ضرورت این مساله نیز آنجایی درک میشود که امروز دشمن به وضوح از سرمایهگذاری بر اختلافات و بهرهبرداری یا به عبارت بهتر سوءاستفاده از ایجاد اختلاف و نفاق در جامعه صحبت میکند، اما شاهدیم که جریانی خاص، حداقلی و تندرو که هیچ نگاه و نظری جز خود را برنمیتابد در پی کسب منافع جریانی و جناحی خود است و با رویکرد تخریبی و اهانتبار علیه مسئولان حاضر و سابق کشور دنبال ایجاد التهاب و تنش در کشور است تا به هر نحوی که شده منطق خود را غالب کند. انگار نهانگار که کشور در شرایط حساس نه جنگ، نه صلح قرار دارد و هر آن باید منتظر اتفاقی از سوی دشمن باشیم و همین مساله لزوم انسجام ملی را دو چندان میکند. پرسش اینجا است که اساسا معیار این جریانات برای وحدت ملی چیست؟ گیریم اصلا اینها رئیسجمهور، دولت یا سران قوا را قبول ندارند؛ اما نهایتا رای و نظر رهبر انقلاب به عنوان شخص اول کشور و تصمیمگیر نهایی در مسائل مختلف را که باید قبول داشته باشند. اگر اینگونه نیز در نظر بگیریم بر مبنای سخن رهبری تریبونهای این جریان باید منادی انسجام و وحدت باشد نه اینکه در پی ایجاد اختلاف، تخریب و اهانت به مسئولان فعلی و سابق برآیند. پس از سالها هنوز هم مشخص نیست که چرا تندروها نمیتوانند خود را در چارچوب وحدت ملی قرار دهند. البته شاید پیش از این مساله بهتر باشد این پرسش را مطرح کنیم که در نگاه جریان تندرو وحدت ملی چیست و چه مولفههایی دارد و چگونه میتوان بر مبنای آن در جامعه پیش رفت؟ یا اینکه وحدت ملی را امری جامعه شمول در مواجهه جامعه و حاکمیت میدانند یا اینکه وحدت در نظرشان اینگونه است که وحدت باید پیرامون ما باشد و هر کس نپذیرفت و مخالفت کرد دشمن است؟ ظاهرا تندروها، چون تعریف مشخصی از وحدت ندارند هر صحبتی را که بر خلاف نگاه و منویاتشان باشد تخریب میکنند و بر این مبنا است که برخی معتقدند آنها از رهبری نیز عبور کردهاند. اگر به تجمعات نگاهی بیندازیم خواهیم دید که وجهه تخریبی و تسویه حساب با مقامات سابق و شخصیتهای سیاسی بخش گستردهای از این تجمعات را فراگرفته و دیگر مثل سابق وجه انسجام ملی را مشاهده نمیکنیم که در نوع خود جای تامل دارد.
*تریبون برای تخریب؟
تریبونهای مختلفی که قرار بود از آنها ندای وحدت بیرون بیاید به مجامعی تبدیل شده که در آن بدون محدودیت مسئولان سابق نظام را مورد هتاکی، اهانت و حمله قرار میدهند و هیچ ابایی هم از این تخریبها ندارند. اگر مبنا آزادی بیان در جامعه است هر کس میتواند نگاه و نظر خود را مطرح کند و هیچ اشکالی هم ندارد که نظرات مختلفی وجود داشته باشد، اما اینکه جریان حداقلی تندرو هر کس حرفی غیر از آنچه آنها میگویند را مطرح کند مورد هتاکی و توهین قرار میدهد، دموکراسی به کنار، با اخلاق هم سازگار نیست. مساله دیگر استاندارد دوگانه اینها و نوع برخوردشان است. اگر شخصی آیتا... رئیسی فقید یا اطرافیانش را مورد انتقاد قرار دهد سریعا به وی حمله و هجمه میکنند و پی شکایت میروند، اما وقتی خودشان علنا به آیتا... هاشمی رفسنجانی، حجتالاسلام خاتمی و حجتالاسلام روحانی روسای جمهور سابق هتاکی و بیحرمتی کند حتی مورد تشویق هم قرار میگیرند و توجه ندارند که این چهرهها در دوره خود مورد حمایت و تقدیر رهبر شهید انقلاب بودهاند. نکته این است که چرا مسئولان سابق نظام نباید بتوانند آزادانه و بدون تخریب، اهانت و فحاشی نظرات خود را مطرح و با جامعه به اشتراک بگذارند؟ مشکل جریان تندرو این است که نه به دموکراسی باور دارد و نه چندصدایی.
