تندروی و عملکردهای خلاف منافع ملی گویا برایشان، چون درسی شده که آن را از بر شدهاند و تفاوتی نمیکند این سناریو را برای چه کسی پیاده میکنند. محمدجواد ظریف یا حسن روحانی باشند که از قدرت دورند و زندگی شخصی خود را پیش میبرند یا مسعود پزشکیان و سیدعباس عراقچی که در مسئولیت هستند و امورات کشور را پیش میبرند، مساله تخریب است و باید انجام شود. دستاویز تخریب هم کم نیست و مسائل مختلفی، چون اینترنت، حجاب، مذاکرات و... اموراتی است که تندروها با محوریت آنها کار خود را دنبال میکنند. واقعیت این است که به طور کلی برای آنها کشور، نظام و مردم مهم نیست و آنها فقط به فکر نیات و افکار خود هستند. جریانی که تصور میکرد گام نهایی خود را با خالصسازی در ارکان مختلف حاکمیت برمیدارد و نگاه تند و افراطی خود را بر کشور حاکم میکند. از قضا تا حدی نیز بر پایه همین امر پیش آمدند و با خالصسازی مجالس یازدهم و دوازدهم را از آن خود کردند. حتی دولت سیزدهم را نیز تا حدی در اختیار داشتند و اگر سقوط بالگرد آیتا... رئیسی رخ نمیداد شاید آنها پروژه خود برای کنار زدن وی و جایگزین کردن چهره مورد وثوق خود در انتخابات بعدی را نیز کلید میزدند؛ اما آن اتفاق باعث شد تا عنان کار از دست تندروها خارج شود و با روی کار آمدن مسعود پزشکیان و دولت چهاردهم که مخالف تندروها بود تمام برنامههای آنها به هم ریخت. بر همین اساس نیز برنامه خود را از خالصسازی و پروژههای چیده شده پس از آن تغییر داده و به سمت تخریب هدفمند دولت در مسائل مختلف حرکت کردند. مواجهه این جریان با رئیسجمهور و دولتش از شهریور ۱۴۰۳ تاکنون به خوبی خصومت و عناد این افراد با مسعود پزشکیان و دولتش را نشان میدهد. همین مورد آخر در باب بازگشایی اینترنت که خواسته ملت بود بخشی از اینها برای دولت شمشیر از رو بستند و از دولت، ستاد ساماندهی فضای مجازی و همچنین رئیس آن شکایت کردند؛ لذا طبیعی است که هر چیزی نشانی از تغییر رو به جلو در مسیر بهبود شرایط جامعه یا جایگاه ایران در عرصه جهانی داشته باشد از نگاه آنها گناهی نابخشودنی و ناپسند است. بر مبنای همین امر طبیعی است وقتی صحبت از مذاکره با آمریکا میشود اینها بخواهند گریبان چاک کنند و هر آنکه از مذاکره صحبت کند را مورد تخریب و لعن و نفرین قرار دهند. هنوز فراموش نکردهایم که در سالهای میانی دهه ۹۰ در دولت حسن روحانی این جماعت در مدرسه فیضیه تحصن کردند و تابلوی «ای آنکه مذاکره شعارت؛ استخر فرح در انتظارت» بالا بردند. در زمان رهبری شهید بارها برخلاف صحبتهای ایشان وحدت شکنی کردند و به تفرقه و اختلاف دامن زدند و هم اکنون نیز در زمان رهبری حاضر همچنان از تریبونهای تجمعات شبانه، صداوسیما یا برخی رسانهها در پی ایجاد دوقطبی و تخریب مسئولان و مذاکره کنندگان برمیآیند.
