همانهایی که جز تفکرات و اهداف خود چیزی دیگری نه میبینند و نه میپذیرند. این جریان حداقلی که از قضا صدای بلندی دارد طی چند سال گذشته تلاش داشته تا با فتح مناصب مختلف انتصابی و انتخابی موضع خود را به نحوی به اسم موضع نظام یا آنچه که خیر مردم و کشور در آن است به خورد مردم دهد و به مردم بقبولاند که بهترین راه همین است و جز این نیست. این جریان که از ابتدای انقلاب نیز به انحای مختلف حضور داشتهاند طی دورههای مختلف پس از انقلاب نیز در قالبهای مختلف بروز و ظهور داشتهاند و تلاش داشتند که با تحرکات سازمان یافته خود را نشان دهند. چنانکه در دولتهای سازندگی و به خصوص اصلاحات در خیابان به علیه دولت و مسئولان وقت شعار داده و تجمع به راه میانداختند. در دولت نهم و دهم به دانشگاهها و نهادهای دولتی رسوخ کردند و از آن مسیر اهداف و منویات خود را پی گرفتند. در دولتهای یازدهم و دوازدهم تدبیر و امید بازهم که همزمان استراتژی تجمع خیابانی را پیش گرفتند، اما عدهای هم وارد مجلس شدند تا از آن تریبون نیز با دولت به مقابله بپردازند. این جماعت حتی در دولت سیزدهم شهید رئیسی که حمایتش میکردند نیز مواضع علیه دولت داشتند و شهید امیرعبداللهیان را به جهت حمایت از مذاکره و رسیدن به توافق مورد تخطئه و تخریب قرار میدادند. امروز نیز که کمتر از دو سال از روی کار آمدن دولت چهاردهم وفاق ملی میگذزرد از همان روز اول بنای تخریب رئیسجمهور و وزیر خارجهاش را گذاشتهاند و به هر نحوی به تخریب دولتیون میپردازند. حتی کار به جایی رسید که شهید لاریجانی در مقام دبیر شعام نیز از دست هجمههای این جماعت تندرو در امان نبود، اما در جریان مذاکرات اخیر با آمریکا در اسلامآباد پاکستان نیز تندروها علاوه بر عراقچی این بار به محمدباقر قالیباف؛ رئیس هیأت مذاکره کننده ایرانی تاختند و او را تخریب کردند تا مشخص شود برای آنها اصلاحطلب، اصولگرا، میانهرو یا انقلابی موضوعیت ندارد و هر کسی مطابق نظرات و تفکرات آنها پیش نرود با آتش توپخانه آنها علیه خود مواجه میشود. چنانکه میبینیم محمدجواد ظریف وزیر اسبق امور خارجه که امروز صرفا استاد دانشگاه است و مقام دیگری ندارد مدام مورد تخریب و هتاکی تندروها قرار میگیرد. صحبت اینجا است که تندروها که چه در زمان رهبری شهید و چه در زمان رهبر فعلی همواره بیتوجه به صحبتها جلوتر حرکت میکردند به کدامین نگاه که بر حسب منافع ملی باشد قائلند؟ مروری بر نظرات آنها به راحتی این نگاه را به دست میدهد که آنها هیچ تناسب و رابطهای با آرامش جامعه ندارند و وضع مطلوب برای آنها تنش، خشونت و جنگ است و در آن شرایط میتوانند به فعالیت مطبوع خود ادامه دهند.
