پروندهای که نشان دهنده پایبندی ایران به توافقات مختلف در قبال پرونده هستهای است که دبیرکلهای مختلف آژانس بدان تاکید داشتهاند و در سمت دیگر نشان دهنده بدعهدی، بیمسئولیتی و عدم پایبندی آژانس به تعهداتش در قبال ایران و اقدامات سیاسی، چون صدور قطعنامه علیه کشورمان تحت فشار آمریکا و اروپاییها است. در چنین شرایطی ایران هیچگاه خلاف آنچه بر مبنای موازین بینالملی بوده عمل نکرده است. نمونه واضح این امر توافق برجام بود که ایران به وظایف و تعهدات خود ذیل توافق عمل کرد و زمانی که آمریکا به بهانههای واهی از این توافق خارج شد و اروپاییها نیز استیصال خود را از احیای توافق نشان دادند، ایران در اقدامی متقابل گامهای عقب نشینی خود را از تعهدات در پرونده هستهای آغاز کرد. جالب اینکه ایران همواره پذیرای مذاکره بوده و هیچگاه پنجره دیپلماسی را نبسته است، اما همانهایی که مدام دم از دیپلماسی و گفتوگو میزنند دو بار در دو مقطع متفاوت در جریان مذاکرات با حمله به ایران میز مذاکره را منفجر کردند تا نشان دهند مذاکره نیز بخشی از برنامه آنها برای خرید وقت در جهت ارزیابی و حمله بعدی بوده است. چه اینکه مرور بر نوع رویکردها و اظهارات غربیها در قبال ایران به وضح نشان میدهد که آنها هیچکاه به طور جدی دنبال مذاکره و حصول توافق با ایران نبوده و مذاکره برایشان جنبه فریب طرف مقابل را داشته است. با این حال ایران باز هم پنجره دیپلماسی را نبسته است و هماکنون نیز با وجود تحلیلهای متفاوت، همچنان پذیرای میانجیهایی است که دنبال شرایطی برای از سرگیری گفتوگوها و بازگشت طرفین به میز مذاکره هستند. این در شرایطی است که بخشی از جامعه و جریانات سیاسی نه تنها دیگر به مذاکره معتقد نیستند بلکه حتی بودن در NPT را نیز برنمیتابند و خواهان خروج از این توافق هستند. چنان که اخیرا جبهه پایداری طی بیانیهای رسما خواستار این اقدام شد و پیش از او نیز حسینعلی حاجیدلیگانی نماینده مجلس از آمادهسازی طرح ۳ فوریتی برای خروج از برجام خبر داده بود. اما این پایان ماجرا نبوده و این جریان در گامی به پیش چندی است خواستار تغییر دکترین هستهای کشور و ساخت بمب هستهای شدهاند. اقدامی که رهبری شهید همواره نسبت به آن موضع منفی داشتند و دکترین هستهای کشور نیز از همین رو در زمان حیات ایشان تغییری نمیکرد.
