فضل الرحمان (1988-1919) يکي از متفکران و قرآنپژوهان برجسته جهان اسلام است که بهخاطر انديشههاي متجددانهاش درباره اسلام و همچنين مطالعاتي که در مورد هرمنوتيک و فهم قرآن انجام دادهاست، شهرت دارد. «اسلام و مدرنيته» و «مضامين اصلي قرآن» دوتا از آثار شاخص او است که با ترجمه زهرا ايرانبان و فاطمه علاقهمندي از سوي نشر کرگدن منشتر شده است. از دلايل اهميتيافتن ترجمه آثار فضل الرحمان، آن است که نويسنده از چهرههاي مطرح جريان ريشهدار نوانديشي ديني در روزگار ماست. او نه از منظر مورخ صرف، بلکه در جايگاه تحليلگري دقيق و با نگرشي فلسفي-تاريخي وضعيت اسلام در جوامع گوناگون اسلامي را تحليل ميکند و از تغيير و تحولات علوم اسلامي در طول زمان ميگويد.
«مضامين اصلي قرآن» جز مشهورترين آثار و مراجع قرآنپژوهي در جهان اسلام است. در اهميت آن، همين بس که مرجع چهلويک مدخل از دايرهالمعارف قرآن ليدن است و غربيها و مسلمانان، علاوه بر ديگر کتب پژوهشي، از اين کتاب استفاده کردهاند. اين اثر در سال 1980 و در شهر شيکاگو منتشر شد و مربوط به زماني است که فضل الرحمان به پختگي فکري رسيده بود و محور اصلي اين کتاب نيز قرآن است و بر مضامين اصلي قرآن تأکيد دارد.
اصليترين مضاميني که مورد توجه الرحمان است عبارت از اخلاق است که ميگويد، روح منسجم قرآن اخلاق است و آنطور که خودش اشاره کرده، به دو دليل اين کتاب را منتشر کرده؛ يکي براي پاسخ به روش سنتي تفسير قرآن که آيه به آيه صورت ميگيرد. او بر اين باور است که قرآن در همه اعصار قابل استفاده است و تقابلي با عصر مدرن ندارد، چون در فضايي بوده که اين تقابل را احساس کرده، لذا او اعتقاد به حرکت دوسويه دارد.
نکته ديگر اينکه اصليترين انگيزه تاليف اين کتاب، پاسخي به نظريه «ونزبرو» است که معتقد است، قرآن در بين مجادلات فرقهاي مسيحي و يهودي شکل گرفته و پسامحمدي است، اما فضل الرحمان که به زبانهاي مختلف آشناست و فضاي غرب را نيز ديده، تسلط بالايي براي پاسخ به اين پژوهشها دارد که مقالهاي نيز دارد که پاسخ به غربيها در مورد نظريات آنهاست؛ لذا فضل الرحمان اين اثر اصلي را در پاسخ به غربيها نوشته و ميگويد که قرآن مستقل است. او هشت مضمون اصلي را براي کتاب انتخاب کرده و درواقع کتاب هشت فصل دارد که عبارت از خدا و انسان در دو بخش فرد و اجتماع و طبيعت، نبوت و وحي است که بسيار مسائل مهمي در اين بخش دارد و نگاه نويي را مطرح ميکند که از فارابي و ابن سينا گرفته و به نتايج خوبي نيز در مورد وحي ميرسد. همچنين معاد، خير، شر و جامعه اسلامي نيز ديگر فصلها هستند.
کار فضل الرحمان اين است که بحثهاي او قرآني است، لذا کليتي را مثلا در بخش خدا در نظر گرفته که خدا يگانه است و تمام آياتي را که در مورد اين موضوع است جمع کرده و اين را به خواننده ميدهد که خداوند در قرآن نخواسته خود را اثبات کند، بلکه بايد کشف شود. برخي پژوهشگران غربي معتقد هستند که خداوند ستمگر است و قدرت مطلق داشتن خدا را از اين زاويه ميبينند، اما فضل الرحمان ميگويد که اين نگاه از روي جهل است و خدايي که در قرآن تصوير ميشود، رحمت مطلق است و قدرت را نيز در ادامه معنا ميکند.
«اسلام و مدرنيته» (تحول يک سنت فکري) از آخرين تأليفات فضل الرحمان است که با هدف ايجاد تحول در تاريخ تفکر اسلامي نگاشته شده است. مهمترين هدف فضل الرحمان در اين کتاب حل مساله تقابل سنت و مدرنيسم و بازانديشي ديدگاه سنتي به اسلام است. او در اين اثر به بررسي و تحليل موضوعاتي از اين قبيل توجه کرده: شکلگيري تدريجي فرهنگ و تمدن اسلامي، علوم گوناگون برخاسته از متن قرآن، نظام آموزش در جوامع اسلامي، علل و عوامل بيرونقي اين تمدن، واکنش جوامع اسلامي به تمدن غرب، انفعال مسلمانان در برابر علوم غربي و تلاشهاي نوانديشانه ديني و راههاي برونرفت از چالش جدي سنت و مدرنيسم. يکي از مهمترين قسمتهاي کتاب، مقدمه آن است که الرحمان در آن نظريه هرمنوتيکياش مشهور به نظريه دوحرکتي براي تفسير قرآن در دوره معاصر را بيان کرده است.
الرحمان در اين کتاب، انديشهها و اقدامات اصلاحگران پيشگام و بلندآوازهاي همچون سيد احمدخان، شبلي نعماني، محمد عبده، محمد اقبال و ابوالاعلي مودودي را بررسي و نقد کرده است. همچنين در بخشهايي از کتاب به نظام آموزشي سنتي علوم اسلامي و نهاد حوزه و روحانيت در ايران شيعي توجه کرده است.