*پرهیز از تخریب
رهبری شهید بارها به لزوم تقویت انسجام و وحدت ملی و حمایت از مسئولان و پرهیز از تفرقه، دو دستگی و دو قطبیسازی در جامعه تاکید داشتند و رهبری حاضر آیتا... سید مجتبی خامنهای نیز بارها بر اهمیت انسجام ملی، حمایت از تیم مذاکره کننده و عدم ایجاد تفرقه و دو قطبی تاکید کرده و میکنند. همه امور کشور نیز با نظارت و هدایت رهبر انقلاب پیش میرود و اگر قرار است مذاکرهای صورت گیرد یا جنگی آغاز گردد همه با مشورت و هدایتهای رهبری و شعام انجام میپذیرد؛ لذا هیچ فعلی خارج از نگاه حاکمیت صورت نمیپذیرد. حال اگر در این میان نگاه حاکمیت بر مذاکره از موضع اقتدار و عزت باشد طبیعی است که همه باید به آن تن دهند. اما تندروها نشان دادهاند که در مسائل مختلف با احتجاج خود عمل میکنند و حتی اگر شعام و رهبری نیز در مسائل کلان تصمیمی اتخاذ کنند تندروها منویات خود را پیش خواهند برد. حتی آنها تجمعات خیابانی که برای نظام مولفهای از قدرت در جهت حمایت مردمی حساب میشود را نیز دستاویزی برای تخریب مسئولان و مذاکرهکنندگان قرار میدهند. چندی پیش نیز محمدرضا طاهری مداح در تجمعات شبانه با اشاره به نشست نهادهای فرهنگی مسئول اظهار داشت: «تضعیف یا توهین به دولت و سایر مسئولان، بهویژه در زمان جنگ، خط قرمز امام شهید و امام حاضر (رهبر انقلاب) محسوب میشود». اما میبینیم که تندروها در مواضع خود این مهم را نیز رعایت نمیکنند. چنانکه حمید رسایی در خصوص عدم تشکیل جلسات مجلس نوشت: «تنها دلیلی که قابل تصور است اینکه نمیخواهند مجلس با تذکراتش در روند مذاکرات خللی ایجاد کند». سالار ولایتمدار دیگر نماینده تندرو مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی نیز گفت: «افرادی که با مذاکرات مخالفت میکنند شاید با کلیات آن آشنایی ندارند؛ البته غیرت و تعصبشان قابل تحسین است. تنها نگرانی که وجود دارد این است که تیم مذاکره کننده چه کسانی باشند». پیش از این نیز نبویان دیگر عضو کمیسیون امنیت ملی خطاب به قالیباف گفته بود اصحاب برجام را از تیم مذاکره کننده بیرون کنید. رویکردهایی در جهت تضعیف و تخریب تیم مذاکره کننده که معلوم نیست تا کجا ادامه خواهند داشت و چه برخوردی با آنها خواهد شد.
*عقدهگشایی تندروها
یک فعال سیاسی در خصوص مخالفت تندروها با مذاکره و تیم مذاکره کننده اظهار داشت: مطابق قانون اساسی جنگ و صلح در اختیار رهبری است و تیم مذاکره کننده هم بدون اذن ایشان و خطوط قرمزی که تعیین شده هیچ اقدامی را انجام نمیدهد. حسین کنعانی مقدم به «آرمان ملی» گفت: رئیس گروه مذاکره کننده آقای دکتر قالیباف به گفته خود آقای پزشکیان هم نماینده نظام و هم نماینده مردم است و اختیارات وی هم خصوصاً در بحثهای اخیر که حکم مسئولیت بحث چین را به آقای قالیباف دادند نشان میدهد که رهبری از تیم مذاکرهکننده راضی هستند و آنها را حمایت میکنند تا بتوانند این پرونده را نتیجهای که منافع ملی و امنیت ملی در آن لحاظ شده باشد برسانند. وی افزود: کسانی که عمدتاً در این مسیر تلاش میکنند که این اتفاق نیفتد یا تحت تاثیر لابی صهیونیستها هستند، چون صهیونیستها خیلی تلاش میکنند که ایران و آمریکا به توافقی دست پیدا نکنند و در جنگ باشند. برخی دیگر هستند که تسویه حسابهای سیاسی و داخلی نسبت به آقای دکتر قالیباف دارند و تلاش میکنند در این فرصت عقدهگشایی کرده و ادعاهایی مطرح کنند که هیچ گونه مبنایی هم ندارد. بعضیها هم دلسوزهای نظام هستند که سعی میکنند با نقد مسائل هم از تیم مذاکره کننده حمایت کنند و هم هشدار دهند از اینکه مبادا در این مسیر دچار سستی و سازش با آمریکا شود. وی تصریح کرد: البته در میدان و خیابان یک وحدت و انسجامی در حمایت از رهبری و تیم مذاکره کننده وجود دارد. البته قوه قضائیه باید با آنهایی که انسجام ملی را برهم میزنند و تیم مذاکره کننده را تضعیف میکنند برخورد لازم را داشته باشد.