سرانجام با یکی از آنها تماس میگیرد. در تلفن از او درخواست میشود که مکالمه را در فضای مجازی دنبال کند. در گام بعد از او درخواست عکس میشود و وقتی دختر جوان عکس پرسنلی خود را ارسال میکند، به او میگویند که عکس مورد نظر باید چه خصوصیاتی داشته باشد. دختر جوان زمانی که این موضوع را با «آرمان ملی» در میان میگذاشت هنوز از فرط خشم نمیتوانست صحبت کند. به راستی چه اتفاقی میافتد که کسی به ازای در اختیار گذاشتن کار، درخواست زشت و ناپسند مطرح میکند؟ واکنش دخترهای جوانی که دنبال کار میگردند چه باید باشد؟
درخواستهای زشت
در میان گزارشهایی که این روزها در صفحات مجازی درباره درخواستهای نامشروع از زنان جویای کار منتشر میشود، روایتهای تلخ و نگرانکننده به چشم میخورد؛ زنانی که برای یافتن شغل و تأمین هزینههای زندگی اقدام میکنند، اما در جریان استخدام یا مذاکره با کارفرما با مطالباتی فراتر از تصور مواجه میشوند و از آنها خواسته میشود که در کنار انجام وظایف اصلی، کارهای دیگری هم انجام دهند. اگرچه نمیتوان صرفا بر مبنای این گزارشها درباره میزان گسترش چنین رفتارهایی در جامعه داوری کرد، اما با توجه به همان تعداد اندک گزارشهایی که در فضای مجازی منعکس میشود، سوالات متعددی شکل میگیرد که رسیدگی به آن در مواردی به قوه قضائیه هم مربوط میشود. با این همه چرا برخی افراد نیاز افراد به کار را فرصتی برای تحمیل خواستههای نامشروع خود میبینند؟ این افراد در کدام جهان سیر میکنند و چه درکی از زندگی اجتماعی دارند؟ به نظر میرسد که برای فهم این مسئله، پیش از هر چیز باید به عدم توازن قدرت میان کارفرما و متقاضی کار توجه کرد. در شرایطی که فرصتهای شغلی محدود است، درآمدها با هزینههای زندگی تناسب ندارد و امنیت شغلی به یکی از دغدغههای اصلی خانوارها تبدیل شده، قدرت چانهزنی فرد جویای کار کاهش مییابد. کارفرمای متخلف ممکن است تصور کند که متقاضی به دلیل نیاز مالی، از اعتراض یا رد کردن خواسته او خودداری خواهد کرد. به این ترتیب، رابطهای که باید بر پایه مهارت، صلاحیت و توافق حرفهای شکل بگیرد، به موقعیتی برای سوءاستفاده از نیاز اقتصادی فرد تبدیل میشود. این وضعیت برای زنانی که به درآمد مستقل نیاز دارند، ممکن است پیامدهای دشوارتری داشته باشد. زنی که هزینههای زندگی خود را شخصا تأمین میکند، پشتوانه مالی محدودی دارد یا پس از دورهای بیکاری برای بازگشت به بازار کار تلاش میکند، ممکن است در برابر چنین فشارهایی آسیبپذیرتر باشد. البته این آسیبپذیری مختص زنان مجرد نیست و وضعیت تأهل بهتنهایی تعیینکننده نیست و آنچه در این بین اهمیت دارد، میزان استقلال اقتصادی، دسترسی به حمایت و امکان یافتن شغل جایگزین است.
شکنندگی بازار کار زنان
همانطور که پیش از این در برخی رسانههای نمود داشته، این مسأله را نمیتوان جدا از وضعیت مشارکت اقتصادی زنان بررسی کرد. برآورد مدلسازی شده سازمان بینالمللی کار که در پایگاه داده جنسیتی بانک جهانی منتشر شده، نرخ مشارکت اقتصادی زنان ایران در سال ۲۰۲۵ را حدود ۱۴ درصد و مردان را حدود ۶۷.۲ درصد نشان میدهد. این ارقام به معنای آن نیست که باقی زنان همگی بیکارند، اما از فاصله قابل توجه در مشارکت اقتصادی حکایت دارند. هنگامی که دسترسی زنان به فرصتهای شغلی محدود باشد، از دست دادن یک موقعیت کاری یا مواجهه با محیطی ناسالم، صرفا به معنای تغییر محل کار نیست؛ ممکن است به خروج طولانیمدت از بازار کار منجر شود. از سوی دیگر، دشواری تشکیل خانواده، افزایش هزینههای مسکن و نااطمینانی درباره آینده اقتصادی، ضرورت استقلال مالی را برای بسیاری از زنان برجستهتر کرده است. در چنین شرایطی، اشتغال میتواند وسیلهای برای رهایی از وابستگی و افزایش قدرت تصمیمگیری باشد. اما اگر دستیابی به شغل با تحقیر، آزار یا درخواستهای جنسی همراه شود، همان امکانی که قرار است استقلال فرد را تقویت کند، ممکن است به ابزاری برای اعمال سلطه تبدیل شود. این تناقض از تلخترین وجوه مسئله است. با این حال، مسئولیت چنین رفتارهایی را نباید به شرایط اقتصادی یا نیاز مالی زنان نسبت داد. فقر و بیکاری بهخودیخود موجب آزار جنسی نمیشوند و اکثریت کارفرمایان نیز در شرایط دشوار اقتصادی، مناسبات حرفهای را رعایت میکنند. مسئولیت اصلی متوجه کسی است که از موقعیت شغلی و قدرت استخدام برای تحمیل خواستهای نامشروع استفاده میکند. شرایط اقتصادی ممکن است زمینه سوءاستفاده را مساعدتر کند، اما توجیهکننده آن نیست.
