بستن
کد خبر: ۱۵۱۰۰۷۷

اراده باشد، صلح مقدور است 

 تاب‌آوری در نقطه‌ای پایان یافته و دیر یا زود یا باید مذاکرات منتج به نتیجه، یا نقض آتش‌بس و جنگی دیگر، تکلیف را روشن نماید.

اراده باشد، صلح مقدور است صادق ملکی ، تحلیلگر مسائل بین‌الملل نوشت: در فصل آتش‌بس، جنگ و مذاکره هر دو با بن‌بستی مواجه شده است که پیش‌بینی در مورد آینده را دشوار می‌نماید. دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان در عین اینکه به ایران صدمات جدی وارد نموده، اما دستاورد‌های مدنظر آمریکا و اسرائیل را نیز در پی نداشته است. ایران در تنهایی استراتژیک خویش و به رغم ظرفیت‌های محدود در قیاس با دشمنان توانسته است خدشه‌ای جدی به هیبت آمریکا از منظر جهانی وارد نماید.

 با این وجود این سخن نباید آنچنان غرور ملی ایران و ایرانیان را نوازش کند که گزینه جنگ را انتخاب نمایند. پس از آتش‌بس، مذاکرات مستقیم ایران با آمریکا در اسلام‌آباد به ریاست قالیباف به‌عنوان نماینده بخش اصلی هرم قدرت در ایران، نشانگر اراده طرف ایرانی در رویکرد ایجابی در حال بحران میان تهران و واشنگتن پس از ۴۷ سال بوده است.

به رغم حسن نیت ایران در مرحله آغازین مذاکرات، طرف آمریکایی میز مذاکرات را بیش از آنکه میز گفت‌و‌گو و بده و بستان تلقی نماید، دستورالعمل‌هایی را به طرف ایرانی ارائه نمود که بیش از فضای مذاکراتی معمول، فضای پذیرش شرایط آمریکا را در دستور مذاکرات قرار داده بود. این شیوه برخوردار و نگاه، مذاکرات را با سکته‌ای مواجه نموده که دوباره فضای انتقال پیام از طریق میانجی‌ها، جایگزین تحول مثبت مذاکرات مستقیم گردید. شرایط حاکم بر آتش‌بس، چون بستن تنگه هرمز و محاصره دریایی بی‌شک نمی‌تواند بلندمدت ادامه یابد.

 هر چند جنگی دیگر شرایط را پیچیده‌تر و شاید از کنترل خارج نماید. عقلانیت حاکم بر نظام حکمرانی در ایران نشان می‌دهد که طرف ایرانی در عین آمادگی بیش از جنگ، مایل به مذاکرات بوده و می‌باشد. اظهارات و تاکید مقامات ایرانی بر این نکته که قبل از هر اقدام پایان جنگ در تمامی جبهه‌ها و تضمین عدم آغاز جنگ پیش شرط آغاز مذاکرات می‌باشد، تبلور اراده تهران بر ترجیح صلح بر جنگ می‌باشد.

 ۴۷ سال بحران میان تهران و واشنگتن نه مرگ را برای آمریکا و نه سرنگونی را برای طرف دیگر در پی نداشته است. پذیرش واقعیت آمریکا و ایران و تغییر راهبرد‌هایی که عامل دوام تخاصم میان تهران و واشنگتن بوده است، مهم‌ترین عامل رسیدن به توافقی می‌باشد که تبعات آن صلح و امنیت پایدار برای منطقه خواهد بود.

 قدرت بازیگری ایران می‌تواند ابرقدرت آمریکا را دچار چالش جدی نماید. برای خروج از این بن‌بست و گام برداشتن به سوی توافق و صلح، ایران و آمریکا می‌بایست در پشت میز مذاکرات از سیاست مذاکره برای مذاکره، جدل و درخواست‌های غیر قابل پذیرش دور شده و به مذاکراتی روی آوردند که بنابر ظرفیت‌های قابل دستیابی طرفین قابلیت تحقق داشته باشد.

 اگر اراده ایران و آمریکا نه مدیریت بحران، بلکه اعمال سیاست حل بحران باشد، با توجه به تجربیات تلخ دو جنگ، مسیر صلح هموار و اختلافات موجود راه‌حل‌های شدنی داشته و خواهد داشت. باید میان تهران و واشنگتن، جنگ اراده به اراده صلح تغییر نماید. این تحولی الزامی و برای دو کشور و منطقه بهترین گزینه بوده و خواهد بود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار