فریدون مجلسی، تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل نوشت: تحرکات دیپلماتیک در خصوص پرونده ایران و آمریکا حداقل از حیث شکلی و رسانهای درون خود پیامهای مثبتی دارد و امیدواریم بالاخره مشکل ایران بهجای جنگ، از طریق مذاکره و سازگاری مسالمتآمیز حل شود و از این بنبست خارج شویم؛ بنبستی که سالهاست، بهخصوص در شش ماه اخیر، به نقطه اوج خود رسیده است.
در این میان نقش قطر بسیار مهم است. قطر کشوری کوچک با ثروتی بسیار زیاد است که توانسته خود را روی نقشه جغرافیای جهان بهخوبی مطرح کند. این کشور کوچک با کمال توانمندی جام جهانی فوتبال را برگزار کرد و در آن مقطع، هر روز نام قطر بر سر زبانها بود و توانسته است در مدتزمانی کوتاه، شهر دوحه را به یکی از مدرنترین شهرهای دنیا تبدیل کند.
اکنون پایگاههای آمریکایی نیز در آنجا مستقر هستند و البته ایران به این پایگاهها ضربه زد و قطر با آن کنار آمد و اکنون برای میانجیگری وارد عمل شده و از هر دو طرف اصرار دارد که با یکدیگر آشتی کنند.
دلیل این امر هم روشن است؛ قطر از فرود آمدن ترکشهای جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل در خاک خود بیم دارد. قطریها مسیر آرامش، توسعه، پیشرفت، صنعت و اقتصاد را برای قدرتمند کردن کشورشان در پیش گرفتهاند.
آنها به این فکر میکنند که طی چند سال آینده، با رسیدن جمعیت کشورشان به چهار تا پنج میلیون نفر، بتوانند جامعهای منسجمتر، سالمتر و توسعهیافتهتر داشته باشند؛ هنر را تقویت کنند، به علوم و دانشگاهها بپردازند و زمینههای پیشرفت بیشتری را فراهم آورند.
در عین حال، باید توجه داشت که قطر از نظر جغرافیایی فاصله بسیار کمی با سواحل و جزایر ایران دارد و میتواند بهسادگی در تیررس کوتاهبردترین موشکها قرار گیرد؛ موشکهایی که اتفاقاً بسیار خطرناک هستند، زیرا در فواصل کوتاه، رصد کردن و شناسایی آنها تقریباً غیرممکن میشود. اکنون ماههاست که اقتصاد قطر از محل صادرات عمده خود، یعنی مایعسازی گاز و صدور آن با کشتیهای مخصوص حمل گاز طبیعی مایع، آسیب دیده و فعالیتهای صادراتی آن متوقف شده است. این کشور آیندهای را پیشبینی میکند که در آن، این توقف ممکن است طولانی شود یا خسارتهای بیشتری به آن وارد آید.
دیگران نیز به همین ترتیب، هر کدام منافعی در پایان یافتن این جنگ دارند. پاکستان هم اگر در این زمینه ورود کرده، به شیوهای دیگر منافع بسیار زیادی در پایان یافتن جنگ دارد. اما بالاتر از همه، خود ایران است. ایران از نظر توانمندیهای بالقوه، منابع و بهویژه آمادگی ملی و جمعیتی برای یک جهش توسعهای، از همه این کشورها ظرفیت بیشتری دارد.
متأسفانه، آسیبدیدن ایران از این جنگی که سالهاست ادامه دارد و در شش ماه اخیر شدت بیشتری گرفته، تأسفبار است. به همین دلیل، فکر میکنم معاون ترامپ این بار نه با رئیسجمهور و نه با رئیس مجلس که قبلاً آنها را آزموده، بلکه با دبیر شورای عالی امنیت ملی، که کانال تماس مستقیم با ساختار نظامی ایران محسوب میشود، ارتباط برقرار کرده است. به نظر میرسد آنها نیز به این نتیجه رسیدهاند که بهتر است راهحل از طریق تفاهم با نظامیان دنبال شود، نه اینکه موضوع صرفاً به شیوه نظامی حلوفصل شود. به نظر میرسد که اگر توافق و تفاهم رخ ندهد، جنگ بسیار شدیدی رخ خواهد داد و این موضوع را فرماندهان ما هم میدانند؛ لذا آنچه درد ما را دوا میکند، آسیبندیدن، بهراه افتادن چرخ کشور، حرکت در مسیر توسعه و رفع تحریمها است.