بستن

گرون‌تر کن! گرون‌تر کن!

گرون‌تر کن! گرون‌تر کن!
فریور خراباتی

يکي بود يکي نبود، غير از خدا هيچ‌کس نبود. روزي روزگاري مردم در شهري مشغول تفريح و شادي بودند که يک مسئول خودش را به ميدان اصلي شهر رساند، از آن بالا رفت و گفت: يه‌لحظه اون موسيقي شيش و هشت‌رو قطع کنيد، حامل خبر مهمي هستم... به نام خدا! با تلاش شما مردم نازنين و ما مسئولين دلپذير قيمت خودرو 10 تا 23 درصد افزايش پيدا مي‌کند. مردم که خيلي ناراحت شده بودند، شروع به اعتراض کردند. يک نفر گفت: اين چه وضعشه؟ چرا انقدر زياد شده؟! ديگري گفت: ما به شما مسئول نمي‌گوييم که همين‌طور الکي و بي‌حساب و کتاب قيمت‌ها بالا ببريد!. يک جوان گفت: 23 درصد؟. مسئول که از ناراحتي آنها تعجب شده بود پرسيد: شما هميشه از افزايش قيمت‌ها خوشحال مي‌شديد! چه شده که اين بار ناراحت شده‌ايد؟.

بزرگ که ماله‌اي هم در دست داشت از ميدان بالا رفت و گفت: چون اين ميزان افزايش قيمت ديگر اسمش گراني نيست! توهين به شعور مردم است!. يک اصلاح‌طلب هم گفت: لطفا به مردم آدرس افزايش قيمت غلط ندهيد!. بزرگ بدون‌توجه به حرف‌هاي اصلاح‌طلب ادامه داد: مردم توقع دارند قيمت خودرو با توجه به کفايت و لياقت جنابعالي حداقل 120 درصد افزايش پيدا کند، نه، 23 درصد!. سپس مردم مسئول را هو کردند.

مسئول گفت: اجازه بديد من برم با مسئولاي ديگه صحبت کنم و برگردم. مسئول به سمت افق حرکت کرد که بزرگ به صحبت‌هايش ادامه داد: مردم عزيز! حالا که جمع خودماني است بايد بگويم اين فشاري که افکار‌ عمومي يعني شما به مسئولان وارد مي‌کنيد، منصفانه نيست!. اصلاح‌طلب هم گفت: لطفا به مسئولان آدرس فشار غلط ندهيد!. بزرگ بدون‌توجه به حرف‌هاي اصلاح‌طلب ادامه داد: مسئولان خيلي تلاش کردند که قيمت خودرويي که سر جمع يک ميليون تومان هم نمي‌ارزد را به 100 ميليون تومان برسانند! کمي به آنها فرصت بدهيد! همين 10 سال پيش شما با اين پول مي‌توانستيد ماشين خارجي بخريد، اما الان چنان افزايش قيمت داشته‌ايم که خودروهاي ما قيمت همان خودروها را دارند و البته شما هم مي‌توانيد با اين پول دسته موتور ماشين‌هاي خارجي را بخريد.

مسئول رفت و برگشت و گفت: طبق دستور جديد هر متقاضي که ظرف سه سال گذشته با کد ملي خود اقدام به خريد خودرو کرده باشد ديگر اجازه خريد نخواهد داشت. مردم که شوکه شده بودند و چشم‌هاي‌شان از حدقه بيرون زده بود، معترض شده و گفتند: رفتي ابرويش را درست کني، زدي چشمش را هم کور کردي؟. و خواهان استعفاي مسئول شدند. بزرگ نزد مسئول رفت و گفت: داداش ما اينجا بادمجون که واکس نمي‌زنيم، ناسلامتي داريم حرف مي‌زنيم! اين راهکار باعث کاهش قيمت خودرو مي‌شه!. مسئول پوزخندي زد و لپ او را کشيد و گفت: عشقم اين تصميم چند سال پيش جواب مي‌داد، الان ديگه اندازه کرفسم ارزش نداره! حرص نخور!.

مسئول صدايش را صاف کرد و گفت: مردم عزيز! حق داريد که دلخور باشيد! باور کنيد منم رويم نمي‌شد که اين خبر را به شما بدهم اما واقعا شرکت‌هاي خودروسازي هم خسته شده‌اند. ماهي چقدر بايد خودرو توليد کنند که شما بي‌خيال شويد و بس‌تان باشد؟! هرکس در اين شهر الان 15 خودروي لوکس فول‌آپشن دارد. آپشن‌هايي نظير ترمز و فرمان و لاستيک! تهيه و توليد اينها کار سختي است! ما اين تصميم را در راستاي استراحت به کارکنان بخش خودروسازي گرفته‌ايم.

مردم که متوجه شدند خدف مسئولان نوع‌دوستي و بني‌آدم اعضاي يکديگرند است، کوتاه آمدند و با پخش ترانه «مردم آتيش پاره» به رقص و پايکوبي پرداختند.

قصه ما به سر رسيد، کلاغ حيرت‌زده و متعجب از وضعيت موجود، سر راه رسيدن به خانه با سر خودش را به ديوار کوبيد!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی