او در گفتوگویی که با خبرگزاری ایسنا داشته اعلام کرده است دریافتی پرستاران پاسخگوی تامین هزینهها در پایتخت نیست؛ بنابراین سهمیه تخصیص یافته خالی میماند: «در حالی که در گذشته بسیاری ترجیح میدادند طرح خود را در تهران سپری کنند یا در پایتخت استخدام شوند، اما تامین هزینههای زندگی در پایتخت سبب چشمپوشی از خواسته خود میشود.» سال گذشته نیز سیدرضا رئیس کرمی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران به معضل کمبود پرستار در تهران اشاره و دلیل آن را هزینههای سرسامآور مسکن عنوان کرده بود.
پرستاران چندشغله
پرستاران در تهران مجبور به کار کردن در شیفتهای اضافی و یا چند بیمارستان مختلف هستند. هزینههای بالای زندگی سیاستِ خودخواسته کار کردن در چند شیفت که در گذشته برای کسب پسانداز و ارتقای سطح زندگی انجام میشد را به یک الزامِ غیرقابل انکار در زندگی پرستاران در تهران تبدیل کرده است. یکی از پرستاران در تهران به «آرمان ملی» توضیح میدهد که تهران را به دلیل تصوری که از فضای مناسب پیشرفت داشته برای زندگی و کار انتخاب کرده است. اوایل حضورش در تهران در یک بیمارستان دولتی کار میکرده و روزهایی از هفته را نیز به انتخاب خود در یک بیمارستان خصوصی حضور پیدا میکرد، اما در سالهای اخیر به اجبار در چند بیمارستان کار میکند و با این حال کسب و کار جداگانهای را نیز راهاندازی کرده تا از پس هزینههای زندگی برآید. اتفاقی که به شخص او خلاصه نمیشود و دیگر همکارانش نیز همین راه را در پیش گرفتهاند؛ پرستاران چند شغله. او میگوید شتابِ تورم در تهران با سطح حقوق پرستاران همخوانی ندارد: «در تهران هرچقدر که کار کنی، باز هم از زندگی عقبی، مگر اینکه یک پشتوانه مالی خوب داشته باشی. قبلا نگرانی زندگی در تهران به هزینههای مسکن مربوط میشد، اما حالا علاوه بر مسکن، حتی برای زیست روزمره هم نگران هستیم. نمیدانیم قیمتها از امروز به فردا چه تغییری میکند در حالی که حقوق ما در طول یک سال ثابت است». کمبود پرستار در تهران در شرایطی مطرح است که در زمینه تربیت نیروی پرستار کمبودی وجود ندارد و دانشآموختگان پرستاری متناسب با ظرفیتها هستند. در دو آزمون اخیر وزارت بهداشت، ۱۶ هزار سهمیه برای جذب پرستاران در نظر گرفته شد، در حالی که هر ساله ۱۵ هزار نفر از این رشته فارغالتحصیل میشوند، یعنی اگر دو آزمون در دو سال برگزار شده باشد، ۳۰ هزار نفر فارغالتحصیل شدهاند و نصف آنها جذب و استخدام شدهاند. اما به گفته نایبرئیس اول شورای عالی نظام پرستاری تنها در تهران حدود ۸۰۰ نفر از ظرفیت پرستاری در آخرین آزمون استخدامی خالی ماند. ردیفهای خالی پرستاری در تهران و ایران را حالا، بیمارستانهای آلمان پر میکنند. آلمان به همراه دانمارک دو مقصد جذاب و پرطرفدار پرستاران ایرانی برای ادامه فعالیت در این حرفه در سالهای اخیر بوده است. سازمان نظام پرستاری میگوید آمار دقیقی از تعداد پرستارانی که مهاجرت کردهاند وجود ندارد، اما درخواستهای تایید صلاحیت کاری که اکثرا برای مهاجرت استفاده میشود دو برابر شده است.
اگر درآمد پایه یک پرستار را حدود ۲۳ میلیون تومان (حدودا ۲۰۰ یورو) در نظر بگیریم، در حالی که خط فقر در اسفند ماه سال گذشته از ۶۰ میلیون تومان عبور کرده است، با این درآمد حتی نمیتوان یکچهارم هزینههای حداقلی زندگیرا پوشش داد. حال آنکه یک پرستار تازهکار در آلمان با حقوق پایه ۲۸۰۰ تا ۳۳۰۰ یورو، به راحتی میتواند پس از پرداخت اجاره، خوردوخوراک و بیمه، ماهانه حداقل ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ یورو پسانداز کند و زندگی شرافتمندانهای داشته باشد؛ یعنی در یک ماه کاری، بیش از یک پرستار در ۲۰ سال کار در ایران، پسانداز دارد. ساعت کاری استاندارد ۳۹ ساعت در هفته، اضافهکاری با ۲۵ تا ۱۰۰ درصد حقوق، حق شیفت شب و تعطیلات، دورانی از زندگی حرفهای را برای آن رقم میزند که در ایران، با ۵۰ تا ۶۰ ساعت کار هفتگی و تورم بیامان، تنها مترادف با وام و اجاره و روزمرگی است.
بحران دامنگیر
کمبود پرستار پیامدهای روشنی بر فرایند درمان و بهبود بیماران دارد. براساس برآوردها دانشگاه راکهرست آمریکا، کمبود پرستار منجر به تشدید اشتباهات دارویی خواهد شد، چرا که وقتی نیرو بیش از حد کار میکند اشتباهات دارویی بیشتری رخ میدهد. کمبود پرستار همچنین زمان انتظار بیماران را نیز طولانیتر خواهد کرد و حتی تعداد بستریهای بیمارستان را نیز افزایش خواهد داد. کمبود پرستار در رفتار درمانی بیماران نیز اثرگذار است، انتظار طولانی برای دریافت خدمات پرستاری از سوی بیماران در برخی از آنها منجر به انصراف و یا به تعویق انداختن درمانهای پزشکی میشود و در نتیجه مراجعههای کمتر منجر به بیماریهای بیشتر میشود و این چرخهی معیوب نیاز به مراقبت در برابر درمان موجود را تداوم میبخشد. کمبود پرستار بر رفتار پرستاران با بیماران نیز اثرگذار است، خستگی جسمی و روحی ناشی از شیفتهای طولانی میتواند منجر به گسستگی از احساسات در پرستاران شود، احساس ناکارآمدی و بی ارزشی را در آنها تقویت کند و منجر به تشدید اضطراب و افسردگی در پرستاران شود. علاءالدین رفیعزاده رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور میگوید در آزمونها و مجوزهای استخدامی آینده تلاش میشود، مناطق و بخشهایی که با کمبود نیرو مواجه هستند در اولویت قرار گیرند تا بخشی از مشکلات موجود کاهش یابد. اما مساله اصلی کمبود نیرو به عدم تمایل پرستاران برای جذب و استخدام باز میگردد. اما همانطور که نایب رئیس اول شورای عالی نظام پرستاری تاکید میکند «هنگامی که سخن از کمبود پرستار به میان میآید، افزایش ظرفیت رشته پرستاری یا بکارگیری بهیارها را پیشنهاد میدهند. این راهکارها، پاسخگوی شرایط نیست؛ بلکه باید «جذابیت شغلی» و «کرامت انسانی» را مد نظر قرار دهیم. حاکمیت باید کرامت، شأن و منزلت اجتماعی پرستاران حفظ کند و از طرف دیگر، مسائل معیشت پرستاران باید حل شود.»