تهاجم نظامی آمریکا علیه ایران، دفاع گسترده ایران، تحولات مرتبط با تنگه هرمز و همچنین سیاستهای تعرفهای و مداخلهجویانه آمریکا در قبال کشورهای مختلف، زمینه را برای جدیتر شدن ایده ایجاد ارز مشترک میان اعضای بریکس فراهم کرده است. هرچند دونالد ترامپ پیشتر هشدار داده بود که در صورت حرکت بریکس به سمت ارز مشترک، واشنگتن سیاستهای تعرفهای سختگیرانهای علیه اعضای این گروه اعمال خواهد کرد.
کاهش وابستگی به دلار
به گزارش «آرمان ملی»، جهان در یکی از پیچیدهترین دورههای بازآرایی ژئوپلیتیکی و اقتصادی قرار دارد و مجموعهای از تحولات بینالمللی باعث شده موضوع کاهش وابستگی به دلار دوباره در مرکز توجه قدرتهای نوظهور قرار گیرد. این مسأله همزمان با اجلاس بریکس در هند و طرح دوباره ایده تدوین واحد پولی مشترک میان اعضا، اهمیت بیشتری یافته است. اگرچه این طرح هنوز در مرحله بررسی قرار دارد، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند روند تحولات جهانی، اعضای بریکس را به سمت ایجاد ساختاری مالی مستقل از نظام تحت رهبری آمریکا سوق خواهد داد. بریکس که اکنون با حضور کشورهایی، چون چین، روسیه، هند، برزیل، آفریقای جنوبی و اعضای جدیدی مانند ایران، مصر، امارات و اتیوپی به یکی از مهمترین بلوکهای اقتصادی جهان تبدیل شده، سهم قابل توجهی از جمعیت، منابع انرژی و تجارت جهانی را در اختیار دارد، اما بخش عمده مبادلات آن همچنان با دلار انجام میشود. در اجلاس اخیر بریکس، بار دیگر موضوع طراحی ارز مشترک مطرح شد؛ موضوعی که با تشدید سیاستهای مداخلهجویانه آمریکا، تحریمهای گسترده و استفاده از دلار بهعنوان ابزار فشار سیاسی، جدیتر شده است. حملات نظامی و فشارهای اقتصادی آمریکا علیه کشورهایی، چون ایران، ونزوئلا و کوبا و همچنین اختلافات تجاری با اروپا و چین، باعث شده بسیاری از کشورها نسبت به وابستگی به نظام مالی آمریکا احساس نگرانی کنند.
گامهای نخست دلارزدایی
در این میان، ایران نیز همزمان با تحولات اخیر و بهویژه مسائل مربوط به تنگه هرمز، تلاشهایی برای توسعه مبادلات غیردلاری و استفاده از ارزهای جایگزین در دریافت عوارض و هزینههای ترانزیتی مطرح کرده است. استفاده از یوآن چین، ریال یا حتی داراییهای دیجیتال از جمله گزینههایی است که در فضای کارشناسی مورد توجه قرار گرفته، هرچند اجرای کامل چنین سیاستهایی با چالشهای فنی، حقوقی و سیاسی همراه خواهد بود. تحلیلگران معتقدند تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان، نقشی کلیدی در معادلات ژئوپلیتیکی دارد و هرگونه تغییر در سازوکارهای مالی تجارت انرژی در این منطقه میتواند آثار گستردهای بر بازارهای جهانی بگذارد. از همین رو، طرح استفاده از ارزهای غیردلاری در تجارت انرژی و حملونقل دریایی، تنها یک تصمیم اقتصادی نیست بلکه بخشی از روند شکلگیری نظم مالی جدید جهانی محسوب میشود.
