بسیاری بر این عقیده هستند که این اقدامات به نوعی گویای اصرار طرفین بر مذاکرات و رسیدن به یک تفاهم برای دوری جستن از وقوع جنگ جدید است و برخی دیگر از تحلیلگران منطقهای و فرامنطقهای که دیدگاه محافظهکارانه دارند بر این عقیده هستند که این آمد و شدها را باید به مثابه آخرین تلاشها و ارسال پیام از سوی واشنگتن به تهران در عرصه دیپلماسی دانست که اگر به خروجی موردنظر منجر نشود، در نهایت دو طرف وارد جنگ دیگری خواهند شد.
قطریها در تهران
در این میان روزهای گذشته پاکستان و قطر تمام تلاش خود را بر ادامه و گسترش رایزنیها معطوف کردند که در گذشته هم شاهد این روند بودهایم. در آخرین اقدام، منابع خبری رسمی ایران اعلام کردند که هیات نمایندگی قطر، به ریاست مشاور ارشد نخستوزیر و وزیر خارجه قطر، صبح روز گذشته (جمعه ۸ آبان) برای دیدار و گفتوگو با مقامهای ارشد جمهوری اسلامی ایران وارد تهران شدند. این در حالی است که یکشنبه هفته گذشته هیات قطری که در واقع یکی از میانجیهای مذاکرات ایران و آمریکا به شمار میرود، به تهران سفر کرده بود. رویترز نیز در این خصوص اعلام کرده که میانجیهای قطری در چارچوب تلاشها برای دستیابی به توافق، به تهران سفر کردهاند و بازگشت میانجیهای قطری به تهران را با هماهنگی واشنگتن قلمداد کرده است. به موازات این اخبار مارگارت برنان، خبرنگار CBS نیز در این خصوص ادعا کرد که میانجیهای قطری با جدیدترین نسخه از پیشنهاد دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ آمریکا با ایران، در تهران حاضر شدند و بر همین اساس ۴۸ ساعت آینده برای تصمیمگیری در این زمینه بسیار تعیینکننده خواهد بود. اکسیوس نیز به نقل از منابع دیپلماتیک در خصوص این موضوع مدعی شده که میانجیهای قطری در تهران حضور پیدا کردند تا با مقامهای ایرانی درباره آخرین پیشنهاد آمریکا برای ازسرگیری مذاکرات صلح گفتوگو کنند. با نگاهی به این موج خبری به نظر میرسد که رسانهها و خبرنگاران نزدیک به کاخ سفید به دنبال آن هستند تا بتوانند به هر ترتیبی که شده یک موج دوگانه را به راه بیندازند. این موج دوگانه در یک سوی خود دیپلماسی را به عنوان یک ابزار مهم جلوه میدهد، اما در در سوی دیگر آن سعی میکند تا با استفاده از افعال معکوس به نوعی این مفهوم را به مخاطب القا کند که این آخرین پرده از مذاکرات و رایزنیها در قبال پرونده ایران – آمریکا خواهد بود. از سوی دیگر بحث جنگ و برجستهسازی آن به موازات این روند دیپلماتیک است و به نوعی ما شاهد برجستهسازی «مذاکره یا جنگ» در این مقطع زمانی و با توجه به مولفههای موجود هستیم.
فشار برای توافق؟
فارغ از این ادعاها و اخبار منتشر شده باید متوجه بود که در فضای رسمیتر سیاست بینالملل هم نوعی ار دوگانگی و عدم قطعیت را درباره احتمال هرگونه توافق و حتی در خصوص وقوع جنگ جدید شاهد هستیم. به عنوان نمونه دونالد ترامپ همزمان با سفر هیات قطری به ایران در گفتوگو با رادیو KCMO در کانزاسسیتی واقع در ایالت میزوری مدعی شده که «آنها (ایران) میخواهند توافق کنند، اما ما به تضمینی نیاز داریم که هرگز سلاح هستهای وجود نخواهد داشت». او همچنین ابراز کرد که «جنگ با ایران بهزودی پایان خواهد یافت»، اما همانند کذشته توضیح نداد که این اتفاق چگونه رخ خواهد داد! نکته اینجاست که او از یک سو ادعا میکند که توان هستهای ایران پس از حملات اخیر ایالات متحده برای دستیابی به سلاح هستهای از بین رفته و از سوی دیگر حالا برای چندمین بار اعلام میکند که ایران باید تضمین دهد که به سلاح هستهای دست پیدا نکند. این دوگانگی ماهها است که ادامه دارد و بر همین اساس نه تنها تیم سیاسی – امنیتی ترامپ در کاخسفید، بلکه حتی شرکای اروپایی و منطقهای ایالات متحده را با شک و تردید روبهرو کرده است. در این میان اروپاییها هم از این روند به نوعی خسته و معارض هستند. به عنوان مثال امانوئئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه در مورد علت ایجاد اعتراضات اخیر در فرانسه اعلام کرده که «اقدامهای حمایتی برای آرامسازی اقتصادی وجود دارند، اما علت اصلی آنچه بحران قدرت خرید، افزایش قیمتهای سوخت و ... را موجب میشود، جنگ ایران و بسته شدن تنگه هرمز است». همچنین فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان نیز اعلام کرده که «برلین برای پایان دادن به جنگ ایران در سریعترین زمان ممکن تلاشهای خود را به کار بسته است و امیدواریم به زودی این منازعه پایان یابد».
نامه ونس و یک دوگانه دیگر
موضوع دیگر که در این راستا بسیار مهم ارزیابی میشود نامه جی. دی ونس، معاون ترامپ خطاب به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی است. اینکه محتوای این نامه چیست و چه بوده، هنوز مشخص نیست، اما برخی گمانهزنیهای رسانهای در آمریکا نشان میدهد که معاون ترامپ به دنبال آن است تا به صورت مستقیم با مقامات ایران وارد مذاکره شود و به یک نتیجه برسد. برخیها معتقدند ممکن است این نامه اتمام حجت نهایی قبل از دور تازه تنش باشد. هرچه که باشد، روشن است که تا زمانی که گزارش رسمی از مفاد نامه منتشر نشود، نمیتوان از محتوای آن گمانهزنی کرد.