سیدجلال ساداتیان، کارشناس مسائل بینالملل نوشت: در شرایط کنونی پرونده ایران و آمریکا و دقیقاً در زمانی که انتخابات میاندورهای کنگره ایالات متحده در حال برگزاری است، بحث اصلی بر سر این است که کشورهایی که در مقام میانجی وارد ماجرا میشوند، تا چه اندازه میتوانند نقش مؤثری ایفا کنند و چه تضمینی برای موفقیت میانجیگری آنها وجود دارد.
در گذشته، کشورهایی مانند مصر، ترکیه، قطر، عمان و پاکستان از چنین روندهایی حمایت کردند؛ با این حال، حتی پاکستان نیز در آن مقطع، پیش از ورود به ماجرا، تأیید چین را جلب کرد تا در نهایت تفاهمنامه موردنظر به نتیجه برسد.
اکنون نیز بحث اصلی این است که اگر چین وارد این فرایند شود و برای پیشبرد آن کمک کند، آیا میتواند زمینهای فراهم آورد تا طرفین به توافق برسند؟ به عبارت دیگر، این پرسش مطرح میشود که چه تضمینی وجود دارد که در صورت حصول توافق، بار دیگر اتفاقی مشابه آنچه در ماجرای تفاهمنامه پاکستان رخ داد، تکرار نشود؟ برای مثال، ممکن است آمریکاییها پس از توافق، مسئولیت ناکامی یا نقض تعهدات را متوجه ایران کنند و ایران نیز در مقابل، طرف آمریکایی را مقصر بداند.
در ماجرای پیشین نیز ترامپ ابراز نگرانی کرد و برخی به او گفتند که با اعطای بیشترین امتیازات به ایران، عملاً در موضع ضعف قرار گرفته است. او برای برهم زدن این روند، همانطور که شاهد بودیم، به حمله به بنادر و بخشهایی از مناطق جنوبی ایران روی آورد؛ حملاتی که بعدها در چارچوب آنچه به جنگ ۱۲ روزه معروف شد، مورد توجه قرار گرفت.
ایران نیز متقابلاً پاسخهایی به این حملات داد که شاید یکی از مؤثرترین آنها، حمله به مراکز حساس امنیتی و نظامی ایالات متحده در اردن بود که اثربخشی قابلتوجهی داشت. پس از این اتفاقات، اسرائیل حملات خود را متوقف کرد؛ با این حال، تهدیدهای ترامپ از سوی دیگر ادامه یافت و اسرائیلیها نیز به تحرک واداشته شدند و تلاشهایی برای جلوگیری از گسترش و تداوم جنگ انجام دادند.
اکنون نیز میتوان ادامه همان روند را مشاهده کرد. در این میان، قطر بیش از هر چیز به دلیل شرایط و موقعیت خاص خود در وضعیت کنونی منطقه، نگران تحولات است. عربستان سعودی و سایر کشورهای عربی نیز نسبت به پیامدهای این وضعیت نگرانیهایی دارند.
با این حال، مسئله اساسی همچنان فقدان تضمین معتبر است؛ تضمینی که اگر توافقی حاصل شد، طرفین بتوانند به آن اتکا کنند و در عمل نیز به مفاد آن پایبند بمانند. بر این اساس در شرایط فعلی، به نظر میرسد تنها کشوری که میتوان تا حدی به نقش آن در ارائه چنین تضمینی امیدوار بود، چین است. روسیه خود درگیر جنگ است و اگرچه چین نیز درگیر رقابتها و ملاحظات خاص خود است، اما از موقعیتی برخوردار است که میتواند در زمینه میانجیگری و پیشبرد توافق، نقش مؤثری ایفا کند.
در واقع، میتوان امیدوار بود که فشارها و تهدیدهای احتمالی از سوی این کشور به نتیجهبخش بودن روند مذاکرات و دستیابی به توافق کمک کند. در این میان، شاید توصیف وضعیت موجود بهعنوان تعدد میانجیها چندان دقیق نباشد؛ چراکه تمام کشورهای مذکور، از جمله چین، پاکستان، عمان، قطر، روسیه، ترکیه و... در راستای اهدافی همسو و در ارتباط با یکدیگر، در حال پیشبرد تلاشهای خود ذیل پرونده مذاکرات ایران و آمریکا هستند تا به هر ترتیب ممکن، از وقوع مجدد درگیری میان دو کشور جلوگیری کنند.