امیرعلی ابوالفتح، تحلیلگر مسائل بینالملل نوشت: وظیفه دستگاه دیپلماسی انجام مذاکرات دیپلماتیک است و البته فقط هم قرار نیست مذاکره با دوستان صورت بگیرد، بلکه مذاکره با دشمنان، رقبا و مخالفین هم موضوعی پذیرفته شده است. در خصوص مذاکرات اخیر باید گفت مذاکره بین ایران و آمریکا همیشه بوده و مشکل انجام مذاکره نیست، مشکل در توافق است.
بحث این نیست که آیا مذاکره کنیم یا نکنیم و این موضوع اصلا محلی از اعراب ندارد، چون همواره مذاکرات چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم اتفاق افتاده است. مساله مهم طی همه این مذاکرات عدم رسیدن به توافق با آمریکا بوده است. امروز هم مشکل شخص ترامپ نیست. از انقلاب تا امروز هفت، هشت نفر رئیسجمهور آمریکا بودهاند و در تمام دورهها رسیدن به توافق بسیار مشکل بوده است.
یک بار که در ماجرای برجام ایران و آمریکا در قالب ۱+۵ به توافق رسیدند، آمریکاییها زیر میز زدند و از آن خارج شدند. الان نیز شرایط از نظر بنیادی تغییری نکرده و نمیتوان به مذاکره و حصول توافق با آمریکا چندان خوشبین بود. اگر ماجرا همانطوری باشد که دونالد ترامپ در روزهای اخیر توییت کرده، امکان و شانسی برای توافق وجود ندارد، اما اگر در پشت درهای بسته و در اتاقهای مذاکراتی حرفهای دیگری زده شده یا زده خواهد شد، در آن صورت شاید بتوان شانس اندکی برای توافق قائل بود.
البته باید اذعان داشت که مذاکره فقط حضور دو طرف پشت میز نیست و در حال حاضر هم مذاکره در حال انجام است. اساسا مذاکرات قطع نشده که وصل بشود، متوقف نشده که از سر گرفته شود. مذاکره، مذاکره است. توییت کردن، سخنرانی و حتی اینکه سخنگوی وزارت امور خارجه میگوید فعلا تصمیمی برای مذاکره نداریم و حرفهایی از این دست، همه و همه بخشی از فن و تخصص مذاکره است. اینکه گفته میشود به اسم مذاکره طرفین در حال تجدید قوا هستند و برنامهریزی میکنند تا بیشترین برداشت را در مذاکره مطلوب خود داشته باشند، اقدامی در راستای مذاکره برای رسیدن به توافق است و طرفین برای این مساله هر کاری که بتوانند انجام خواهند داد.
ممکن است یک طرف دست به جنگ بزند و دیگری ضد جنگ انجام دهد یا از جنگ سایبری استفاده کند، عملیات نظامی، نفوذ یا ترور و... انجام شود. در مورد سایر کشورهای منطقه و حتی کشورهای خارج از منطقه باید به یاد داشت که ممکن است کشوری از با تمام وجود مخالف رفع تنش بین ایران و آمریکا باشد و این در عالم بینالملل بسیار طبیعی است. گروهی از کشورها از رفع تنش ذینفع نمیشوند و یا از صلح و آرامش بین دو کشور نفع نخواهند برد. یک جزیره یا یک کشور جزیرهای وسط اقیانوس آرام ممکن است هم با ایران رابطه داشته باشد و هم با آمریکا و در عین حال جنگ و صلح در منطقه خاورمیانه و غرب آسیا برایش اهمیت نداشته باشد.
در مقابل ممکن است کشوری در منطقه باشد که نزاع بین ایران و آمریکا برایش اهمیت بسیار داشته باشد. پاکستان از جمله کشورهایی است که هم با ایران رابطه خوبی دارد و هم با آمریکا. با نظر به اینکه برخی کشورها دنبال تنش هستند، پاکستان دنبال ایجاد آرامش در منطقه است و با توجه به مجموع شرایط منطقهای و بینالمللی شانس خود را برای ایفای نقش موثر امتحان میکند.
هرچند که باید تاکید کرد در این بین آنچه که اهمیت دارد، اراده دو طرف منازعه برای رسیدن به توافق است. اگر این اراده میان ایران و آمریکا برای رسیدن به یک توافق طرفینی وجود داشته باشد طبیعتا میتوان امیدوار بود که در صورت برگزاری مذاکرات در اسلام آباد احتمالا نوعی توافق شکل بگیرد. اما اگر طرف آمریکایی باز هم با همان خواستههای قبلی بخواهد در مذاکرات حاضر شود و زیاده خواهی سابق را همچنان ادامه دهد تبعا ایران نیز زیر بار نخواهد رفت و خواستههای آمریکا را نخواهد پذیرفت و اینگونه دور بعدی مذاکرات نیز به جایی نخواهد رسید.