*۲ گزاره مهم
بحث تغییر دکترین هستهای ایران تاکنون چندین بار مطرح شده است و چهرههای مختلف و بعضا مسئولان امر نیز در این باب به اظهار نظر پرداختهاند، اما این رویهها هیچگاه به سمت و سویی نرفت که اقدامی عملی در راستای تغییر دکترین هستهای ایران صورت پذیرد و صرفا در سطح نظری باقی ماند. حال، اما اکنون که جریانی دنبال این معنا است و از ظرفیت تجمعات شبانه برای طرح این موضوع استفاده میکند، باید مشحص شود که این صرفا خواسته آنها و حامیانشان است یا اینکه به طورکلی جامعه خواستار تغییر دکترین هستهای است. از طرفی در خصوص این موضوع در میان نخبگان شاهد اجماع نیستیم و نظرات مختلفی مطرح میشود که نهایتا نشان دهنده اختلافات در این مقوله است. در چنین شرایطی ابتدا باید پس از بررسیهای بسیار راجع به این موضوع فرصتها و تهدیدهایی که از آن ناشی میشود، نهایتا اجماع در سطح نخبگان شکل بگیرد و یا همه معتقد به این تغییر باشند و از آن حمایت کنند یا اینکه با در نظر گرفتن هزینه فایدههای موضوع با آن مخالفت کنند و دیگر پیگیری در این خصوص صورت نگیرد. از سوی دیگر پر واضح است که وقتی دعوت از نخبگان برای بیان نظراتشان مطرح میشود مقصود موافقان ماجرا است تا در تایید آن وارد شوند. اگر نه حضور مخالفان برای طرحان این مساله محلی از اعراب ندارد و این هرچه باشد اجماع نخبگانی در سطح ملی نخواهد بود. از طرفی موضوع مهمتر بحثی است که بارها مطرح و درباره آن صحبت شده است؛ پروژه نفوذ که بابت آن کشور خسارت کمی هم پرداخت نکرده است. قرار دادن این مساله مهم در کنار مساله حفرههای امنیتی که چند ماه پیش سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه در گفتوگویی بدان اشاره کرد نشان میدهد که برای هر اقدام مهمی در کشور از جمله تغییر دکترین هستهای باید این موضوع به سرعت حل و فصل شود تا باز هم از این ناحیه ضربه نخوریم. تا زمانی که این دوگام یعنی نخست اجماع نخبگانی به معنی نخبگان همه جریانات سیاسی و دوم روشن شدن دامنه نفوذ حال و فصل نشود، از طرح مسائلی، چون تغییر دکترین هستهای کشور طرفی نخواهد بست. گرچه به نظر میرسد این دست اظهارات و گفتهها صرفا با هدف از بین بردن امکان و فرصت مذاکره مطرح میشود، اما به هر روی باید در کنار فرصتهایی که از کنار این طرح بهدست میآید، هزینههای آن را دید و سپس تصمیم معقولانه گرفت.
خواست ملت؟
ماجرای تغییر دکترین هستهای ایران به نماز جمعه هم کشیده شده و روز گذشته خطیب جمعه تهران با اشاره به واکنشها نسبت به طرح موضوع بازنگری در دکترین هستهای کشور و گفت: «این مطالبه، یک واکنش شتابزده و هیجانی نیست، بلکه حاصل بلوغ و آگاهی ملی است». حجتالاسلام حاجعلیاکبری افزود: «دشمنان همه خطوط قرمز ملت ایران را زیر پا گذاشتهاند، امام ما را به شهادت رساندهاند و به تعهدات و قراردادهای خود پایبند نبودهاند. ملت ایران در طول سالهای گذشته تجربهای دردناک از رفتار طرف مقابل داشته و اکنون با آگاهی و بصیرت گسترده، موضوع بازنگری در دکترین هستهای را بهعنوان یکی از عرصههای بازدارندگی و تأمین امنیت ملی مطرح میکند». وی با اشاره به این موضوع بیان کرد: «این خواست ملت ایران است و نباید آن را به یک گروه خاص محدود کرد. پیش از این نیز در برخی نظرسنجیها بیش از ۷۰ درصد مردم خواستار تجدیدنظر در دکترین هستهای بودند، اما پس از طرح این موضوع، موجی از درخواستها و استقبال از سوی اقشار مختلف مردم، از جمله دانشجویان، دانشآموزان، استادان دانشگاه، نخبگان و اصناف شکل گرفت». امام جمعه موقت تهران اظهار کرد: «اکنون با یک مطالبه ملی روبهرو هستیم و امیدواریم نخبگان و صاحبنظران درباره این موضوع مطالعه و بررسی کنند و پیشنهادها و طراحیهای خود را ارائه دهند و مسئولان مرتبط نیز باید بررسیهای تکمیلی را انجام دهند تا پیشنهادها به محضر رهبر معظم انقلاب ارائه شود. در نهایت، هر تصمیمی که رهبر معظم انقلاب تشخیص دهند، مورد تبعیت ما خواهد بود». در همین راستا محمود نبویان نماینده تهران نیز با اشاره به لزوم تولید بمب اتم در ایکس نوشت: «در جمع مردم شریف قم درخواست مجوز ساخت بمب اتم از مقام معظم رهبری را مطرح کردم که با تکبیر و تایید مردم مبعوث شده همراه شد».