لایههای پنهان
یکی دیگر از عوامل مؤثر در تداوم این رفتارها، ترس قربانی از پیامدهای اعتراض است. زنی که با چنین درخواستی مواجه میشود، ممکن است از دست دادن فرصت استخدام، تهدید، بدنامی، افشای اطلاعات شخصی یا دشوارتر شدن یافتن شغل در آینده نگران باشد. در برخی موارد، درخواست نامشروع از ابتدا با تهدید صریح همراه نیست و ممکن است بهتدریج، از مطالبه عکس شخصی یا ارتباط خارج از چارچوب حرفهای آغاز شود و به فشارهای جدیتر برسد. همین تدریجی بودن میتواند تشخیص مرز سوءاستفاده و مقابله با آن را دشوار کند. در این میان، افزایش گزارشهای منتشرشده در فضای مجازی را نیز باید با دقت بررسی کرد. بیشتر دیده شدن یک پدیده لزوما به معنای افزایش واقعی آن نیست؛ گاهی شکستن سکوت، افزایش حساسیت عمومی یا امکان انتشار تجربههای شخصی موجب آشکار شدن مواردی میشود که پیشتر گزارش نمیشدند. در سوی دیگر نبود آمار جامع نیز دلیلی برای نادیده گرفتن گزارشها نیست. بررسی مستقل روایتها، تفکیک درخواستهای زشت در استخدام از آزار پس از استخدام و اجبار به انجام کار خاص برای حفظ شغل و فراهم کردن امکان گزارش محرمانه، میتواند به شناخت دقیقتر ابعاد مسأله کمک کند.
ضرورت مداخله قضایی
مقابله با این وضعیت نیز نمیتواند به توصیه زنان برای احتیاط بیشتر محدود بماند. شفافیت در فرآیند استخدام، سازوکارهای قابل اعتماد شکایت، حمایت از شاکیان در برابر تلافیجویی، پیگیری مؤثر تخلفات و تقویت امنیت اقتصادی زنان، از جمله اقداماتی است که میتواند هزینه سوءاستفاده را افزایش دهد. رسانهها نیز در پرداختن به این موضوع باید ضمن بررسی صحت روایتها، از افشای هویت قربانیان و بازنشر اطلاعات خصوصی آنان خودداری کنند. مسئله در نهایت از یک درخواست نامشروع فراتر میرود. کار، توافقی برای مبادله مهارت، زمان و توانایی انسان با دستمزد است، نه مجوزی برای تصرف در حریم جسمی و شخصی او. زنی که برای تأمین زندگی خود به دنبال شغل میرود، نباید ناچار باشد در کنار رقابت حرفهای، از ابتداییترین مرزهای انسانی خود نیز دفاع کند. اگر دستیابی به یک فرصت شغلی به پذیرش تحقیر یا بهرهکشی گره بخورد، آنچه آسیب میبیند فقط امنیت زنان نیست؛ معنای عدالت در کار و اعتبار مناسبات اجتماعی نیز زیر سؤال میرود. شاید زمان آن رسیده باشد که قوه قضاییه در این زمینه فعالتر شود و رسیدگی به این مهم را با انرژی بیشتری دنبال کند. قوه قضاییه همچنین میتواند با روشنگری در این زمینه، جلو سوءاستفادههای احتمالی را بگیرد. زنی که برای یافتن شغل تلاش میکند، نباید نگران باشد که در جریان استخدام با درخواستهایی خارج از مناسبات حرفهای مواجه شود. اطمینان از اینکه در صورت بروز چنین اتفاقی، مرجعی برای حمایت از او وجود دارد و متخلف نیز بدون پیگیری و پاسخگویی نخواهد ماند، بخشی از مسئولیت نهادهای قضایی و نظارتی است. امنیت شغلی فقط به معنای دریافت دستمزد و برخورداری از قرارداد نیست؛ به معنای مصون ماندن انسان از تحقیر و بهرهکشی در محیط کار نیز هست.