* خشونت کلامی؟
یک فعال سیاسی اصولگرا درباره حملات و تخریبها علیه مسئولان سابق کشور اظهار داشت: سالها است که یک دوگانگی در برخوردهای سیاسی در کشور ما وجود دارد و ربطی هم به جناح اصلاحطلب یا اصولگرا ندارد و هر دو جریان سیاسی کشور متاسفانه دچار این اتفاق هستند. وقتی که در جناح خودشان کسی اشتباهی میکند حاضر نیستند بپذیرند، اما به جناح مقابل به طور کامل میپردازند. متاسفانه این اتفاق وجود داشته و الان در این دو سه ماه اخیر خیلی تشدید شده است. محمد مهاجری به «آرمان ملی» گفت: جریان حامی آقای رئیسی یک کار اشتباهی انجام داد و آمد یک سری فضیلت تراشیهایی مطرح کرد که هیچ نیازی به این فضیلت تراشیها نبود. اینکه بیایند برای یک دولتی که بیشترین اشتباهات را در تاریخ ایران داشته از جمله تخلف ۳.۷ میلیارد دلاری که در طول تاریخ انقلاب بیسابقه بوده، فضیلتهای دیگری بتراشند و از رشد اقتصادی و... بگویند و به نحوی حافظه تاریخی مردم را به بازی بگیرند و اجازه ندهند واقعیتها بیان شود خود بهخود در جامعه متکثر فعلی با حساسیت روبهرو میشود. این فعال رسانهای ادامه داد: از طرفی در تجمعات شبانه که خودم در یکی از آنها حاضر بودم دیدم که نسبت به آقای روحانی توهینهای فراوانی روا داشته میشود. البته من اصلا قصد ندارم بگویم حرف آقای روحانی خوب بود یا خوب نبود، اما واقعا آدم حرفهایی بدی را در تجمعات و فضای مجازی میشنود. یا بعضی از کسانی که معمم و روحانی هستند و توقع جامعه از کسی که لباس روحانیت بر تن دارد حفظ عفت کلام و به کار بردن کلام مؤدبانه است، اما میبینیم که این اتفاق رعایت نمیشود. مهاجری عنوان کرد: بعضی از فحاشیها به حدی زشت و نابهنجار است که من تعجب میکنم این افراد در بعضی از این تجمعات چطور اینها را جلوی زن و بچه مردم میگویند یا مثلا یک روحانی بسیار بیادبی فحش ناموسی به آقای روحانی میدهد و پرسش این است که اینجا دادگاه ویژه روحانیت کجاست که با این افراد برخورد کند؟ این فعال سیاسی تصریح کرد: در نظر داشته باشید که وقتی یک روحانی وارد ادبیات زشت و فحاشانه میشود خیلی فرق میکند با یک بلاگر، فعال اینستاگرامی یا فعال رسانهای چرا که آنها از سرمایه جایگاه خود خرج میکنند، اما یک روحانی از دین خرج میکند. متاسفانه بعضی از افراد دیگر مثل جامعه مداحان که بسیاری از آنها را انسانهای شریفی میدانم و در طول این جنگ خوب عمل کردند، اما برخی هم حرفهای خوبی نمیزنند. وی تاکید کرد: ۹۰ درصد حرفهای آقای روحانی درست است و میتوان ۱۰ درصد آن را در یک فضای عالمانه نقد کرد. ما به این تجمعات خیابانی واقعا نیاز داریم اینکه این تجمعات به محلی برای کینهجویی، فحاشی و ناسزاگویی و خشونت کلامی تبدیل شود زیانش فقط برای جمهوری اسلامی خواهد بود.