* جنجال رسایی
چندی پیش بود که حمید رسایی نماینده پر حاشیه تهران در مجلس مطلبی تحت عنوان «چه کسانی شایسته جایگاه رهبریاند» در کانال تلگرامی خود منتشر کرد که «معیار «اهل» بودن، تنها نسبت فیزیکی نیست، بلکه ایمان و عمل صالح است. پسر نوح به دلیل انکار حق و عمل غیر صالح، از دایره اهل نجات خارج شد. معیارهای الهی فراتر از پیوندهای دنیوی است و رستگاری تنها در سایه ایمان و عمل صالح تحقق مییابد». با این حال عدهای که پیش از این نیز مطرح میکردند که تندروها در زمانی در مقابل رهبری هم میایستند این مطلب رسایی را مصداق همین امر گرفتند و اظهارات سابق وی در خصوص برخی چهرهها و مسئولان نظام مثل شهید سلیمانی را به میان آوردند. جایی که او سردار سلیمانی در سال ۹۷ به سبب یک موضعگیری در نامهای از حسن روحانی رئیسجمهور وقت تمجید کرد. این موضوع باعث شد، رسایی که از مخالفان سرسخت روحانی بود، این نامه را برنتابید و سردار سلیمانی را به دستبوسی ابوموسی اشعری تشبیه کرد. چه اینکه عصر ایران در این خصوص نوشت: اولاً آیه مربوط به پسر نوح، اساساً ربطی به رهبری جامعه ندارد و پسر نوح هرگز گزینه جانشینی او نبوده است؛ فقط فرزند ناخلفی بوده که غرق شد. حالا جناب رسایی، بر اساس کدام دانش قرآنی و کدام تفسیر و به چه نیتی این دو موضوع غیرمرتبط را به هم چسبانده، خدا عالم است! ثانیاً پیش کشیدن بحث رهبری در شرایط کنونی که فرزند خلف رهبر شهید، جانشین ایشان شده و در عین مجروحیت، عهدهدار رهبری جامعه ایران، آن هم در وضعیت کنونی که دشمنان هر روز شایعهای در این باره میسازند و سپس ذکر آیه مربوط به فرزند نوح و تاکید بر اینکه اهل بودن تنها نسبت فیزیکی نیست و... واقعاً چه محلی از اعراب دارد و منظور رسایی از این آسمان ریسمان بافتن مضحک چه بوده است؟» به نظر میرسد در شرایطی که کشور در شرایط حساسی بسر میبرد و بارها بر لزوم وحدت تاکید شده باید نهادهای مسئول قضایی تدابیری برای جلوگیری از این دست اظهارات و واکنشها و تخریب مسئولان داشته باشند و برخوردهای مقتضی با اینگونه افراد صورت پذیرد.
*برخورد قضایی با تندروها
یک نماینده ادوار مجلس در خصوص نوع مواجهه و برخورد با تندروها اظهار داشت: نمایندگان حداقلی بساط انتقام از شکستشان در انتخابات ریاست جمهوری را جمع کنند و یار ملت و صاحبمنصبان مذاکره کننده با دنیا باشند نه بار خاطر آنها. کمالالدین پیرموذن به «آرمان ملی» گفـت: جریان خاص افراطی جبهه پایداری که به ناحق به انقلاب و نظام چسبیدهاند نباید بیش از این برای صاحب منصبان و منافع کیان نظام و کشور باشند. من از هیأت رسیدگی به رفتار نمایندگان مجلس میخواهم به پرونده فعلی برخی نمایندگان خود حقپندار رسیدگی کند. وی افزود: امثال رسایی، کوچکزاده، ثابتی و جلیلی مرید احمدینژاد بودند و حال که اظهارات و واکنشهای آنها باعث تخریب انسجام ملی و مسئولان شده دادستانی و رئیس قوه قضائیه برخورد قاطعی با این افراد بعمل آورند تا جامعه بیش از این از هزینهسازی این افراد و جریانات صدمه و آسیب نبیند. اینها مخالف وصایای امام (ره) بیمدهیهای رهبر شهید و تاکیدات رهبر انقلاب بر انسجام داخلی هستند.