مرتضی خبازیانزاده، روزنامهنگار نوشت: از زمانی که اینترنت برای اولین بار در کشور در مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات مورد استفاده قرار گرفت تا امروز، بیش از سی سال گذشته است. در تمام این مدت دولتها تلاش کردهاند با گسترش زیرساختهای لازم توسعه این فضا را سریعتر کنند.
از اوایل دهه ۸۰ و با درک روشن از خطرات این فضا، اینترنت ملی مطرح شد و در حدفاصل سالهای ۸۴ تا ۸۸ به شکل گسترده وارد ادبیات سیاستگذاری در این حوزه شد. شبکه اینترنت ملی از شبکه بانکی و ثبت اسناد شروع و بعدها به نقشههای ناوبری و خدمات تاکسی آنلاین هم کشیده شد. افزایش تعداد کاربران و رواج شبکههای اجتماعی یکی از مهمترین دغدغهها برای کنترل این فضا بوده است.
نگاه سیاستگذاران به کاری که چین در این زمینه انجام داده، موجب شد که این فکر وسعت پیدا کند که میتوان چنین برنامهای را در ایران پیاده کرد. ارائه شبکههای اجتماعی داخلی با این دیدگاه انجام شد، اما تا زمانی که میشد به هر طریق ممکن به شبکههای جهانی اتصال برقرار کرد، اقبال عمومی به شبکههای اجتماعی داخلی رضایت بخش نبود.
در جنگ ۱۲ روزه با هدف تامین امنیت، اینترنت قطع شد، اما با پایان جنگ، باز شد. در جنگ اخیر، اینترنت قطع شد و همچنان قطع ماند. در تمام این مدت پیوسته روی امنیت تاکید شده و تقریبا تمام مسئولان بر این نکته تاکید کردهاند که با رفع خطر، اینترنت به شکل سابق برمیگردد. اکنون که یک ماه از آتشبس میگذرد، نه تنها اینترنت به مردم باز نگشته، زمزمههایی شنیده میشود که موجب نگرانی است. چند روز پیش یکی از چهرههای شناخته شده در عرصه اینترنت گفته بود که اینترنت به شکل سابق برنخواهد گشت.
قبل از آن یکی از چهرههای تندرو گفته بود اینترنت بلای جان ماست و این روزها عدهای به شکل موازی، همزمان و با ادبیات و واژههای یکسان، در توییتر از دولت برای راه اندازی اینترنت پرو تشکر میکنند و در نهایت، یکی از معاونان احمدینژاد گفته است: «اینترنت حق نیست، یک امتیاز است، مابهازای مسئولیت اجتماعی».
از کنار هم گذاشتن این موارد میتوان نگران بود که مبادا قطع اینترنت، مطابق برنامه و علاقه تندروهایی پیش برود که قبلا نتوانستهاند از اینترنت به شکل دلخواه صیانت کنند. با کسی که اینترنت را در حد اینستاگرام میبیند و معتقد است که «بله» و «روبیکا» هم همان کار را میکنند، چگونه میتوان از اهمیت اینترنت سخن گفت؟ آخر مگر اینترنت فقط اینستاگرام است؟ با کسی که اینترنت را در حد ثبت و پیگیری سفارش میبیند و اینترنت پرو را تجویز میکند، چه میتوان گفت؟ مگر اینترنت تلگرام و واتساپ است؟ هیچکس نافی امنیت نیست، آنهم بعد از ماجراهای اخیر که بر این مملکت رفته است، اما تا نگاه صرفا امنیتی در تصمیمگیریها غلبه داشته باشد، تا برای تصمیمگیران در این حوزه روشن نشود که اینترنت چیست و چه کارکردی دارد.
چگونه میتوان انتظار داشت تصمیمی گرفته شود که پاسخگوی نیاز مردم به اینترنت باشد؟ اینترنت فقط ثبت و پیگیری سفارش نیست، فقط تبلیغ کالا و خدمات هم نیست، اینترنت، زندگی است که در آن هم شادی هست، هم غم، هم کار هست، هم بازی، هم رویت دوست هست و هم شرح اندوه. اینترنت عین زندگی است و مگر میتوان زندگی را به امتیاز فرو کاست؟