الزامات دلارزدایی
سیاستهای آمریکا طی سالهای اخیر یکی از عوامل اصلی تقویت ایده «دلارزدایی» بوده است. واشنگتن بارها از سلطه دلار برای اعمال فشار سیاسی و اقتصادی استفاده کرده و تحریمهای گسترده علیه ایران، روسیه، ونزوئلا و کوبا نمونهای از این رویکرد است. در عین حال، گسترش اختلافات اقتصادی آمریکا با متحدان سنتی خود در اروپا نیز نگرانیها درباره وابستگی به نظام مالی آمریکا را افزایش داده است. اعمال تعرفههای تجاری علیه کالاهای اروپایی، اختلافات گسترده با چین و فشار بر شرکتها و بانکهای بینالمللی، بسیاری از کشورها را به فکر ایجاد سازوکارهای مالی مستقل انداخته است. در اروپا نیز طی سالهای اخیر بارها بحث تقویت استقلال مالی و کاهش آسیبپذیری در برابر تحریمها و تصمیمات یکجانبه آمریکا مطرح شده است. در چنین شرایطی، بریکس تلاش میکند خود را بهعنوان یکی از محورهای نظم چندقطبی آینده معرفی کند، هرچند اختلافات داخلی میان اعضا و تفاوت در ساختار اقتصادی کشورها، رسیدن به سیاست پولی واحد را دشوار میکند، اما منافع مشترک در مقابله با فشارهای اقتصادی غرب، انگیزه مهمی برای همگرایی ایجاد کرده است. چین بهعنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، در سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای برای بینالمللیسازی یوآن انجام داده است. افزایش استفاده از یوآن در تجارت انرژی، قراردادهای دوجانبه و توسعه سامانههای پرداخت مستقل از سوئیفت بخشی از این راهبرد به شمار میرود. روسیه نیز پس از تحریمهای گسترده غرب، بهطور جدی به سمت استفاده از ارزهای ملی در تجارت خارجی حرکت کرده و کشورهایی مانند ایران و ونزوئلا نیز بهدلیل فشار تحریمها ناچار به توسعه سازوکارهای جایگزین شدهاند.
چالشهای پیشرو
با وجود مزیتهای مطرح شده، ایجاد ارز مشترک برای بریکس با موانع جدی روبهروست. تفاوت ساختار اقتصادی اعضا، اختلافات سیاسی، نبود بانک مرکزی مشترک و چالشهای مربوط به اعتماد مالی و ثبات ارزی، از مهمترین مشکلات این مسیر است. تجربه اتحادیه اروپا نیز نشان داده که حتی میان اقتصادهای نسبتاً هماهنگ، ایجاد پول مشترک فرآیندی پیچیده و زمانبر است. با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند هدف فعلی بریکس حذف کامل دلار نیست، بلکه کاهش تدریجی وابستگی به آن است. اعضای این گروه تلاش دارند سهم ارزهای ملی را در تجارت دوجانبه افزایش دهند و زیرساختهای مالی مستقلی ایجاد کنند تا در برابر تحریمها و فشارهای سیاسی آسیبپذیری کمتری داشته باشند. اهمیت این روند تا حدی است که ترامپ پیشتر هشدار داده بود در صورت حرکت بریکس به سمت ارز مشترک، کشورهای عضو ممکن است با تعرفههای سنگین و محدودیتهای اقتصادی مواجه شوند. به باور تحلیلگران، این موضعگیری نشان میدهد واشنگتن بهخوبی از نقش سلطه دلار در حفظ قدرت اقتصادی و سیاسی خود آگاه است. دلار همچنان ابزار اصلی تجارت جهانی و یکی از مهمترین منابع نفوذ ژئوپلیتیکی آمریکا محسوب میشود. بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که در صورت تداوم این روند، جهان بهتدریج وارد دورهای از چندقطبی شدن نظام پولی خواهد شد؛ دورهای که در آن دلار همچنان نقش مهمی دارد، اما دیگر تنها بازیگر اصلی نیست و ارزهایی مانند یوآن، یورو و حتی داراییهای دیجیتال سهم بیشتری از مبادلات جهانی خواهند داشت.
نتیجه معکوس سیاست آمریکا
برخی صاحبنظران معتقدند سیاستهای سختگیرانه و تعرفهای آمریکا در بلندمدت ممکن است به تضعیف موقعیت دلار منجر شود، زیرا هرچه استفاده از دلار بیشتر با ریسک تحریم و فشار سیاسی همراه باشد، انگیزه کشورها برای یافتن جایگزین نیز افزایش مییابد. حتی برخی متحدان سنتی آمریکا نیز اکنون به دنبال تنوعبخشی به ذخایر ارزی و کاهش وابستگی به نظام مالی ایالات متحده هستند. با این حال، نباید از واقعیتهای موجود غافل شد. دلار همچنان قدرتمندترین ارز جهان است و زیرساختهای مالی، بانکی و تجاری بینالمللی بهشدت به آن وابستهاند. بازارهای مالی آمریکا همچنان عمیقترین و نقدشوندهترین بازارهای جهان محسوب میشوند و اعتماد جهانی به اقتصاد آمریکا در سطح بالایی قرار دارد؛ بنابراین کنار گذاشتن دلار فرآیندی سریع و آسان نخواهد بود. با وجود این، روند تحولات جهانی نشان میدهد اقتصاد بینالملل بهسمت دورهای حرکت میکند که در آن قدرت اقتصادی دیگر صرفاً در اختیار یک مرکز واحد نخواهد بود. اجلاس بریکس در هند و همزمانی آن با تحولات خاورمیانه و بحثهای مربوط به استفاده از ارزهای غیردلاری، نشانهای از همین تغییر تدریجی در نظم مالی جهان است.