جهت حرکت میکند. مهمترین وظیفه دولت خدمت رسانی به مردم است و اینکه امورات زندگی مردم را انجام دهد. امروز مهمترین مساله زندگی مردم مساله معیشت است. الان زندگی در ایران خیلی پر خرج و پرزحمت شده و مردم خود را با اقوام و خویشان خود که در کشورهای دیگر زندگی میکنند مقایسه میکنند و میگویند ما در ایران اینقدر زحمت میکشیم، عرق میریزیم و کار میکنیم ولی حریف مخارج زندگی خود نمیشویم و احساس میکنیم همیشه عقب هستیم. یعنی درآمدمان کافی نیست و با اینکه اینقدر زحمت میکشیم باز هم میبینیم درآمدمان برای تامین زندگی نارساست و خیلی برای زندگی کردن هزینه میدهیم. ولی در برخی از کشورهای دیگر اینگونه نیست و افراد خیلی برای زندگی کردن هزینه نمیکنند؛ بلکه مقدار اندکی زحمت میکشند و زندگیشان برقرار است و این موجب رنجش خاطر مردم است؛ لذا دولت باید هزینه زندگی کردن را برای مردم کم کند که یک فرد از شش صبح تا ۱۲ و یک شب برای درآمد زندگی نکند که باز هم احساس کند نمیتواند مخارج زندگی خود را تامین کند. دولت باید زمینه زندگی متوسط و مرفه مردم را به راحتی فراهم کند که وظیفه اصلی دولت است. ما همواره شعار میدهیم که وضع بهتر میشود و به قلههای پیشرفت نزدیک شدهایم ولی هنوز در کف جامعه دیده نمیشود و این مفاهیم برای مردم آنقدرها روشن نیست. مردم میگویند این وعدهها کی عملی میشود و این حرفها چه معنایی دارد؟ یعنی مفهوم خود را از دست داده است. مردم باید این شعارها را در متن زندگی خود حس کنندکه ما در حال پیشرفتیم. امروز در مسائل تکنولوژی، اقتصادی، تولید مایحتاج مردم و تولیدات داخلی احساس پیشرفت نمیکنیم؛ بلکه این افزایش قیمتها و تورم نشان دهندهاین است که ما رو به ضعف میرویم و مردم اینها را عینا حس میکنند؛ لذا دولت بایدچارهاندیشی کند که این حس پیشرفت و به قلهها نزدیک شدن برای مردم ملموس و محسوس شود.
* شرایط جنگی را چه میزان در این وضعیت دخیل میبینید و تصور میکنید چگونه باید از تاثیر جنگ بر مشکلات داخلی کاست؟
من معتقدم سیاستهای جهانی ما باید بهگونهای باشد که دچار مشکل نشویم. تاکنون نتیجه عینی و ملموس از درگیری و جنگ نداشتهایم. در عین حال باید توجه کرد که تقابل تا کجا باید ادامه داشته باشد وگرنه شعار به تنهایی ثمری برای کشور نخواهد داشت. به اعتقاد من از نظر فقهی لازم است تقیه کنیم و اگر دشمنی هم داریم نباید دشمنی خود را در صحنه جهانی به سادگی بروزدهیم. این رویه ایجاد کینه و عداوت میکند و دستاوردی برای ما ندارد. این کارهاروابط اقتصادی ما را با کل جهان و با کشورهای منطقه بهم میزند و تاثیر منفی در وضعیت اقتصادی دارد. ما باید در صحنه جهانی تنشزدایی کنیم یعنی به سمتی حرکت کنیم که کشور این همه درگیر تنش، جنگ و مبارزه با قدرتهای جهانی نباشد.
*بعضا دیده میشود که در تجمعات شبانه برخی افراد یا جریانهای خاص اظهاراتی اختلافافکن در جهت تخریب انسجام ملی یا مسئولان مطرح میکنند؛ اساسا این نوع اقدامات از چه جهت و با چه اهدافی صورت میگیرد؟
متاسفانه در این تجمعات مردمی مواردی مشاهده میشود که افرادی ملاحظات بینالمللی و دیپلماتیک را رعایت نمیکنند و حرفهایی میزنند که هم اثر منفی برون مرزی دارد که موجب قضاوتهای سوء در مورد ایران میشوند و هم در داخل موجب افتراق، تفرقه و جدایی میشود و پشت برخی دیپلماتها و شخصیتهای عاقل و متفکر کشور خالی میشود. مثلاً میبینم یک مداحی میگوید من جمعیت را میبرم و خانه فلانی را بر سرش خراب میکنم. مگر کشور صاحب ندارد؟ مگر عاقل و اندیشمند ندارد که اینجور افراد بیایند چنین جوی ایجاد کنند و بعد مردم همان جا چند شعار بدهند و تاییدش کنند تا آن شخص خیال کند همه ملت با حرف او موافقند؟ ما باید کشور را به دست عقلا هدایت و رهبری کنیم نه اینکه خط و خطوط سیاسی کلان کشور را به دست فلان مداح یا فلان خطیب بدهیم که حرفهایی برای خود بزند. مساله جنگ و صلح و دیپلماسی جهانی ساده نیست و این تصمیمگیریها و جوسازیها بر سرنوشت ۹۰ میلیون جمعیت تاثیرگذار است؛ لذا باید یک حساب و کتابی در میان باشد و به کسانی که جز تفرقهافکنی و تضعیف قدرت ملی کار دیگری ندارند تریبون داده نشود. باید سخنانی که گفته میشود و شعارهایی که داده میشود توسط افراد عاقل، اندیشمند، استادان فرهیخته دانشگاه و حوزه و شخصیتهایی که واقعا بر اساس دانش و عقلانیت حرف میزنند، باید در این تجمعات سخنرانی کنند و مردم را مقاومتر و متحدتر در صحنه نگه دارند.