فرمانده کل ارتش:
هر دشمني يکي بزند، ما 10 تا ميزنيم
امير سرلشگر سيدعبدالرحيم موسوي فرمانده کل ارتش در برنامه دستخط به سوالاتي پاسخ داد که بخشي از آن در ادامه آمده است.
آقاي رئيسجمهور سفري به تاجيکستان داشتند، رئيسجمهور روسيه و امير قطر را آنجا ديده بودند، به ايشان پيغام از سوي آمريکاييها داده بودند که ميخواهند بهصورت نقطهاي حمله کنند و چند نقطه ما را بزنند. بعد به سرعت آمريکاييها عکسالعملي ديدند که غلاف کردند. چطور شد و چه چيزي از نيروهاي مسلح ما ديدند که آنقدر راحت صرف نظر کردند؟
فرمانده معظم کل قوا وقتي يک مطلبي را بيان ميکنند که اين به ما مربوط است، ما بايد سريع خودمان را براي آن شرايط آماده کنيم. از جمله فرمايشات حضرت آقا اين بود که دوران بزن در رو گذشته است. يکي اين مطلب است، يعني بلافاصله بعد از اين تدبير - چون ما نظاميها اينها را بهعنوان فرمان و تدبير تلقي ميکنيم - خود را آماده کرديم که اگر ضربهاي زده شد حتما ضربات متقابل وارد شود، بهنحوي که او نتواند خودش را از اين درگيري خلاص کند. اصطلاحاً گرفتن دست اوست ولي رها کردن دست او نيست، يعني اين دوران گذشته است. ممکن است ورود دست او باشد، اما خروجش ديگر دست او نيست. ابتکار عمل در آنجا دست ماست که زماني که تشخيص دهيم به اين درگيري خاتمه ميدهيم. بهنظرم ميرسد حرفي که شما بيان کرديد اين بود که مثلا يکي ميزنيم و ديگر کاري نداريم.
و شما هم جوابي ندهيد.
بله، شما هم کاري نداشته باشيد تا اين دعوا تمام شود. گفتيم يکي بزنيد 10 تا ميزنيم. اين را مطمئن باشيد. حرف ما بهعنوان نظاميها اين بود که ما فرمان را دريافت کرديم و موظف هستيم، اين فرمان را اجرا کنيم. هر دشمني يکي بزند، ما 10 تا ميزنيم. بهنظرم ميرسد اين به آنها منتقل شده بود و آنها ميفهمند که ما جدي هستيم.
هدف قرار گرفتن پهپاد آمريکايي در همين پازل تعريف ميشد؟
براي ما فرقي نميکند که متجاوز چه کسي باشد. هر هواپيمايي که با نيت تخاصم يا با شکلي که از او احساس هجوم و تخاصم و ضرر کنيم، بخواهد از مرزهاي ما عبور کند، قطعا با آن برخورد خواهيم کرد؛ البته قاعده و قانون دارد. ابتدا اخطار ميدهيم. نه اينکه تنها در اين مورد باشد، بلکه دهها نوار مکالمه اخطار به هواپيماها را داريم از جمله هواپيماهاي آمريکايي که همه ثبت شده و موجود است. زماني اگر لازم شد ميتوانيم همه را در اختيار راديو و تلويزيون بگذاريم که اينها را پخش کند و جالب است که شما ببينيد که آن کسي که اين اخطار را ميدهد چه کسي است. اين خيلي براي شما جالبتر است. يک جوان مثلا 26-25ساله با درجه ستواني است که وقتي هواپيما ميآيد، به آن اخطار ميدهد که به مرز ما نزديک ميشويد و چه کسي هستيد و ميگويد من هواپيماي فلان هستم. خودش را چيز ديگري معرفي ميکند. بلافاصله بدون کوچکترين مکث به آن ميگويد هواپيماي U2 ÂãÑí˜Çíí ˜å ÇÒ ÝáÇäÌÇ ãíÂííÏ¡ Èå ãÑÒ ÌãåæÑí ÇÓáÇãí äÒÏí˜ ãíÔæí¡ ÏæÑ Ôæ.